اگر دلتنگی، این روزها امانت را بریده، این دکلمه‌ی باران نیکراه آینه‌ی تمام‌نمایِ حالِ توست / من از خزان به بهار از عطش به آب رسیدم + ویدئو

  چهارشنبه، 10 تیر 1405
اگر دلتنگی، این روزها امانت را بریده، این دکلمه‌ی باران نیکراه آینه‌ی تمام‌نمایِ حالِ توست / من از خزان به بهار از عطش به آب رسیدم + ویدئو
ساعدنیوز: باران نیکران با خوانش شعری از حسین منزوی، سکوت را به آینه‌ای از احساس بدل کرد؛ لحظه‌ای که کلمات منزوی در صدای او جان دوباره گرفتند و مخاطب را با موجی از شور و دلتنگی همراه ساخت.

به گزارش سرویس شعر پایگاه خبری ساعدنیوز، این شعر توصیفگر یک دگرگونی عمیق درونی و عبور از تاریکی‌های وجودی به سوی روشنایی و کمالِ حاصل از پیوند با معشوق است. شاعر با استفاده از تضادهایی همچون «خزان به بهار»، «شب به آفتاب» و «سراب به دریا»، تجربه‌ی گذر از سختی‌ها، فریب‌های دنیوی و پوچی‌های گذشته را بازگو می‌کند؛ مسیری که با تکیه بر حضور و راهنمایی معشوق، به انتخابی آگاهانه و رسیدن به حقیقتی درخشان و «بی‌نقاب» منجر شده است.

در بخش دوم، شعر بر قدرت تحول‌آفرینِ عشق متمرکز می‌شود؛ جایی که هم‌آغوشی با معشوق، وجود منجمد شاعر را به تب و تاب و شورِ زندگی می‌رساند. این پیوند، تمام پرسش‌های بنیادین شاعر درباره‌ی بهشت و معنای هستی را در وجودِ معشوق پاسخ می‌دهد و کتاب عمر او را به فصل عاشقانه‌ای می‌رساند که در آن، خودِ معشوق به مثابه‌ی «ناب‌ترین شعر» و «معنای عشق حقیقی»، شایسته‌ی سپاس و ستایش است.

درباره حسین منزوی بیشتر بدانید

حسین منزوی (زادهٔ 1 مهر 1325 – درگذشتهٔ 16 اردیبهشت 1383)شاعر ایرانی و برگزیده اولین دوره جشنواره بین‌المللی شعر فجر در بخش شعر کلاسیک بود. او که بیشتر به‌عنوان شاعری غزل‌سرا شناخته شده‌است، در سرودن شعر نیمایی، شعر سپید و ترانه هم تبحر داشت. نقش منزوی، در زنده‌کردن غزل معاصر، چشمگیر ارزیابی شده‌است و حتی بعضی از منتقدان کار او را انقلابی در غزل امروز می‌دانند و آن را با کاری که نیما در تحول شعر فارسی کرد، مقایسه کرده‌اند. وی در ترانه‌سرایی نیز توانا بود و آلبوم نسیما به خوانندگی علیرضا افتخاری از سروده‌های اوست. بسیاری از غزل‌های او توسط خوانندگان مشهوری نظیر: علیرضا افتخاری، کوروش یغمائی، محسن نامجو، همایون شجریان، داریوش اقبالی، محمد نوری و … خوانده شده‌ است.

متن شعر

من از خزان به بهار از عطش به آب رسیدم

من از سیاه‌ترین شب به آفتاب رسیدم

هم از خمار رهیدم٬ هم از فریب گذشتم

که از سراب به دریایی از شراب رسیدم

به جانب تو زدم نقبی از درون سیاهی

به جلوه‌ی تو٬ به خورشید بی‌نقاب رسیدم

اگر نشیب رها کردم و فراز گرفتم

به یاری تو بدین حُسن انتخاب رسیدم

شبی که با تو همآغوش از انجماد گذشتم

به تب٬ به تاب٬ به آتش٬ به التهاب رسیدم

چگونه‌است و کجا؟ دیگر از بهشت نپرسم

که در تو٬ در تو به زیباترین جواب رسیدم

کتاب عمر ورق خورد بار دیگر و در تو

به عاشقانه‌ترین فصل این کتاب رسیدم

چرا به ناب‌ترین شعر خود سپاس نگویم

تو را؟ که در تو به معنای عشق ناب رسیدم

حسین منزوی

شما در زندگی‌تان به چه کسی یا چه چیزی رسیده‌اید که مانند این شعر، معنایِ "عشق ناب" را برایتان تعریف کرده است؟ داستانِ رسیدنِ خود را در کامنت‌ها برای ما بنویسید.


برچسب‌ها: شعرخوانی باران نیکراه حسین منزوی

  نظرات
نظر خود را به اشتراک بگذارید
دسترسی سریع:
صفحه اصلی ویدیو ها

ساعدنیوز در فضای مجازی
لینک کوتاه مطلب:

صفحه‌اصلی ویدیو ها