سوگی بر شانه های میناب؛ مهمان صدای دلنشین هوشنگ ابتهاج باشید؛ای غم! نمی‌دانم روز ِرسیدن، روزی ِگام ِکه خواهد بود...در من کسی پیوسته می‌گرید…

  چهارشنبه، 26 فروردین 1405
سوگی بر شانه های میناب؛ مهمان صدای دلنشین هوشنگ ابتهاج باشید؛ای غم! نمی‌دانم روز ِرسیدن، روزی ِگام ِکه خواهد بود...در من کسی پیوسته می‌گرید…
ساعد نیوز: پرویز پرستویی در پست جدید اینستاگرامی اش یاد و خاطره کودکان شهید میناب را با شعری از هوشنگ ابتهاج زنده کرد.

به گزارش سرویس هنر و رسانه ساعدنیوز، پرویز پرستویی با انتشار ویدئویی از گلزار شهدای میناب و شهری از سایه نوشت:
سوگی بر شانه‌های میناب
چگونه می‌توان این حجم از سنگینی را تاب آورد؟
هنوز در دهلیزهای ذهنمان، صدای خنده بچه‌هایی می‌پیچد که کیف‌های کوچکشان را به دوش انداخته بودند تا الفبای زندگی را بیاموزند، اما ناگهان، الفبای مرگ بر سرشان آوار شد...
پذیرفتن این فاجعه، شبیه به لمس کردن تیغ است؛ برنده، سرد و ناباورانه...
مگر می‌شود مدرسه‌ای که باید پناهگاه رویاها باشد، به قربانگاه آرزوها بدل شود؟
میناب امروز نه با صدای زنگ مدرسه، که با ضجه‌های مادرانی بیدار شده است که به جای در آغوش گرفتن فرزندانشان، باید پیکرهای کوچک و بی‌جانشان را به خاک سرد بسپارند... این داغ، زخمی نیست که با گذر زمان التیام یابد؛ این حفره‌ای است در قلب یک ملت که هرگز پر نخواهد شد...
کلامی از سایه:
ای غم! نمی‌دانم روز ِرسیدن، روزی ِگام ِکه خواهد بود
اما درین کابوس ِخون‌آلود
در پیچ و تاب ِاین شب ِبن‌بست
بنگر چه جان‌های گرامی رفته‌اند از دست!
دردی‌ست چون خنجر
یا خنجری‌ست چون درد.
در من کسی پیوسته می‌گرید…

پست پرویز پرستویی

توجه توجه! پوشش لحظه‌ای اخبار جنگ

تلگرام ساعد

ایتای ساعد

روبیکای ساعد


دیدگاه ها


  دیدگاه ها
پربازدیدترین ویدئوهای روز   
آخرین ویدیو ها