به گزارش سرویس سیاست پایگاه خبری ساعدنیوز، جواد حیراننیا، مدیر گروه مطالعات خلیج فارس مرکز مطالعات خاورمیانه ایران، گفت که ایران در ابتدا ویتکاف را یک فرد معتدل در حلقه داخلی ترامپ میدید و بر همین اساس نقش او را پذیرفت. زمانی که کوشنر پیش از دور فوریه به مذاکرات پیوست، تهران با توجه به نزدیکی او به ترامپ، آن را نشانه جدیت تلقی کرد.
الجزیره در گزارشی به بررسی نقش «جی دی ونس» معاون رئیس جمهور آمریکا در مذاکرات با ایران و دلایل ترجیح تهران به گفتوگو با وی پرداخته که در ادامه آمده است.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، (پیش از آتش بس) در برابر خبرنگاران در کاخ سفید، در پاسخ به این سوال که آیا آتشبس با ایران قابل دستیابی است، گفت: «ما یک طرف فعال و مشتاق در آن سوی میز داریم.» او افزود که طرح روی میز «گامی مهم» است، اما بلافاصله تأکید کرد که «به اندازه کافی خوب نیست».
ترامپ در پاسخ به این سوال که چه کسی رهبری تلاش دیپلماتیک واشنگتن را بر عهده دارد، آنچه را که روزها از طریق کانالهای پشت پرده در جریان بود، تأیید کرد و گفت: «آنها این کار را همراه با مارکو و جی. دی انجام میدهند. ما افراد متعددی داریم که این کار را انجام میدهند.» او برای اولین بار، معاون رئیسجمهور، جی. دی. ونس، و مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، را در فهرست مذاکرهکنندگان ارشد دولت خود قرار داد.
در دولتی که از زمان آغاز جنگی که بیش از پنج هفته پیش راه انداخته، در ارائه یک راهبرد دیپلماتیک منسجم با مشکل مواجه بوده، ونس تا حد زیادی فاصلهای حسابشده با عملیات «خشم حماسی» (Epic Fury) حفظ کرده است.
اما اظهارات ترامپ تأییدی عمومی بر این موضوع بود که ونس بهطور آرام به عنوان یک بازیگر محوری در آخرین تلاشهایی که با میانجیگری پاکستان انجام میشود، برای عقب کشیدن آمریکا و ایران از لبه پرتگاه مخربترین تشدید جنگ تا کنون، ظاهر شده است.
رئیسجمهور آمریکا تهدید کرده بود که اگر تهران تا اوایل روز چهارشنبه به وقت ایران، تنگه هرمز را که در زمان صلح 20 درصد از عرضه نفت و گاز جهان از آن عبور میکند، بازگشایی نکند، تأسیسات برق و انرژی ایران را بمباران خواهد کرد. او روز دوشنبه، حمله لفظی تندی را علیه ایران در پلتفرم «تروث سوشال» خود آغاز کرد؛ و روز سهشنبه، حدود 12 ساعت قبل از ضربالاجل خودخواندهاش برای ایران، ترامپ لفاظی آخرالزمانی خود را تشدید کرد و نوشت: «امشب یک تمدن کامل نابود خواهد شد و هرگز باز نخواهد گشت. من نمیخواهم این اتفاق بیفتد، اما احتمالاً خواهد افتاد.»
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران در پاسخ هشدار داد که در صورت تشدید نظامی توسط ترامپ، همه محدودیتها علیه اهداف برداشته خواهد شد که این امر منطقه را بیش از پیش در حالت آماده باش قرار داد. اوایل همان روز، جزیره خارگ ایران، مرکز اصلی صادرات نفت این کشور، بمباران شده بود و ایران نیز به تأسیسات پتروشیمی جبیل در عربستان سعودی حمله کرده بود.
شبی که ترامپ صحبت کرد، مقامات آگاه از تلاشهای میانجیگری در پاکستان به الجزیره تأیید کردند که فیلد مارشال عاصم منیر، فرمانده ارتش این کشور، با ونس، استیو ویتکاف فرستاده ویژه، و عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، گفتوگو کرده است.
این تماس بخشی از تلاش فشرده میانجیگری بود که پاکستان از اواخر مارس رهبری کرده بود. اسلامآباد در 29 مارس میزبان وزرای خارجه ترکیه، عربستان سعودی و مصر در اقدامی هماهنگ برای پایان دادن به خصومتها بود. این نشست پس از مشورت قبلی در ریاض در 19 مارس برگزار شد که در آن همان قدرتهای منطقهای رویکرد خود را همسو کردند.
پیش از آن، در جلسه کابینه در 26 مارس، ترامپ از معاون خود خواست تا مقامات ایران را در جریان بگذارد و به طور رسمی نقش او را در تلاش دیپلماتیک تأیید کرد.
به گزارش رسانههای پاکستان به نقل از یک مقام ارشد غیرنظامی آشنا با مذاکرات، هیئتی آمریکایی به رهبری ونس دو بار آماده سفر به اسلامآباد برای گفتوگوهای مستقیم با همتایان ایرانی خود شده بود.
به گفته این مقام ارشد، هر دو سفر در آخرین لحظه پس از آنکه تهران برای مشورتهای داخلی درخواست زمان بیشتر کرد و در نهایت از شرکت در آن امتناع ورزید، لغو شد.
با این حال، تا آخر هفته گذشته، این تلاشها پیشرفت ملموسی به همراه داشت. ایران دریافت پیشنهاد آتشبس را تأیید کرد و در را به روی مذاکرات گستردهتر گشود. با این حال، تهران در نهایت این طرح را رد کرد و آن را «غیرمنطقی» خواند.
تمایل ظاهری ایران به ونس به قبل از جنگ بازمیگردد.
در 26 فوریه، ویتکاف و جرد کوشنر – داماد ترامپ و مانند ویتکاف، یک سرمایهدار املاک – سومین دور مذاکرات هستهای غیرمستقیم را در ژنو با عراقچی ایران به پایان رساندند. بدر البوسعیدی، وزیر خارجه عمان که میانجی مذاکرات بود، با خوشبینی ظاهر شد و گفت: «توافق صلح در دسترس ماست.»
با این وجود، دو روز بعد، نیروهای آمریکایی و اسرائیلی به چندین سایت ایرانی حمله کرده و جنگ را آغاز کردند. اولین موج حملات منجر به ترور سید علی خامنهای، رهبر معظم ایران، در کنار چندین رهبر دیگر ایرانی شد.
از دیدگاه تهران، این دومین خیانت بود: مقامات آمریکایی پیش از آن نیز در ژوئن با تهران مذاکره کرده بودند، پیش از آنکه اسرائیل و سپس آمریکا در طول جنگ 12 روزه، ایران را بمباران کنند.
جواد حیراننیا، مدیر گروه مطالعات خلیج فارس مرکز مطالعات خاورمیانه ایران، گفت که ایران در ابتدا ویتکاف را یک فرد معتدل در حلقه داخلی ترامپ میدید و بر همین اساس نقش او را پذیرفت. زمانی که کوشنر پیش از دور فوریه به مذاکرات پیوست، تهران با توجه به نزدیکی او به ترامپ، آن را نشانه جدیت تلقی کرد.
اما تصمیم آمریکا برای پیوستن به اسرائیل در آغاز جنگ، حتی در حالی که مذاکرات ادامه داشت، این ارزیابی را معکوس کرد. حیراننیا گفت که «این احساس در میان مقامات ایرانی وجود دارد که مذاکرات قبل از جنگ اساساً با هدف خرید زمان برای تکمیل آمادگیهای نظامی انجام شده است.»
رسانههای غربی بعداً گزارش دادند که تهران پس از مذاکرات ژنو از تعامل با کوشنر یا ویتکاف خودداری کرد. سیانان به نقل از منابع منطقهای گفت که ایران ونس را نسبت به سایر مقامات آمریکایی، همدلتر با پایان دادن به درگیری میداند.
حیراننیا گفت که پویاییهای داخلی ایران نیز این اولویت را شکل داده است. پس از (شهادت) آیت الله خامنهای، جناحهای درون سیستم سیاسی برای نفوذ با هم رقابت کردهاند. جنگ قدرت سپاه پاسداران را تقویت کرده است، در حالی که دولت مسعود پزشکیان اختیار محدودی بر تصمیمات راهبردی دارد.
حیراننیا گفت که پذیرش مذاکرات، از جمله میانجیگری پاکستان، از سطوح بالاتر سیستم ایران صورت گرفته است. با این حال، قالب مذاکرات از نظر سیاسی حساس باقی مانده است.
تا بعدازظهر سهشنبه در اسلامآباد، مقامات دولتی مذاکرات را در مرحله پیشرفته توصیف کردند.
چارچوب در حال ظهور، فرآیندی مرحلهای را تصور میکند: یک توافق اولیه برای ایجاد اقدامات اعتمادساز و به دنبال آن یک آتشبس رسمی در صورت تداوم این اقدامات. جزییات این اقدامات علنی نشده است و مقامات پاکستانی از پیشداوری در مورد تصمیماتی که بر عهده واشنگتن و تهران است، خودداری کردهاند.
رضا امیری مقدم، سفیر ایران در پاکستان، از پیشرفت خبر داد و در شبکه اجتماعی ایکس نوشت که تلاشهای «مثبت و سازنده» اسلامآباد در حسن نیت و میانجیگری برای توقف جنگ، در حال نزدیک شدن به «مرحلهای حساس و مهم» است.
این واضحترین نشانه عمومی از سوی یک مقام ایرانی بود که نشان میداد میانجیگری پاکستان فراتر از بحثهای مقدماتی رفته است. با این حال، حتی با افزایش حرکت دیپلماتیک، به نظر میرسید ترامپ لفاظی خود را تشدید میکند.
ترجیح ایران به ونس تنها به شخصیتها مربوط نمیشود، بلکه ریشه در سابقه او در مورد مداخله خارجی دارد. ونس به عنوان سناتور، در سال 2023 در یادداشتی در وال استریت ژورنال استدلال کرد که موفقیت ترامپ در دفتر ریاستجمهوری تا حدی به اجتناب از جنگهای جدید بستگی دارد.
حیراننیا گفت که دیدگاه تهران نسبت به ونس بر دو عامل استوار است. اول، او به عنوان فردی دیده میشد که در ابتدا با جنگ مخالف بود، حتی اگر بعداً با موضع دولت همراه شد. دوم، بر خلاف ویتکاف و کوشنر، او در مذاکراتی که منجر به حملات شد، نقشی نداشت.
او افزود که رفتار ونس در زمان جنگ، این تصور را در ایران تقویت کرده است که معاون رئیسجمهور خود را به دقت برای نامزدی آینده ریاستجمهوری قرار میدهد. ونس که به طور گسترده به عنوان یکی از نامزدهای اصلی نامزدی حزب جمهوریخواه در سال 2028 دیده میشود، باید بین وفاداری به ترامپ و تردید نسبت به درگیریهای طولانی مدت در خاورمیانه تعادل ایجاد کند.
تحلیلگران خاطرنشان کردند که هم ونس و هم روبیو با خطراتی مواجه هستند. حمایت روبیو از جنگ در صورت طولانی شدن یا پایان بد جنگ میتواند به یک نقطه ضعف تبدیل شود. در همین حال، ونس اگر بیش از حد از موضع ترامپ فاصله بگیرد، در خطر بیوفایی به نظر رسیدن قرار دارد.
قرار گرفتن در موقعیتی به عنوان فردی که برای پایان جنگ کار کرد، راهی احتمالی برای عبور از این تنش ارائه میدهد. این محاسبه در تهران بیتوجه نمانده است. حیراننیا گفت: «این امر در داخل ایران این تصور را ایجاد کرده است که معاون رئیسجمهور رویکردی محتاطانه برای ایفای نقش ریاستجمهوری در آینده در پیش گرفته است، در حالی که در درون سیستم ترامپ فعالیت میکند، سعی در حفظ رویکردی مستقل دارد.»