نوروز زیر سایه جنگ؛ داستان نوروزهایی که با جنگ گره خوردند

  چهارشنبه، 05 فروردین 1405 ID  کد خبر 530814
نوروز زیر سایه جنگ؛ داستان نوروزهایی که با جنگ گره خوردند
ساعدنیوز: مروری بر تلخ‌ترین بهارهای تاریخ ایران که در آن‌ها سفره‌های هفت‌سین علیه جنگ، خون و گرسنگی قد علم کردند

به گزارش سرویس جامعه ساعدنیوز به نقل از فرارو، نوروز برای ایرانی‌ها همیشه عزیز و محترم بوده است با این حال گاهی در طول تاریخ و به جبر زمانه نتوانسته‌اند مثل همیشه با بوی شکوفه و صدای حاجی‌فیروز از صمیم قلب شادی کنند.

نوروز 1405 برای بسیاری از ما با دلهره جنگ همراه شد اما مرور تاریخ نشان می‌دهد ایرانی‌ها پیش از این نیز وقایع مشابهی را از سر گذرانده‌اند و گاهی حتی تجربه‌هایی تلخ‌تر داشته‌اند. در سال‌هایی مثل 1297 یا 618 قمری، کشور از نظر زیرساخت و تاب‌آوری اجتماعی در وضعیت متفاوتی با امسال قرار داشت ولی تاریخ ثابت کرده ایرانی‌ها، متخصصِ زنده ماندن در هر شرایطی هستند و نوروز را فراتر از یک اتفاق تقویمی، به عنوان یک مکانیسم دفاعی برای هویت ایرانی می‌دانند. به همین دلیل حتی در بدترین سال‌های قحطی و جنگ، با چیدن سفره هفت‌سین تلاش کرده‌اند قدرت زندگی را به رخ مرگ بکشند.

1. حمله مغول و سقوط نیشابور در آستانه نوروز 618 قمری

حمله مغول به ایران، زخمی است که هرگز کاملاً بهبود پیدا نکرد اما تلخ‌ترین بهار این دوران، تقارن سقوط نیشابور با ایام نوروز بود. نیشابور در آن زمان، عروس شهرهای خراسان و مرکز تمدن و دانش محسوب می‌شد.

کشتار نیشابور؛ وقتی تاتارها بهار را سرخ کردند

سپاهیان مغول در بهار سال 618 قمری به رهبری تولی‌خان، پشت دروازه‌های نیشابور خیمه زدند. شهر مقاومت نشان داد اما در نهایت سقوط کرد. در تاریخ ثبت شده آنچه رخ داد فراتر از یک جنگ ساده بود و به یک ویرانی تمام‌عیار ختم شد. مغول‌ها علاوه بر مردم، حیوانات شهر را هم از دم تیغ گذراندند.

نوروز آن سال برای خراسانی‌ها، بوی خون می‌داد. به جای سفره هفت‌سین، مناره‌هایی از جمجمه انسان‌ در میادین شهر ساخته شد. در آن بهار تمدن درخشان شرق ایران برای قرن‌ها به کما رفت.

2. فاجعه اصفهان در نوروز 1101؛ سقوط شکوه صفوی

نوروز 1101، آخرین بهاری بود که صفویان در کاخ عالی‌قاپو جشن گرفتند چون محمود افغان با سپاهی از شورشیان، اصفهان که در آن زمان زیباترین شهر جهان بود را محاصره کرد.

قحطی در اصفهان؛ پایتختی که از گرسنگی فروپاشید

محاصره اصفهان کمی قبل از عید نوروز آغاز شد و تا ماه‌های بعد ادامه پیدا کرد. در این دوره وضعیت شهر به قدری وخیم بود که مردم برای بقا به خوردن گوشت سگ و گربه و حتی چرم کفش‌هایشان روی آوردند. شاه سلطان حسین در حالی که در کاخ‌های مجلل خود محبوس بود، به نظاره فروپاشی پایتختش نشست. آن نوروز را تقریبا می‌توان پایان رسمی اقتدار صفویه و آغاز دورانی از هرج‌ومرج و غارت در ایران دانست.

3. قحطی بزرگ 1297 خورشیدی؛ هولناک‌ترین بهار تاریخ معاصر

اگر بخواهیم بدترین نوروز تاریخ معاصر را انتخاب کنیم به احتمال زیاد باید به سال 1297 (در اواخر جنگ جهانی اول) برگردیم. در آن سال، ایران با وجود اعلام بی‌طرفی به اشغال نیروهای بیگانه درآمد اما دشمن اصلی نه توپ و تانک و تفنگ و گلوله که قحطی و گرسنگی بود.

سفره‌های خالی و مرگ میلیونی ایرانیان در اواخر جنگ جهانی اول

ایران در نوروز 1297 اسیر چنگال قحطی بزرگی شد که در تاریخ آمده نیمی از جمعیت کشور را به کام مرگ کشید. احتکار غله توسط نیروهای اشغالگر بریتانیایی و خشکسالی پی‌درپی، باعث شد بهای نان به قیمت جان ایرانی‌ها برسد.

پایتخت‌نشینان و مردم سایر شهرها در آن بهار تلخ به جای خرید لباس عید، در جست‌وجوی دانه‌ای گندم بودند و گاهی میان فضولات اسب‌ها را هم می‌گشتند. تاریخ‌نگاران می‌نویسند اجساد کسانی که از گرسنگی تلف شده بودند، در کوچه‌های تهران منظره تکراری و روزمره به حساب می‌آمد و در نتیجه جشن ملی ایرانیان به یک سوگواری عظیم تبدیل شد.

مردم ایران حتی در بدترین سال‌های قحطی و جنگ، با چیدن سفره هفت‌سین تلاش کرده‌اند قدرت زندگی را به رخ مرگ بکشند

4. نوروز 1320؛ اضطراب اشغال ایران در میان آتش جنگ جهانی

در بهار سال 1320، اگرچه هنوز نیروهای متفقین به طور رسمی خاک ایران را اشغال نکرده بودند اما سایه سنگین جنگ جهانی دوم بر سر ایران سنگینی می‌کرد. قحطی، کمبود شدید قند، شکر و پارچه و فشارهای دیپلماتیک شوروی و بریتانیا نوروز را به کام مردم تلخ کرده بود.

ایرانی‌ها در آن سال می‌دانستند که طوفانی در راه است. اضطراب ناشی از ناامنی سیاسی و ترس از ورود سربازان بیگانه باعث شد بسیاری از خانواده‌ها از برگزاری مراسم سنتی خودداری کنند. چند ماه بعد، در شهریور همان سال ترس‌ها به واقعیت پیوست و ایران بار دیگر اشغال شد.

5. عید سال 1367؛ تحویل سال زیر موشک‌‌باران

نوروز سال 1367، جنگ ایران و عراق به هشتمین سال خود رسید و صدام حسین سراغ استراتژی جدیدی به نام جنگ شهرها رفت.

بمباران شیمیایی حلبچه؛ وقتی نوروز 67 به عزا تبدیل شد

در روزهای منتهی به نوروز 67، تهران و دیگر شهرهای بزرگ هدف موشک‌های دوربرد «الحسین» قرار گرفتند. پایتخت خالی شده بود. کسانی که مانده بودند لحظه تحویل سال را در زیرزمین‌ها و پناهگاه‌های تاریک سپری کردند.

تلخی آن نوروز با اخبار هولناک بمباران شیمیایی حلبچه در 25 اسفند دوچندان شد. تصاویر کودکانی که با لباس‌های کردی در آستانه بهار، در آغوش والدینشان منجمد شده بودند، شادی عید را به خشمی عمیق و اندوهی بی‌پایان تبدیل کرد. آن سال، عیدی مردم ایران تکه‌های ترکش و صدای انفجارهای مهیبی بود که آرامش شب‌های بهاری را می‌شکست.

6. نوروز 1398 و 1399؛ از سیل ویرانگر تا قرنطینه کرونایی

نوروز 1398 یکی از تلخ‌ترین تجربه‌های جمعی ایرانیان بود. در حالی که همه آماده جشن بودند، ناگهان سیل سراسری بخش بزرگی از کشور را دربرگرفت.

از تراژدی دروازه قرآن تا سکوت عید در دوران کرونا

فاجعه از شیراز آغاز شد؛ جایی که سیل ناگهانی در دقایق اول عید، مسافران نوروزی را در دروازه قرآن غافلگیر کرد. سپس گلستان، لرستان و خوزستان به زیر آب رفتند. به جای سفر و شادی، تصاویر خانه‌هایی که در گل‌ولای فرو می‌رفتند و مردمی که داروندارشان را آب می‌برد، فضای مجازی و رسانه‌ها را پر کرد. آن سال، همبستگی ملی برای کمک به سیل‌زدگان جایگزین دید و بازدیدهای معمول شد. در سال‌های 1399 و 1400 نیز همه‌گیری کرونا شکل زندگی را تغییر داد و برای اولین‌بار در تاریخ معاصر، دید و بازدیدهای نوروزی به‌طور گسترده لغو شد.


دیدگاه ها


  دیدگاه ها
آخرین ویدیو ها