وقتی تنهایی، تنها پناه آدم می‌شود💔 / روایتی از شعرخوانی رشید کاکاوند با غزل صائب تبریزی که حرف دل خسته‌ها شد + فیلم

  پنجشنبه، 01 مرداد 1405
وقتی تنهایی، تنها پناه آدم می‌شود💔 / روایتی از شعرخوانی رشید کاکاوند با غزل صائب تبریزی که حرف دل خسته‌ها شد + فیلم
ساعدنیوز: گاهی تنهایی یک انتخاب نیست، یک پناهگاه است؛ جایی که از شلوغی، قضاوت‌ها و نقاب‌های روزمره به آن فرار می‌کنیم. اگر این روزها شما هم دلتان می‌خواهد درِ اتاق را ببندید و ساعت‌ها با هیچ‌کس حرف نزنید، تنها نیستید. ویدیویی از دکتر رشید کاکاوند در یک شعرخوانی کوتاه از صائب تبریزی و صحبت های هنرمندان را در این باره می شنوید.

به گزارش سرویس فرهنگ و هنر ساعدنیوز، گاهی خستگی ما از آدم‌ها نیست، از تظاهر کردن است. همین که صبح از خواب بیدار می‌شوی و دلت نمی‌خواهد حتی با نزدیک‌ترین افراد زندگیت کلامی ردوبدل کنی، نشانه‌ای از بی‌مهری نیست؛ بلکه نشان‌دهنده نیاز انسان به بازگشت به خویشتن است. در دنیای پرصدا و شلوغ امروز، «تنهایی» تنها جایی است که آدمی می‌تواند بدون هیچ نقش و نمایشی، خودش باشد.

اما اوج این حس زمانی رخ می‌دهد که احساس می‌کنی حتی فکرِ روبه‌رو شدن دوباره با آدم‌ها برایت سنگین است. صائب تبریزی، شاعر سبک هندی که استادِ به تصویر کشیدن پیچیده‌ترین زوایای روان انسان است، این خستگیِ عمیق را در یک بیت خلاصه می‌کند؛ بیتی که رشید کاکاوند با آن لحن آرام و نفوذناپذیرش به آن جان دوباره داده است:

{مرا ز روز قیامت غمی که هست این است / که روی مردم عالم دوباره باید دید}

صائب در این بیت، تصویری شگفت‌انگیز و در عین حال تلخ خلق می‌کند. قیامت در فرهنگ و ادبیات ما همواره یادآور ترس از حساب‌وکتاب، آتش و عذاب است؛ اما صائب می‌گوید بزرگ‌ترین ترس و غم او از روز رستاخیز، هیچ‌کدام از این‌ها نیست!

غم اصلی او این است که در آن روز، دوباره مجبور است با جمعیت آدم‌ها روبرو شود و چشمش به چهره‌هایی بیفتد که در دنیا از دست رنج‌ها، تظاهرها و بی‌مهری‌هایشان به خلوت و انزوا پناه برده بود. این بیت، هجوِ تلخی است بر روابط انسانیِ سطحی و خسته‌کننده‌ای که گاهی روح انسان را تا سرحد مرگ می‌فرسایند.

شکسته‌حالی من پیش یار باید دید

خزانِ رنگ مرا در بهار باید دید

اگر چه چون دل شب فیض من نمایان نیست

مرا به دیدهٔ شب‌زنده‌دار باید دید

مقام عرض تجمل میان دریا نیست

چو موج جوهرِ من در کنار باید دید

اگر چه در خَمُشی نیز جوهرم گویاست

مرا چو تیغ دَمِ کارزار باید دید

خراب‌حالی این قصرهای محکم را

ز روزنِ نظرِ اعتبار باید دید

مرا ز روز قیامت غمی که هست این است

که روی مردم عالم دوبار باید دید!

کجاست فرصتِ گرداندنِ ورق صائب

به‌ روی کار هم از پشتِ کار باید دید

غزل شمارهٔ 4020

بیوگرافی صائب تبریزی

میرزا محمدعلی صائب تبریزی اصفهانی (زادهٔ 1000 هجری قمری — درگذشتهٔ 1087 هجری قمری) بزرگ‌ترین غزلسرای سده یازدهم هجری و نامدارترین شاعر زمان صفویه بود. او در دربار صفوی به عنوان ملک الشعرایی رسید و به او شاه شاعر سبک هندی می‌گویند. او در جوانی به هندوستان و مکه مسافرت کرد و حدود 7 سال در هندوستان ماند و پس از بازگشت از هندوستان به دربار صفوی راه یافت.

💬 شما بگو...

شما هم این روزها احساس می‌کنید به کمی تنهایی و فاصله از بقیه نیاز دارید؟ در بخش نظرات بنویسید این شعر چقدر حالِ این روزهاتون بود.


برچسب‌ها: شعرخوانی صائب تبریزی رشید کاکاوند

  نظرات
نظر خود را به اشتراک بگذارید
دسترسی سریع:
صفحه اصلی ویدیو ها

ساعدنیوز در فضای مجازی
لینک کوتاه مطلب:

صفحه‌اصلی ویدیو ها