خانه حبیب‌آقا؛ روایتی از یک فاجعه و موزه‌ای از مظلومیت در تبریز

  پنجشنبه، 28 اسفند 1404 ID  کد خبر 530316
خانه حبیب‌آقا؛ روایتی از یک فاجعه و موزه‌ای از مظلومیت در تبریز
ساعدنیوز: خانه‌ی «حبیب‌آقا» در محله زعفرانیه تبریز، دیوار‌های فرو ریخته‌ای است که به موزه‌ی زنده و سندی گویا از جنایات جنگی دشمن آمرکائی-صهیونی بدل شده است.

به گزارش سرویس جامعه پایگاه خبری ساعدنیوز، محله زعفرانیه تبریز این روزها در سوگ «حبیب‌آقا»، آرایشگر خوش‌نام و دو فرزندش «ماهان» و «ماهور» است. خانه‌ای که روزگاری کانون گرم این خانواده بود، اکنون به ویرانه‌ای بدل گشته که از آن به عنوان سندی عینی و موزه‌ای از جنایات رژیم صهیونیستی و آمریکا یاد می‌شود.

تداوم آثار انفجار و حضور مردم

با گذشت بیش از یک هفته، هنوز بوی مواد منفجره در کوچه استشمام می‌شود و بقایای ساختمان سه‌طبقه‌ای که حبیب‌آقا در آن سکونت داشت، از دور خودنمایی می‌کند. هر ساعت جمعیت زیادی از همسایگان و شهروندان در مقابل این مخروبه گرد هم می‌آیند و با چشمانی اشک‌بار و زمزمه «به چه گناهی»، به این واقعه هولناک می‌نگرند.

یکی از رهگذران با چشمانی اشکبار می‌گوید: چند روزی است که راهم را از این سمت می‌اندازم و هربار که ویرانه‌های این خانه را می‌بینیم، اندوهم تازه می‌شود؛ اینجا خانه حبیب آقا آرایشگر است، مردی مهربان و خوش‌برخورد که همیشه با لبخند به استقبال روز می‌رفت و به همه کمک می‌کرد؛ نمی‌دانم چرا اینگونه از دستش دادیم.

سرنوشت آرایشگر هنرمند

حبیب‌آقا که با هنر دستانش به چهره‌های مردم شهر زیبایی می‌بخشید، حالا قربانی یک خشونت بی‌توجیه شده است. اهالی محله با اندوهی عمیق از تعطیلی ابدی مغازه او یاد می‌کنند و عبارت «پیرایش ماهان تا ابد تعطیل شد» ورد زبان آن‌هاست.

جزئیات حادثه سحرگاه 20 اسفند

ماجرا به بامداد بیستم اسفندماه بازمی‌گردد؛ هم‌زمان با طنین صدای اذان صبح، انفجاری سهمگین سکوت تبریز را درهم شکست. در این تجاوز صهیونیستی-آمریکایی، حبیب‌آقا به همراه دو فرزندش شهید شدند و همسر او نیز مجروح گشت.

روایت شاهدان و همسایگان

  • یکی از رهگذران در حالی که اشک می‌ریخت، از مهربانی و گشاده‌رویی حبیب‌آقا گفت و اظهار داشت که هر بار با دیدن این ویرانه‌ها، غمش تازه می‌شود.

  • بانویی از اهالی محل با یادآوری بازی‌های ماهان و ماهور در کوچه، از شدت غصه همسر حبیب‌آقا (مادر کودکان) بی‌تابی می‌کرد و این داغ را جانکاه دانست.

  • مردی از مشتریان قدیمی او نیز با حسرت به تابلوی مغازه که به نام پسر بزرگش «ماهان» مزین بود اشاره کرد و گفت که دیگر خبری از آن لبخندها و خدمات نیست.

سندی ماندگار در قلب شهر

تردد مردم اندوهگین از سپیده دم تا پاسی از شب در این کوچه ادامه دارد. این ساختمان حالا دیگر صرفاً یک بنای تخریب‌شده نیست، بلکه روایتی زنده از مظلومیت مردمانی بی‌گناه و سندی آشکار بر جنایات دشمنان است که برای همیشه در حافظه تاریخی مردم تبریز حک شده است.


دیدگاه ها


  دیدگاه ها
آخرین ویدیو ها