به گزارش سرویس سیاسی پایگاه خبری ساعدنیوز، در زمستان سال 1350، ایران با یکی از سهمگینترین بلایای طبیعی تاریخ خود دست و پنجه نرم میکرد. در حالی که هزاران هموطن در زیر هجمهی برف و کولاک گرفتار شده بودند، انتشار اخبار خوشگذرانی دربار در اروپا، تضادی آشکار را در فضای جامعه آن زمان رقم زد.
در آن روزها، وضعیت در تهران و سایر شهرهای ایران از حالت عادی خارج شده بود. بارش بیامان برف و کولاک سنگین، راههای ارتباطی بیش از 3700 روستا را بهطور کامل قطع کرد و بسیاری از مناطق کشور در محاصرهی مطلق برف قرار گرفتند. روزنامهی اطلاعات در آن زمان با تیترهای تکاندهندهای همچون «وضع غیرعادی در تهران» و «جادههای مهم کشور بسته شد»، از عمق فاجعه خبر میداد.
آمار تلفات انسانی بسیار هولناک بود؛ بر اساس گزارش ستاد امدادی نخستوزیری وقت، تنها در یک حادثهی سقوط بهمن، 60 نفر جان خود را از دست دادند. حملونقل در سراسر کشور زمینگیر شده بود و سرمای بیسابقه، زندگی روزمرهی مردم را به مرز نابودی کشانده بود.
درست در همان ایامی که مردم برای بقا در میان برفها مبارزه میکردند، محمدرضا پهلوی به همراه خانوادهاش برای گذراندن تعطیلات سالانه به تفرجگاه مجلل سنموریتس در سوئیس رفته بود. تضاد میان واقعیت جامعه و رفتار دربار زمانی به اوج رسید که روزنامههای کثیرالانتشار، در کنار اخبار مرگومیر ناشی از سرما، تصاویری از شاه و فرح دیبا را در لباس اسکی منتشر کردند.
در گزارشهای آن زمان آمده بود که شاهنشاه برای استفاده از تعطیلات و استراحت، ساعاتی از روز را به ورزش موردعلاقهاش، یعنی اسکی، اختصاص میداد. این سفر تفریحی در حالی ادامه یافت که بحران برف در ایران هر روز قربانیان بیشتری میگرفت.
حتی در میان نزدیکان دربار نیز کسانی بودند که به تبعات این بیتفاوتی معترض شدند. اسدالله علم، وزیر دربار، در خاطرات خود نقل کرده است که بارها به شاه پیشنهاد داد تا به دلیل اوضاع وخیم کشور، سفر خود را نیمهکاره رها کند و به ایران بازگردد.
علم در یادداشتهای خود نوشت:
«پیشنهاد کردم به حد کافی در خارج بودهایم و بهتر است برگردیم... مردم این چیزها را تحمل نمیکنند که پادشاه ایران 45 روز را صرفاً بابت استراحت و سرگرمی در خارج بماند.»
بحران برف سال 1350 گذشت، اما خاطرهی آن زمستان سخت و تضاد میان «اسکی روی کوههای آلپ» و «سقوط بهمن بر سر مردم روستایی»، به عنوان یکی از نقاط تاریک آن دوران در حافظهی تاریخ باقی ماند. این واقعه نشان داد که چگونه در اوج نیاز مردم به مدیریت بحران، تفریحات گرانقیمت بر مسئولیتهای ملی پیشی گرفت.