به گزارش سرویس سیاست پایگاه خبری ساعدنیوز، به گفته مصطفی خوشچشم، در شرایط کنونی منطقه، احتمال درگیری نظامی و تفاهم سیاسی به یک اندازه مطرح است. وی با اشاره به تهدیدات توخالی مقامات آمریکایی و رژیم صهیونیستی، تاکید میکند که نیروهای مسلح ایران با هوشیاری کامل و اجرای عملیاتهای پیشدستانه در عمق اراضی اشغالی (نظیر انفجار در تاسیسات تومر) و کنترل شریانهای حیاتی مانند بابالمندب، نقشههای حمله دشمن را در نطفه خفه کردهاند. این تنوع در ابزارهای پاسخگویی و قدرت بازدارندگی فرامنطقهای، مانع از اقدام نظامی محور غربی-عبری شده و آنها را برای خرید زمان به سمت میز مذاکره کشانده است.
در عرصه دیپلماتیک، مقاومت میدانی ایران موجب عقبنشینی تاریخی آمریکا از 15 شرط تحمیلی به تنها 4 اقدام اعتمادساز شده است؛ مهمترین این دستاوردها، پذیرش آزادسازی داراییهای بلوکهشده ایران پیش از آغاز رسمی مذاکرات است. خوشچشم این تحولات را نشانه فروپاشی هژمونی آمریکا و ناکارآمدی نهادهای بینالمللی میداند و معتقد است جهان با سرعت در حال گذار به سوی یک نظم چندقطبی است؛ نظمی که در آن قدرتهای شرقی نظیر ایران، چین و روسیه بر پایه قدرت سخت و ائتلافهای منطقهای، معادلات جدید جهانی را رقم خواهند زد.
اظهارات مطرحشده در این مصاحبه، پرده از یک تغییر بنیادین در سیاست خارجی و دفاعی جمهوری اسلامی برمیدارد: «تولید قدرت سخت در میدان برای نقد کردن در میز مذاکره».
در ادبیات روابط بینالملل، دوگانه صفر و صدیِ «جنگ یا صلح» یک خطای محاسباتی است. آنچه امروز میان تهران و واشنگتن جریان دارد، نه یک صلح پایدار است و نه یک جنگ تمامعیار؛ بلکه نوعی «مدیریت تنشِ مسلحانه» است. عقبنشینی آشکار دولت آمریکا از شروط حداکثری (مانند محدودیتهای موشکی و منطقهای) و تن دادن به آزادسازی داراییهای ایران پیش از حصول هرگونه توافق نهایی، نشاندهنده یک تغییر پارادایم در خاورمیانه است. غرب به این ادراک محاسباتی رسیده که تهران استراتژی انفعالی را با «بازدارندگی پیشدستانه» جایگزین کرده است.
کدهای ژئوپلیتیکی این تغییر بسیار روشن است: انفجارهای مبهم در حساسترین نقاط امنیتی اراضی اشغالی و تنگتر شدن حلقه اقتصاد دریایی در بابالمندب، پیام واضحی برای کاخ سفید بود مبنی بر اینکه اگر شریانهای اقتصادی ایران تهدید شود، شریانهای حیاتی منطقه و جهان قفل خواهد شد.
در دوران گذار به نظم چندقطبی جهانی، نظمی که نهادهای بینالمللی در آن عملاً کارکرد خود را از دست دادهاند، کشوری روی صندلی معماران آینده مینشیند که بتواند «هزینه درگیری» را برای آمریکا غیرقابل تحمل کند. تفاهم احتمالی پیشرو، به هیچوجه محصول حسننیت دیپلماتیک نیست، بلکه خروجی مستقیم و طبیعیِ تحمیل اراده ژئوپلیتیک و نظامی ایران بر ماشین جنگی غرب است. تا زمانی که سایه این قدرت بازدارنده بر سر میز مذاکره باشد، دیپلماسی برای ایران دستاورد به همراه خواهد داشت.