به گزارش سرویس تاریخ و فرهنگ پایگاه خبری ساعدنیوز، در این تصویر تاریخی، پسرکی حدود دهساله، پابرهنه و با بدنی صاف و خبردار، ایستاده؛ نوزاد برادر مردهاش را با پارچهای به پشت بسته و منتظر نوبت سوزاندن او در کوره است. این عکس نه فقط ویرانی جسم، بلکه نابودی روح یک کودک را نشان میدهد؛ کودکی که مجبور شده در یک لحظه، نقش بزرگترها را بازی کند و بار مرگ را به دوش بکشد.
به نحوه ایستادن او دقت کنید: کاملاً راست، بیحرکت، انگار تمام وجودش را به کار گرفته تا نشکند و فرو نریزد. جو اودانل بعدها نوشت که وقتی مردان کوره نوزاد را در آتش انداختند، پسرک فقط ایستاد و نگاه کرد؛ لب پایینش را آنقدر محکم گاز گرفته بود که خون از آن جاری شد، اما اشکی نریخت. او گریه نکرد، فقط با چشمانی خالی از معصومیت به شعلهها خیره ماند. جنگ با کودکان نمیمیرد؛ آنها را در یک ثانیه بزرگ میکند، معصومیتشان را ریشهکن میسازد و به جای آن وحشتی سرد و ابدی مینشاند.
این پسرک نماد هزاران کودکی است که امروز هم در گوشهوکنار جهان، قربانی بازی قدرت بزرگترها میشوند؛ کودکانی که به جای بازی با عروسک و توپ، باید یاد بگیرند چگونه در برابر آوار، بمب و مرگ «خبردار» بایستند. هیچ ایدئولوژی، هیچ سیاست و هیچ پیروزی جنگی ارزش آن قطره خون را که از لب این کودک چکید ندارد. کاش جهان میتوانست شانه به شانه این کودکان بایستد، بارهای سنگینشان را زمین بگذارد و اجازه دهد دوباره کودک باشند.