به گزارش سرویس شعر پایگاه خبری ساعدنیوز، این بیت، تصویری لطیف از عشق حقیقی را به نمایش میگذارد، عاشقی که در آتش عشق، خویشتن را از یاد برده و تمام هستی خود را در وجود معشوق یافته است و هرگز از تماشای او سیر نمیشود. برای او، معشوق تنها محبوبی دلانگیز نیست؛ بلکه جانِ جان، نفسِ زندگی و معنای بودن است. همانگونه که ماهی، هرچند از غذا بهرهمند باشد، باز هم بیاختیار در طلب آب است، زیرا آب نه مایهی لذت، که رازِ بقای اوست؛ عاشق نیز بیحضور معشوق، گویی از نفس کشیدن بازمیماند.
در عشق راستین، وصال پایان اشتیاق نیست، بلکه آغاز عطشی عمیقتر است. هر دیدار، شوق دیداری دیگر را در دل میکارد و هر لحظهی حضور، دلتنگی لحظهای تازه را به همراه میآورد. عاشق هرچه بیشتر به معشوق نزدیک میشود، بیشتر درمییابد که فاصلهی میان دل و محبوب را هیچ وصالی به تمامی پر نمیکند. از همین رو، عشق حقیقی هرگز به سیری نمیرسد؛ زیرا آنچه عاشق میجوید، تنها دیدن معشوق نیست، بلکه غرق شدن در بیکرانگی حضور اوست.
عاشق به فنا سیر ز معشوق نگردد
ماهی طلبِ آب کُند گر چه غذا شد.
غنی کشمیری
محمدطاهر غنی آشای معروف به غنی کشمیری (1039 - 1079 قمری) شاعر پارسیگوی اهل جامو و کشمیر است. سرودههای او مورد توجه شاعران بزرگ شبه قارهٔ هند مانند علامه اقبال لاهوری، میر تقی میر، سعادت حسن منتو بوده و نقل قول شده است. گفته میشود غالب دهلوی چهل بیت از او را به اردو ترجمه کرده است.
آیا تا به حال عشقی را تجربه کردهاید که هر دیدار، اشتیاق دیداری دیگر را در دلتان زندهتر کند؟ حس و برداشت خود را از این شعرخوانی بنویسید؛ شاید روایت شما، دریچهای تازه به معنای عشق بگشاید.
برای مشاهده سایر اشعار با سرویس فرهنگ و هنر ساعدنیوز همراه باشید.