به گزارش سرویس موفقیت ساعدنیوز، بعضى جنگ ها بیرون از آدم نیستند؛درست وسط ذهن شروع مى شوند. جان نَش نابغه اى ست که یاد مى گیرد بزرگ ترین مسئله زندگی اش نه اعداد، بلکه تشخیص واقعیت از ترس است. فیلم نشان نمى دهد چطور برنده شد، نشان مى دهد چطور دوام آورد. در میان تمام سردرگمی ها چیزى که او را سر یا نگه مى دارد نه منطق است ونه درمان معجزه آسا؛ فقط یک نفر که ماند، حتى وقتى ماندن سخت ترین انتخاب بود. عشق در این فیلم آرام است، بى سروصدا، اما دقیقاً همان جایى مى ایستد که ذهن کم مى آورد. موسیقى آرام، مثل فکرهایى که شبها ولت نمى کنند، آهسته مى آید و مى ماند. این فیلم یادآورى مى کند: همه ما یک نبرد نامرئى داریم، و گاهى قوى بودن یعنى ادامه دادن، نه پیروز شدن
حالا تو برام بنویس: تا حالا شده روزها و شبها خودت رو بازجویی کنی تا دلیل رفتار بد یک نفر رو بفهمی؟ وقتی فهمیدی تقصیر تو نبوده، چطور به آرامش رسیدی؟ تجربهات رو توی دیدگاه بنویس.