به گزارش سرویس هنر و رسانه ساعدنیوز، کمال تبریزی، کارگردان نامآشنایی که سینمای ایران با فیلمهایی چون «مارمولک»، «لیلی با من است» و «طبقه حساس» او را بهخوبی میشناسد، این بار با سریال جدید خود «بی عاطفه»، به سراغ درامی رئالیستی، پر از راز و تنشهای خانوادگی رفته است. اثری اختصاصی برای پلتفرم فیلم نت که با ترکیبی از بازیگران باتجربه و چهرههای تازهنفس سینما و تئاتر ایران، تلاش میکند تا تصویری تازه از جهان درونی انسان معاصر ایرانی ارائه دهد.
کمال تبریزی، کارگردان نامآشنایی که سینمای ایران با فیلمهایی چون «مارمولک»، «لیلی با من است» و «طبقه حساس» او را بهخوبی میشناسد، این بار با سریال جدید خود «بی عاطفه»، به سراغ درامی رئالیستی، پر از راز و تنشهای خانوادگی رفته است. اثری اختصاصی برای پلتفرم فیلم نت که با ترکیبی از بازیگران باتجربه و چهرههای تازهنفس سینما و تئاتر ایران، تلاش میکند تا تصویری تازه از جهان درونی انسان معاصر ایرانی ارائه دهد.
روایت عاشقانه سریال «بی عاطفه»، از همان ابتدا یادآور درامهای کلاسیکی است که در تاریخ سینما و ادبیات جاودانه شدهاند، از «رومئو و ژولیت» گرفته تا داستانهای معاصر عاشقانه با پسزمینهای اجتماعی. در این روایت، 2 جوان عاشق در مقابل دیوار بلند اختلافات خانوادگی قرار گرفتهاند، اما برخلاف الگوهای تکراری، اینجا ماجرا تنها بر سر مخالفت خانوادهها نیست، بلکه سایه سنگین اشتباهات نسل پیشین بر سر آنان افتاده است.
بهرام و کامران، 2 برادری هستند که روزگاری در مسیری مشترک حرکت میکردند، اما فراز و نشیبهای زندگی رابطه، آنها را به صورت شدیدی تغییر داده است و حالا، در 2 قطب متضاد قرار گرفتهاند. دشمنی پنهانی که میان آنها جریان دارد، از جایی در گذشته ریشه گرفته است و در قسمت دوم سریال، نخستین نشانههای آن با فلشبکهای دقیق، که فضای بصری دلنشینی را هم برای مخاطب تداعی میکند، نمایش داده میشود.
در دل این روایت، کمال تبریزی بار دیگر ثابت میکند که توانایی بالایی در بیان مفاهیم اخلاقی و انسانی در بستری داستانی دارد؛ بدون شعار و با ظرافت بصری.
در قسمت دوم «بی عاطفه»، فلشبکها به مثابه قلب تپنده داستان ظاهر میشوند. از جوانی بهرام و کامران تا رویدادهایی که مسیر زندگیشان را برای همیشه تغییر داده است، همگی با طراحی صحنه و نورپردازی حسابشده تبریزی جان گرفتهاند. رنگهای محو و قاببندیهایی که یادآور خاطره و حسرت هستند، سریال را از سطح یک درام عادی بالاتر میبرند و حالوهوایی سینمایی به آن میبخشند. در سکانس عروسی، بار احساسی تصویر به اوج میرسد؛ بازیهای ظریف و باورپذیر جوانی کاراکترهای بهرام و کامران و همچنین لحظههایی که دوربین در زندان چهره هر 2 آنها را دنبال میکند، همان لحظاتی است که مخاطب حس میکند «بی عاطفه» چیزی فراتر از یک ملودرام ساده است.
در این قسمت از «بی عاطفه»، متوجه میشویم که اختلاف میان کامران و بهرام، با وجود گذشت سالهای بسیار زیاد، همچنان پابرجاست. برای کامران که رضا کیانیان نقش آن را بازی میکند، هرچه که در گذشته میان خودش و برادرش بهرام رقم خورده است، همچنان زنده و تاثیراتش پابرجاست. علت دقیق این اختلاف و اینکه چه چیزی باعث کینه عظیم کامران از بهرام شده است، هنوز مشخص نیست و همین نکته موجب کنجکاوی مخاطب برای پیگیری و تماشای قسمتهای بعدی سریال میشود.
یکی از جذابترین نکات این قسمت از «بی عاطفه»، ورود حامد بهداد به سریال است؛ بازیگر توانمندی که برای دومین بار، پس از سریال «قهوه ترک»، در اثری اختصاصی از فیلمنت دست به ایفای نقش میزند. بهداد در «بی عاطفه» نقش استاد بازیگری را ایفا میکند؛ شخصیتی مرموز، منضبط و در عین حال پرکشش.
در دنیای درون سریال، او مرز میان واقعیت و نمایش را کمرنگ میکند، بهویژه در صحنهای که شاگرد دخترش با اجرای یک مونولوگ یا تکگویی، از زندگی شخصیاش، احساسات عمیقی برمیانگیزد. حضور او یادآور همان شور و حرارت همیشگیاش است و به عنوان شخصیتی مرموز و تاثیرگذار، احتمالا در قسمتهای آینده نقشی کلیدی در مسیر اصلی سریال ایفا خواهد کرد. مخاطب با دیدن این سکانس، کنجکاو میشود تا داستان شخصیتی که بهداد بازی میکند را دنبال کند.
کمال تبریزی در انتخاب بازیگران «بی عاطفه» نشان داده است که به درستی، به توانمندیهای تئاتریها در ساخت موقعیتهای انسانی جذاب و پر کشش باور دارد. از رضا کیانیان و رویا جاویدنیا گرفته تا چهرههای شاخص نسل جدید تئاتر مثل دانیال خیریخواه، همگی با دقت انتخاب و در جایگاه درست خود قرار گرفتهاند.
دانیال خیریخواه، بازیگری که تا قبل از این، بیشتر بر صحنههای تئاتر میدرخشید، در این سریال توانسته است تا میان تئاتر و تلویزیون، پلی طبیعی بزند. اجراهای پرقدرت و دیدنی او در اجراهایی مانند «بر زمین میزندش»، از او چهره بازیگری توانمند ساخته که حالا در مقابل دوربین کمال تبریزی به دستاوردهای تازهای رسیده است.
این چیدمان و ترکیب تیم بازیگران، باعث شده است تا ظاهر و گفتار شخصیتها، برای مخاطبان امروز جامعه ایران واقعی به نظر برسند و بیش از پیش با هرکدام از آنها همذاتپنداری کنند.
اگر از دنبالکنندگان درامهای اجتماعی هستید، قسمت دوم سریال «بی عاطفه» یکی از آن اپیزودهایی است که هم احساسات مخاطب را تحت تاثیر قرار میدهد و هم با پرسشهایی که مطرح میکند، ذهن مخاطب را به کنکاش و جستجو وادار میکند. تبریزی در دومین قسمت از سریال تازهاش توانسته تا حد قابل قبولی، انتظارهایی که از یک سریال استاندارد میرود را برآورده کند. بدون شک انتظار میرود که با جلو رفتن سریال، شاهد غافلگیریهای تازهای در «بی عاطفه» باشیم.
لوکیشنهای دقیق، طراحی لباس حسابشده و موسیقی متن متناسب با حال و هوای هر صحنه،قسمت دوم «بی عاطفه» را به تجربهای احساسی و دیدنی بدل کردهاند که به طور کلی، حاکی از احترام تیم سازنده به مخاطب سریال است.
در نهایت باید گفت «بی عاطفه» تا اینجا یکی از آثار قابل توجه پلتفرم فیلمنت است. سریالی که با کیفیت بصری سینمایی، بازیهای دیدنی و روایتی چندلایه، میتواند جایگاه مناسب خود را میان تولیدات شبکه نمایش خانگی پیدا کند.
عماد متین