به گزارش سرویس دانشگاه پایگاه خبری ساعدنیوز، گاهی وسط کلاس ریاضی، دقیقاً وقتی معلم با آرامش میگه «خب بچهها، دو به علاوه دو میشه… چهار!»، مغز من تصمیم میگیره یه کوچولو استراحت کنه. فقط سه ثانیه! سه ثانیه نگاه به پنجره، یه لحظه چشمک زدم و برگشتم. فکر میکردم هنوز تو فاز جمع و تفریق سادهایم، اما نه! معلم با ذوق تمام رفته سراغ کتانژانت! کتانژانت یعنی چی؟ یک تقسیم بر تانژانت؟ سینوس و کسینوس کجان؟ من هنوز تو «دو دو تا چهارتا» موندم و کلاس داره با سرعت نور میره سمت انتگرال!
حالا همه دور و برم سر تکون میدن، یکی داره فرمول cot(x) = cos(x)/sin(x) رو تندتند مینویسه، یکی دیگه با اعتماد به نفس کامل میگه «آها، فهمیدم!» و من فقط نشستم اونجا مثل بازماندههای فیلم آخرالزمانی که تازه از کما بیدار شدن و میپرسن: «جنگ کی شروع شد؟! کی بمب اتم انداخت؟!» سه ثانیه حواسپرتی، سه ثانیه! از جمع ساده پرت شدم وسط یه مبحث که انگار نیاز به PhD داره. دیگه از اون روز به بعد هر وقت حواسم پرت میشه، سریع به خودم میگم: «بیدار شو داداش! الان میرسه به مشتق مرتبه هزارم و تو هنوز داری فکر میکنی 2+2 ممکنه 22 باشه!»