به گزارش سرویس موفقیت ساعدنیوز، روابط انسانی بر پایه تعادل بنا شدهاند. وقتی ما بدون هیچ حد و مرزی، تمام زمان، انرژی و احساس خود را در اختیار دیگران قرار میدهیم، این پیام را صادر میکنیم که «من ارزشی برای نیازهای خود قائل نیستم». اینجاست که یک جابهجایی خطرناک رخ میدهد: لطفهای مکرر شما، در ذهن طرف مقابل به «وظیفه» تبدیل میشود.
نکته طلایی صحبتهای دکتر انوشه این است که ما خودمان معلم دیگران هستیم. وقتی هر بار که کسی چیزی از ما میخواهد، فراتر از توانمان به او پاسخ میدهیم، او دیگر این را یک «درخواست» نمیبیند؛ بلکه آن را «حق قانونی» خود میپندارد. به همین دلیل است که وقتی یک بار «نه» میگویید یا کمی عقبنشینی میکنید، با هجومی از ناراحتی و انتقاد مواجه میشوید. در واقع، شما با بیمرز بودن، سقف توقعات آنها را تا جایی بالا بردهاید که دیگر خودتان هم زیر آن سقف جا نمیشوید!
شاید شنیدن این جمله تلخ باشد، اما دکتر انوشه به درستی اشاره میکند که در چنین شرایطی، مقصر اصلی خودِ ما هستیم. ما نمیتوانیم تمام دنیا را تغییر دهیم تا با ما مهربانتر باشند، اما میتوانیم با تعیین مرزهای شفاف، به آنها یاد بدهیم که چگونه با ما رفتار کنند.
به یاد داشته باشید: داشتن مرز به معنای خودخواهی نیست؛ بلکه به معنای احترام گذاشتن به سلامت روان و انرژی خودتان است تا بتوانید در طولانیمدت، رابطهای سالم و دوطرفه داشته باشید.