به گزارش سرویس مجله خانواده ساعدنیوز، وقتی بعد از یک نامزدی یا ازدواج شکست خورده تصمیم به ازدواج دوباره می گیرید، چه باید بکنید تا این بار ازدواجتان به سرنوشت قبلی دچار نشود؟ مسلما شرایط ساده ای نیست. ازدواج یا رابطه اول شما به هر ترتیب روی زندگی تان سایه می اندازد و همه ذره بین ها را روی شما قرار می دهد.
بسیاری از افراد در ازدواج دوم برای فرار از تنهایی، فشار های خانوادگی و اجتماعی یا برای رو کم کنی همسر سابق و خانواده اش یا رفع نیاز های عاطفی، جنسی، مالی و.. بدون درنظر گرفتن معیارهای مناسب فقط برای فرار از شرایط موجود تن به ازدواج مجدد می دهند.
بسیاری افراد بعد از طلاق بیشتر به دنبال بیان عیب و ایراد های طرف مقابل هستند و به نقش و سهم خود و کم و کاستی هایی که در انتخاب همسر و در زندگی مشترک داشته اند توجه چندانی نمی کنند.
به اصطلاح بیشتر نقش قربانی و کسی که مظلوم واقع شده به خود می گیرند و همین موضوع باعث می شود، دوباره در انتخاب خود دچار اشتباه شوند.
طلاق و جدایی آسیب های روحی بسیار زیادی را به زوجین وارد می کند و همین مسئله، تصمیم گیری درباره ازدواج دوم را بسیار حائز اهمیت می کند.
بزرگترین خطری که در ازدواج های دوم وجود دارد این است که شما به دنبال کسی بگردید که نقطه مقابل همسر قبلی تان باشد. یعنی هر ایرادی او داشت، در این فرد وجود نداشته باشد و در عوض به بهترین شکل، کمبودهای او را برایتان جبران کند. در واقع با همین یک ویژگی جذب او می شوید و یادتان می رود که برای زندگی کردن باید به موارد زیادی نه فقط یک مورد توجه کنید.
افرادی که بار دوم ازدواج می کنند معمولا خودشان را در شکست ازدواج سابقشان بی تقصیر می دانند در حالی که در جدایی مشکلاتی از جانب هر دو طرف وجود دارد و با گذشت زمان و ورود به زندگی مشترک جدید، تمام ایرادهایی که در همسر سابقشان وجود داشته این بار در زندگی جدید جستجو می کنند و متوجه حالت های وسواس گونه خود نیستند. این مسائل باعث می شود رفتار و رویه زندگی گذشته نیز در زندگی آینده تکرار شود.
وجود ارتباط عاشقانه، صمیمیت و ابراز ان یکی از معیارهای سنجش موفقیت در ازدواج دوم است. این افراد به دلیل تجربه ایی که از زندگی گذشته خود داشته اند، درک کرده اند که هیچ انسانی کامل نیست و هر فردی نقاط قوت و ضعفی دارد. ازدواج های دوم اگر با بررسی های لازم انجام شده باشد به اندازه ازدواج اول شانس موفقیت دارند. بسیاری از کسانی که تجربه زندگی مشترک را دارند، قدر زندگی را بهتر می دانند.
یکی دیگر از شروط موفقیت این افراد در ازدواج دوم این است که یک بازه زمانی قابل قبولی شش ماه تا یکسال را سپری کرده باشند گاهی اوقات با توجه به اینکه زندگی قبلی تمام شده است اما هنوز اثار روحی و روانی ان در فرد پابرجاست. متاسفانه برخی افراد وقتی می خواهند دوباره ازدواج کنند، بیشتر به دلیل فشارهای خانوادگی و اجتماعی، فرار از تنهایی، برانگیختن حسادت همسر سابق یا رفع نیازهای عاطفی، جنسی و مالی، بدون در نظر گرفتن معیار مناسب تن به ازدواج مجدد می دهند.
فراموش کردن گذشته به هر دو طرف پیشنهاد می شود. شما باید هر آنچه در ازدواج اول بود را فراموش کرده و نباید برای آنچه در زندگی قبلی همسرتان اتفاق افتاده نگران باشید. چگونه؟ می توانید در مورد آن با یک دوست صحبت کنید. اما هدفتان از صحبت، طرح مجدد مسائل قبل و شکایت کردن نباشد. با هدف فراموش کردن، در مورد آن صحبت کنید. ممکن است بخواهید مطلبی در مورد آن بنویسید یا شعری بگویید. این روشی مناسب برای کنترل احساسات است و هیچ کس نیز آنها را نخواهد دید. می توانید بعدا آنها را بسوزانید. یکی از بهترین روش ها برای فراموش کردن، بخشش است. خودتان را ببخشید. همسرتان را ببخشید. همسر قبل یتان را ببخشید. بخشش به این معنی نیست که همه چیز را تایید و با آن موافقت کنید، بلکه به این معنی است که اجازه ندهید آن موضوع، در آینده شما را کنترل کند.
همسرتان را در اولویت قرار دهید. این بهترین روش است که بتوانید هم برای فرزندان و هم برای ازدواج تان ثبات بلند مدت بچه ها ببینند که ازدواج شما موفقیت آمیز است، خیالشان راحت خواهد بود که مجبور نیستند دوباره طلاق ایجاد کنید. وقتی را تجربه کرده و دچار ناراحتی شوند. ”زن یا شوهر دوم“ بودن به معنی دوم بودن از نظر اهمیت نیست، و اگر چنین پیغامی را منتقل کند، باعث ایجاد احساسات منفی بسیاری خواهد شد. با یکدیگر وقت بگذارید با وجود بچه های خودتان و بچه های همسرتان و تلاش برای سازگاری با زندگی جدید، اغلب پیدا کردنِ فرصتی برای صحبت و گذراندن وقت با همسر کار سختی است اما به این کار نیاز دارید.ب نابراین، در میان ساعت های پر از مشغله، چند دقیقه وقت برای بودن با یکدیگر پیدا کنید. این کار به بهبود ازدواج دوم و با یکدیگر ماندن کمک می کند.
دوستان جدید پیدا کنید، دوستانی که با همسر قبلی آشنایی نداشته اند. دوستانی که ازدواج دومتان را با ازدواج اولتان مقایسه نکنند، یا به نحوی رفتار نکنند که گویی اسرار زندگی شما و همسر اولتان را می دانند. پیشنهاد نمی کنیم دوستان قدیمی را رها کنید. معمولا دوستان قدیم، دوست یکی از همسران بوده اند و بنابراین دوست مشترک نیستند. دوستان جدید، مدت یکسانی است که هر دو شما را می شناسند و این باعث می شود به یک اندازه با شما و همسرتان دوست باشند.
معمولا فرزندان اگر در سنین حساس کودکی یا نوجوانی باشند نسبت به ازدواج پدر یا مادرشان واکنش منفی نشان می دهند، اما نحوه رفتار فرزند در مقابل ناپدری یا نامادری بستگی زیادی به برخورد طرف مقابل دارد. اشتباه افراد در این باره مجبور کردن فرزند به ویژه در سنین کم به گفتن مامان یا بابا به شخص تازه وارد است. در حالی که کودک اگر خودش نخواهد طرف مقابل را مادر یا پدر خطاب کند، این اجبار اثر سوء خواهد داشت. بهتر است در این مورد تصمیم را به عهده خود کودک بگذاریم و به او زمان بدهیم تا بتواند با این مسائل کنار بیاید. نکته مهم دیگر این است که والدین اصلی نباید بخاطر احساس گناه خودشان، به کودکان اجازه دهند که از ازدواج دوم سوء استفاده کرده و چیزهایی را تقاضا کنند که برای آنها مناسب نیست. سعی نکنید احساس گناه ناشی از طلاقتان را با دادن آزادی عمل نابجا به کودکان جبران کنید. آمارها نشان می دهند که زمان لازم است تا یک خانواد هی دارای نامادری یا ناپدری بتوانند کاملا با یکدیگر سازگار شوند. بنابراین، انتظار نداشته باشید که همه چیز در عرض یک ماه یا حتی یک سال به حل شود.