مذاکره تاریخی قالیباف با ونس موفقیت آمیز خواهد بود؟ / گزارش BBC از این رویارویی پرتنش ؛نرمش قهرمانانه تکرار می‌شود؟

  شنبه، 22 فروردین 1405 ID  کد خبر 533798
مذاکره تاریخی قالیباف با ونس موفقیت آمیز خواهد بود؟ / گزارش BBC از این رویارویی پرتنش ؛نرمش قهرمانانه تکرار می‌شود؟
ساعدنیوز: مذاکرات احتمالی میان مقام‌های ارشد ایران و آمریکا در اسلام‌آباد، در صورت وقوع، می‌تواند به‌عنوان مهم‌ترین تماس مستقیم دو کشور از زمان انقلاب 1357 ثبت شود؛ تماسی که در میانه آتش‌بس شکننده، شکاف‌های عمیق بی‌اعتمادی و اختلاف بر سر برنامه هسته‌ای، موشکی و آینده تنگه هرمز شکل می‌گیرد.

به گزارش سرویس سیاست پایگاه خبری ساعدنیوز،‌ BBC درباره این دیدار تاریخی نوشت: اگر و زمانی که عکسی از ایستادن جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، در کنار محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، در اسلام‌آباد در این آخر هفته گرفته شود، آن عکس تاریخی خواهد شد.

آن لحظه، بالاترین سطح گفت‌وگوی رو‌در‌رو میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا از زمان انقلاب اسلامی 1979 را رقم خواهد زد؛ انقلابی که پیوند راهبردی قدرتمند میان دو کشور را درهم شکست و سایه‌ای بلند بر روابط آنان انداخت؛ سایه‌ای که تا امروز نیز بر این مناسبات سنگینی می‌کند.

ممکن است آن دو لبخند نزنند. حتی ممکن است دست هم ندهند.

اما این موضوع، این رابطه پرتنش را آسان‌تر یا کمتر خصمانه نخواهد کرد.

با این حال، نشانه‌ای خواهد بود از این‌که هر دو طرف می‌خواهند برای پایان دادن به جنگی که شوک آن در سراسر جهان احساس شده، از تشدیدی حتی خطرناک‌تر پرهیز کنند و به دیپلماسی روی آورند تا به توافق برسند.

با این همه، هیچ شانسی وجود ندارد که پیش‌بینی خوش‌بینانه دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، درباره رسیدن به یک «توافق صلح» ظرف این آتش‌بس شکننده دو هفته‌ای محقق شود؛ آتش‌بسی که از لحظه اعلامش در اوایل این هفته، مفاد آن مورد مناقشه قرار گرفت و بارها نقض شد.

حتی تا واپسین ساعات، ایرانی‌ها همه را در حالت تعلیق نگه داشتند که آیا هنوز در مذاکرات حاضر خواهند شد یا نه، در حالی که اسرائیل اصرار داشت در لبنان آتش‌بسی در کار نخواهد بود.

اما اگر گفت‌وگوهای جدی و پایدار آغاز شود، این رویداد همچنین مهم‌ترین تلاش از زمان خروج ترامپ از توافق هسته‌ای مهم پیشین در سال 2018، در دوره اول ریاست‌جمهوری‌اش، خواهد بود. او آن توافق را ــ که به‌طور گسترده به‌عنوان نقطه اوج سیاست خارجی دولت اوباما دیده می‌شد ــ «بدترین توافق تاریخ» خوانده بود.

آن گفت‌وگوها، در دورهای بی‌پایان و در طول نزدیک به 18 ماه پیشرفت و شکست، آخرین نشست‌های سطح بالای میان جان کری، وزیر خارجه وقت آمریکا، و محمدجواد ظریف، وزیر خارجه وقت ایران، بودند.

در سال 2015، دیپلمات‌هایی از جمله محمدجواد ظریف، وزیر خارجه وقت ایران، و جان کری، وزیر خارجه وقت آمریکا، به توافقی برای محدود کردن فعالیت‌های هسته‌ای ایران رسیدند؛ توافقی که ترامپ سه سال بعد آن را کنار گذاشت.

تلاش‌های پس از آن، از جمله در دوران ریاست‌جمهوری جو بایدن، پیشرفت چندانی نداشت.

علی واعظ از گروه بین‌المللی بحران، که سال‌ها همه پیچ‌وخم‌های این روند را دنبال کرده، می‌گوید: «اعزام مقام‌های ارشدتر و سنگینیِ پیامدهای شکست برای همه طرف‌ها می‌تواند فرصت‌هایی را باز کند که پیش‌تر وجود نداشت.»

اما او هشدار می‌دهد که این بار همچنان «به‌مراتب دشوارتر» است.

فاصله میان دو طرف همچنان بسیار زیاد است و بی‌اعتمادی، بسیار عمیق.

این چاه برای تهران به‌ویژه عمیق‌تر است، چرا که دو دور آخر مذاکراتشان در ژوئن 2025 و فوریه امسال، ناگهان با آغاز حملات اولیه یک جنگ آمریکا و اسرائیل از هم پاشید.

سبک‌های متضاد

و وقتی هم که گفت‌وگو می‌کنند، سبک مذاکره‌شان کاملاً متفاوت است.

ترامپ می‌گوید بهترین مذاکره‌کنندگانش، استیو ویتکاف، فرستاده ویژه‌اش و توسعه‌دهنده پیشین املاک، و جرد کوشنر، داماد و فرد مورد اعتمادش در دوره اول ریاست‌جمهوری‌اش هستند؛ همان دوره‌ای که «توافق‌های ابراهیم» روابط اسرائیل را با شماری از کشورهای عربی عادی کرد و مسئله فلسطینی‌ها را به حاشیه راند.

اما ایران که اکنون این فرستادگان را بیش از حد نزدیک به اسرائیل می‌داند، اصرار کرد سطح تماس‌ها بالاتر برود و مشخصاً ونس را مطرح کرد. او نه‌تنها سمتی رسمی در دولت آمریکا دارد، و صرفاً دوست یا عضو خانواده نیست، بلکه در تیم ترامپ به‌عنوان جدی‌ترین تردیدکننده نسبت به این کارزار نظامی نیز شناخته می‌شود.

رویکرد ایران نیز محدودیت‌هایی ایجاد کرده است، به‌ویژه در اصرار بر این‌که مذاکرات عمدتاً به‌صورت غیرمستقیم و از طریق عمان، میانجی مورد اعتمادشان، انجام شود.

در ژنو، در فوریه، پشت دیوارهای بلند و دور از دوربین‌های جهان، در میانه تبادل‌های غیرمستقیم، برخی گفت‌وگوهای مستقیم نیز انجام شد. اما گفته می‌شود تندروهای ایرانی که به این مسیر عمیقاً بی‌اعتماد بودند، دست مذاکره‌کنندگان را بسته بودند؛ مذاکره‌کنندگانی که خود نیز می‌خواستند از هر خطرِ برخورد خصمانه یا تحقیرآمیز دوری کنند.

امضای ویتکاف این بود که معمولاً به‌تنهایی وارد می‌شد. منابع دیپلماتیک درگیر در این روند می‌گویند او غالباً حتی یادداشت هم برنمی‌داشت ــ و همین، بدبینی ایرانی‌ها را بیشتر می‌کرد و باعث می‌شد مذاکرات بارها در دور باطل بچرخد. سپس کوشنر به تیم او افزوده شد.

در وزارت خارجه عمان، جرد کوشنر و استیو ویتکاف همراه با وزیر خارجه عمان. دور سوم مذاکرات هسته‌ای آمریکا و ایران با میانجی‌گری عمان در 26 فوریه 2026 در ژنو آغاز شد.

تضاد این مذاکرات با گفت‌وگوهای یک دهه پیش نمی‌تواند آشکارتر از این باشد: هیأت‌های آمریکا و ایران از گروه‌های پرشماری از دیپلمات‌های باتجربه و فیزیکدانان برجسته تشکیل شده بودند. آنان همچنین با حمایت دیپلمات‌های ارشد اروپایی و وزرای خارجه چهار عضو دیگر دائم شورای امنیت سازمان ملل ــ بریتانیا، فرانسه، چین و روسیه ــ تقویت شده بودند.

در آخرین دورها در فوریه امسال، گفته می‌شود پیشرفت‌هایی حاصل شد، زمانی که دو هیأت از تخصص فنی رافائل گروسی، رئیس آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، و میانجی‌های کارکشته دیگر کشورها بهره گرفتند. گفته می‌شود آن‌ها برخی، اما نه همه، فاصله‌ها را کم کردند؛ دست‌کم در پرونده هسته‌ای، جایی که ایران امتیازهای جدیدی ارائه داد، از جمله رقیق‌سازی اورانیوم بسیار غنی‌شده‌اش. سپس جنگ دوباره آغاز شد.

اکنون این خصومت‌ها، محاسبات امنیتی را برای همه طرف‌ها تغییر داده است. حتی پیش از این درگیری نیز صداهای تندرو در درون ساختار امنیتی ایران، خواستار توسعه بمب هسته‌ای بودند. ایران اکنون اصرار خواهد داشت زرادخانه موشک‌های بالستیک خود را برای دفاع از خود حفظ کند و کنترل تنگه هرمز را در دست داشته باشد. این مسئله، اهرم فشار بزرگی به تهران می‌دهد و نیز شریان حیاتی اقتصادیِ به‌شدت مورد نیازش را تأمین می‌کند.

اما بیشتر کشورهای خلیج فارس که پیش‌تر با توافق هسته‌ای 2015 مخالفت کرده بودند و بعدتر به آشتی محتاطانه‌ای با همسایه‌شان رسیدند، اکنون می‌گویند موشک‌هایی که به کشورهایشان اصابت کرده‌اند باید بر سر میز مذاکره قرار گیرند.

اسرائیل، و به‌ویژه بنیامین نتانیاهو، تقریباً قطعاً تلفن را برمی‌دارد یا به‌سوی کاخ سفید می‌شتابد تا اطمینان یابد نگرانی‌های ریشه‌دار درباره تهدیدهای ایران مورد توجه قرار می‌گیرد.

آتش‌بس باشد یا نباشد، بازآرایی ژئوپلیتیکی خاورمیانه هنوز پایان نیافته است.
دیپلماسی پرمخاطره‌ای که باعث شد پاکستان میزبان مذاکرات صلح آمریکا و ایران شود.
از نفتکش‌ها خواسته شد برای استفاده از تنگه، به ایران عوارض نپردازند.

«نرمش قهرمانانه»

اینجا بازتابی از زمانه‌ای تاریخی دیگر دیده می‌شود.

سیزده سال پیش، آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر فقید ایران، تصمیمی محتاطانه گرفت تا به مذاکره‌کنندگانش اجازه دهد گفت‌وگوهای هسته‌ای با آمریکا را برای رسیدن به توافق تشدید کنند. این تصمیم «نرمش قهرمانانه» نام گرفت.

روحانی ارشد تهران به کشوری که آن را «شیطان بزرگ» می‌نامید، اعتماد نداشت. اما حسن روحانی، رئیس‌جمهور اصلاح‌طلب تازه‌منتخب ایران، او را قانع کرد که تنگنای شدید اقتصادی، چاره‌ای جز انجام هر کاری برای لغو تحریم‌های فلج‌کننده بین‌المللی باقی نگذاشته است.

اکنون، آیت الله مجتبی خامنه‌ای ــ که پس از شهادت پدرش در ساعات اولیه این جنگ به قدرت رسید ــ به مذاکره‌کنندگانش چراغ سبز داده تا با فرستادگان آمریکا در اسلام‌آباد دیدار کنند.

کشوری که از این جنگ ویرانگر به لرزه افتاده، اکنون برای حفظ امید به تغییرات اقتصادی و اجتماعی، و برای برخی حتی تغییرات بنیادی، تلاش می‌کند.

ترامپ اصرار دارد که این شش هفته جنگ، «تغییر رژیم» را به‌دنبال داشت و رهبران جدید ایران را «کم‌تندروتر و بسیار معقول‌تر» توصیف می‌کند.

لحظه حقیقت ممکن است برای همه طرف‌ها در حال نزدیک شدن باشد. و یک اندیشه تکان‌دهنده دیگر هم وجود دارد.

سیزده سال پیش، زمانی که مذاکرات آغاز شد، بیانیه‌ها از «فاصله زیاد» میان دو طرف سخن می‌گفتند.

ایران از آمریکا می‌خواست «حق» خود برای غنی‌سازی اورانیوم را به رسمیت بشناسد ــ درخواستی که آمریکا آن را رد می‌کرد و نسبت به تلاش جمهوری اسلامی برای دستیابی به سلاح هسته‌ای بدگمان بود.

در حال حاضر، به نظر می‌رسد آمریکا می‌گوید آن حق به رسمیت شناخته خواهد شد ــ به شرطی که غنی‌سازی در ایران انجام نشود.

تاریخ شاید تکرار نشود، اما قافیه آن را تکرار می‌کند.


دیدگاه ها


  دیدگاه ها
پربازدیدترین ویدئوهای روز   
آخرین ویدیو ها