به گزارش سرویس فرهنگ و هنر ساعدنیوز، حافظ غزل را بدون هیچ مقدمهچینی و تکلفی، با یک اعتراف تکاندهنده آغاز میکند. «مردم» در پایان هر دو مصرع، تنها یک آرایه ادبی یا قافیه ساده نیست؛ شیونِ در گلو ماندهی عاشقی است که از شدت تمنا و نرسیدن به معشوق، به سیم آخر زده است. کاکاوند در خوانش خود، این ایستادن مرز بین زندگی و مرگ را به زیبایی با لحن خود مجسم میکند. آبدار بودنِ لعل یار (کنایه از لب معشوق) تضادِ عجیبی با لبهای خشکیده و عطشِ بیحد عاشقِ در حال مرگ ایجاد میکند.
«قصه نکنم دراز، کوتاه کنم / بازآی که باز از انتظارت مردم»
شاهکار حافظ در بیت دوم رخ میدهد؛ جایی که با یک ایجازِ بینظیر میگوید جای هیچ گله و شکایت و داستانسرایی نیست. او قصه را کوتاه میکند تا در آخرین نفسها، تنها یک خواسته را فریاد بزند: «بازآی». این «بازآی» یک دعوت ساده نیست، آخرین تقلا برای بقاست. در دایرهی لغات حافظ، «انتظار» کشندهترین سلاح معشوق است. عاشق نه از خنجر رقیب و نه از جفای روزگار، که از ایستادن چشمبهراهِ کسی که شاید هرگز نیاید، جان میدهد.
آنچه این ویدیو و شعرخوانی را تا این حد میخکوبکننده میکند، درک عمیق رشید کاکاوند از روانشناسی شعر حافظ است. او شعر را دکلمه نمیکند، بلکه آن را زندگی و روایت میکند. مکثهای بهجا، بازی با لحن صدا در کلماتی مثل «مردم» و «انتظار»، و آن آرامشِ توأم با اندوهی که در چهرهاش نمایان است، باعث میشود مخاطب امروزی با تمام وجود، سوزِ این غزل 700 ساله را زیر پوست خود حس کند.
در آرزوی بوس و کنارت مُردم
وز حسرت لعل آبدارت مُردم
قصّه نکنم دراز، کوتاه کنم
بازآ بازآ کز انتظارت مُردم
رباعی شمارهٔ 29
شما چطور؟ آیا تا به حال در زندگیتان در یک «انتظارِ کشنده» گرفتار شدهاید؟ کدام بیت از این غزل با صدای رشید کاکاوند، بند دل شما را پاره کرد؟ نظرتان را برای ما بنویسید.