به گزارش سرویس فرهنگ و هنر ساعدنیوز، همه چیز از یک نگاه شروع میشود؛ نگاهی به زندگی کسی که فکر میکنیم از ما خوشبختتر، پولدارتر یا موفقتر است. دکتر کاکاوند در این ویدیوی دلنشین یادآوری میکند که داراییها و نداشتههای ما کاملاً نسبی هستند. ما هیچوقت نه در نقطه پایان این ماجرا ایستادهایم و نه در نقطه آغاز آن. در همین لحظه که از زندگی خود گله میکنیم، دست حسرت لایهای از آدمها به سمت ما دراز است؛ کسانی که شاید بزرگترین رویای زندگیشان، داشتنِ همین شرایطی باشد که ما امروز از آن شکایت داریم.
وقتی ذهن درگیرِ قیاسهای ویرانگر میشود، ناامیدی مثل بختک روی قلب سنگینی میکند. اما درمان این بیقراری قرنها پیش در آستین ادبیات ما نهفته بود. کاکاوند با آن لحن آرامشبخش خود، روایت را به سمت چشمه زلال شعر رودکی میبرد. جایی که پدر شعر فارسی با 2 بیت، نسخهای جاودانه برای آرامش روح میپیچد:
با داده قناعت کن و با داد بزی
در بند تکلف مشو، آزاد بزی
در به ز خودی نظر مکن، غصه مخور
در کم ز خودی نظر کن و شاد بزی
رباعی شمارهٔ 37
این یعنی رها شدن از بند تجملات ساختگی و نقابهایی که برای راضی نگه داشتن چشم دیگران به صورت زدهایم.
ابوعبدالله جعفر بن محمد بن حکیم بن عبدالرحمن بن آدم رودکی سمرقندی؛ زادهٔ اواسط قرن سوم هجری قمری (شاید 244 قمری) از شاعران ایرانی دورهٔ سامانی در سدهٔ چهارم هجری قمری است. او استاد شاعران آغاز قرن چهار هجری قمری ایران است. رودکی به روایتی از کودکی نابینا بوده است و به روایتی بعدها کور شد. او در روستایی بهنام بَنُج رودک در ناحیهٔ رودک (پنجکت در تاجیکستان امروزی) در نزدیکی نخشب و سمرقند به دنیا آمد. رودکی را نخستین شاعر بزرگ پارسیگوی و پدر شعر پارسی میدانند. وی در دربار امیر نصر سامانی بسیار محبوب شد و ثروت بسیاری به دست آورد، با این حال در سالهای پایانی عمر مورد بیمهری امیران قرار گرفته بود. او در اواخر عمر به زادگاهش بنجرود بازگشت و در همانجا به سال 329 هجری (941 میلادی) درگذشت.
شما چطور؟ آیا تا به حال شده با دیدن زندگی دیگران در فضای مجازی، حسرت بخورید یا فکر کنید عقب ماندهاید؟ برای ما در بخش نظرات بنویسید که کدام بیت از این شعرخوانیِ زیبا، بیشتر به دلتان نشست.