به گزارش سرویس سیاسی پایگاه خبری ساعدنیوز، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا در روزهای گذشته بر خلاف یک ماه گذشته دیگر «ادعای حمایت از مردم ایران» یا «معترضان» (اغتشاشگران) را کنار گذاشته و محور خواستههایش را به توافق بر سر برنامه هستهای و موشکی تغییر داده است.
همه چیز از پیامی که ترامپ روز 2 ژانویه در حساب کاربریاش در شبکه تروثسوشال منتشر کرد آغاز شد. او در آن پیام مدعی شده بود که چنانچه ایران به «معترضان» شلیک کرده و آنها را بکشد «ایالات متحده به نجات آنها خواهد آمد.»
در روزهای بعدتر این نوع تهدیدهای ترامپ عمدتاً با تمرکز بر «اعترضات در ایران» ادامه یافت و او به ترتیب در روزهای 5 ژانویه، 10 ژانویه، 12 ژانویه و 13 ژانویه پیامهایی با مضمون مشابه را تکرار کرده و بارها گفته ایالات متحده به کمک «معترضان ایرانی» خواهد آمد.
با این حال، او روز 16 ژانویه مدعی شد که ایران آنچه به گفته او «کشتارها» خوانده شده را متوقف کرده و به او قول داده 800 معترض را اعدام نکند. ترامپ همچنین مدعی شد که بعد از اطمینان یافتن از «اتمام کشتارها در ایران» حملهای که قرار بود به ایران انجام دهد را لغو کرده است.
از آن تاریخ به بعد دیگر ترامپ موضوع حمایت از «معترضان» (اغتشاشگران) را کنار گذاشته و محور تهدیدهایش را برنامه هستهای ایران تغییر داد و خواستار توافق (یا همان تسلیم از منظر ترامپ) در این زمینه شده است.
این تغییر لحن ظاهری نشاندهنده آن است که در نگاه ترامپ به عنوان سیاستمداری که شعار «اول آمریکا» را سرلوحه تصمیمگیریهایش قرار داده منافع راهبردی کشورش حائز اهمیت است نه خواستههای اوپوزیسیون خارجنشین ایران.
او در واقع مقوله اغتشاشات و عملیات تروریستی اخیر در ایران را با این هدف آغاز کرد تا آن را بهانه پیگیری اهداف راهبردی ایالات متحده قرار دهد نه آنکه برای خودش وظایف و مسئولیتهای جدیدی بتراشد.
البته محدود کردن ماجرا صرفاً به شخص دونالد ترامپ هم اشتباه محض است چرا که او نمونه کامل و تمامعیاری از رفتاری است که ایالات متحده آمریکا در طول تاریخ نشان داده است: خودمحور و غیرقابل اتکا.
میتوان گفت که تنها تفاوت ترامپ با روسای جمهوری پیشین آمریکا این است که او برای کادوپیچ کردن اهدافش در قالب الفاظ شیک اما پوچشدهای مانند «حقوق بشر» اصلا وقت تلف نمیکند.