محمود توسلیان: ایران فراتر از جغرافیا؛ هنر و نمایش ایرانی ابزار بازسازی هویت فرهنگی

  چهارشنبه، 12 فروردین 1405 ID  کد خبر 531979
محمود توسلیان: ایران فراتر از جغرافیا؛ هنر و نمایش ایرانی ابزار بازسازی هویت فرهنگی
ساعدنیوز: محمود توسلیان، نویسنده و نمایشنامه‌نویس، ایران را فراتر از یک سرزمین و مرز جغرافیایی می‌داند و معتقد است نمایش ایرانی می‌تواند با بهره‌گیری از میراث فرهنگی، پلی میان گذشته و امروز بسازد و نقش مقاومت فرهنگی در برابر خشونت و بحران هویت ایفا کند.

به گزارش سرویس هنر و رسانه ساعدنیوز، محمود توسلیان نویسنده و نمایشنامه نویس گفت: ایران بیرون از مرز‌های جغرافیایی، صرفاً یک نام بر روی نقشه نیست؛ بلکه مفهومی تاریخی، فرهنگی و تمدنی است که در طول قرن‌ها، در لایه‌های عمیق زبان، ادب، هنر، آیین و زیست جمعی ایرانیان شکل گرفته است.

وی افزود: اگر از ایرانِ امروز سخن می‌گوییم، نمی‌توان آن را تنها به محدوده‌ای سرزمینی یا یک واحد سیاسی تقلیل داد. ایران، در معنای عمیق‌تر خود، گفتمانی است برآمده از حکمت، زیبایی‌شناسی، حافظه‌ی جمعی و تداوم فرهنگی؛ گفتمانی که در شعر، در روایت، در معماری، در موسیقی، در آداب و در شیوه‌ی زیستن ایرانیان امتداد یافته و هنوز نیز ادامه دارد.

وی گفت: از همین رو، حذف یا تضعیف ایران به مثابه یک مفهوم، امری ساده یا حتی ممکن نیست. آنچه طی قرن‌ها در قالب زبان فارسی، در نظم و نثر، در متون کلاسیک و در تجربه‌ زیسته‌ مردمان این سرزمین شکل گرفته، از ایران تنها یک مکان نساخته، بلکه آن را به یک افق فرهنگی بدل کرده است. ایران، در حقیقت، شبکه‌ای از معناهاست که از ساحت جغرافیا فراتر می‌رود و در ذهن و زبان و هنر مردمانش استمرار می‌یابد.

به همین دلیل است که ایران، حتی در بیرون از مرز‌های رسمی‌اش نیز حضور دارد؛ در حافظه‌ ادبیات جهان، در سنت‌های فکری منطقه، در آیین‌های هنری و در شیوه‌ی نگاه به انسان و جهان.

وی افزود: در چنین افقی، هرگونه خشونت علیه کودکان، غیرنظامیان و انسان‌های بی‌دفاع، نشانه‌ای از سقوط اخلاقی و بحران عمیق انسانی است. هنگامی که کودکی در هر نقطه‌ای از جهان قربانی جنگ، افراط‌گرایی یا خشونت سازمان‌یافته می‌شود، آنچه آسیب می‌بیند فقط یک فرد نیست، بلکه بنیان‌های اخلاقی تمدن انسانی است.

از این منظر، باید با صراحت گفت که خشونت علیه بی‌گناهان، نه قدرت می‌آفریند و نه مشروعیت؛ بلکه تنها عمق فاجعه را آشکارتر می‌کند و نشانه‌ای از ابتذال شر در عصر ماست. جهان امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازگشت به معیار‌های انسانی، عدالت، مسئولیت‌پذیری و احترام به کرامت انسان است.

وی گفت: با این حال، فرهنگ و هنر در تمامی دوره‌ها نقشی سازنده، التیام‌بخش و انسانی داشته‌اند. در روزگاری که سیاست و خشونت گاه زبان گفت‌و‌گو را می‌بلعند، این هنر است که می‌تواند بار دیگر پیوند میان انسان، تاریخ و آینده را برقرار کند. هنر‌های نمایشی، به‌ویژه زمانی که بر موضوعات هویتی، قومی و آیینی تکیه می‌کنند، ظرفیت آن را دارند که هم‌زمان با بازنمایی گذشته، پرسش‌های امروز را نیز طرح کنند.

وی افزود: نمایش ایرانی، اگر بخواهد در افق معاصر شکوفا شود، ناگزیر است از گنجینه‌ عظیم متون کهن فارسی، از شاهنامه تا مثنوی، از گلستان تا تاریخ‌نگاری‌های ادبی، بهره گیرد و آن را با زبان و صورت‌های نمایشی مدرن پیوند بزند. در واقع، آینده‌ نمایش ایرانی نه در گسست از میراث فرهنگی، بلکه در گفت‌وگوی خلاق با آن است. هرچه نمایشنامه‌نویسی معاصر بتواند از ریشه‌های فرهنگی، اسطوره‌ای و زبانی خود آگاه‌تر بهره گیرد، امکان بیشتری برای خلق آثاری خواهد داشت که هم اصالت دارند و هم مخاطب امروز را مخاطب قرار می‌دهند.

وی گفت: تکیه بر این سرمایه‌ عظیم، به‌ویژه در روزگار بحران هویت و فرسایش معنا، ضرورتی فرهنگی است. زیرا در متن همین میراث است که امکان بازسازی روایت ملی، تقویت همبستگی اجتماعی و احیای امید جمعی فراهم می‌شود. از این منظر، وظیفه‌ هنر تنها سرگرم‌کردن نیست؛ بلکه یادآوری، معنا‌بخشی و مقاومت فرهنگی نیز هست.

وی افزود: ایرانِ فردا، اگر بخواهد ایرانی‌تر، انسانی‌تر و پایدارتر باشد، باید بیش از پیش بر سویه‌ فرهنگی خود تکیه کند؛ بر زبان فارسی، بر متون کهن، بر حافظه‌ی تاریخی، بر آیین‌های مردمی، و بر قدرت بازآفرینی هنرمندان. در این مسیر، نمایش ایرانی می‌تواند یکی از مهم‌ترین میدان‌های گفت‌و‌گو با گذشته و آینده باشد؛ میدانی که در آن، تاریخ نه در قالب موزه، بلکه به صورت تجربه‌ای زنده و مولد بازمی‌گردد.



دیدگاه ها


  دیدگاه ها
آخرین ویدیو ها