به گزارش سرویس چندرسانهای پایگاه خبری تحلیلی ساعدنیوز، «کوچهلره سو سپمیشم» یکی از معروفترین و دوستداشتنیترین ترانههای فولکلور آذربایجان ایران و تبریز است.
در فرهنگ قدیمی تبریز و شهرهای آذربایجان، مردم در روزهای گرم یا قبل از آمدن مهمان، جلوی خانه و کوچه آب میپاشیدند تا هوا خنک شود و فضا طراوت بگیرد. این کار فقط برای خنک کردن نبود؛ نشانه احترام، مهماننوازی و آمادگی برای یک دیدار عاشقانه یا صمیمی هم بود.
این آهنگ حالوهوای تبریز قدیم را زنده میکند:
کوچههای سنگی، عصرهای تابستان، صدای ساز عاشیقها، چای، جمعهای خانوادگی و عشقهای ساده و عمیق.

در این ترانه، راوی با آب پاشیدن و آماده کردن کوچه، در واقع خودش را برای آمدن محبوب آماده میکند. به همین دلیل آهنگ حس لطیفی از عشق، دلتنگی، سادگی و زندگی سنتی مردم تبریز را منتقل میکند.
کوچه لره، سو سپمیشم●♪♫
یار گلنده؛ توز اولماسین… یار گلنده؛ توز اولماسین…●♪♫
اله گلسین بله گتسین؛ آرامیزدا سوز اولماسین●♪♫
ساماوارا؛ اوت سالمیشام… ایستکنه سالمیشام●♪♫
یاریم گدیپ تک قالمیشام؛ نه عزیزدیر یارین جانی●♪♫
نه شیرین، دیر یارین جانی…●♪♫
کوچه لره، سو سپمیشم●♪♫
یار گلنده؛ توز اولماسین… یار گلنده؛ توز اولماسین…●♪♫
اله گلسین بله گتسین؛ آرامیزدا سوز اولماسین●♪♫
ساماوارا؛ اوت سالمیشام… ایستکنه سالمیشام●♪♫
یاریم گدیپ تک قالمیشام؛ نه عزیزدیر یارین جانی●♪♫
نه شیرین، دیر یارین جانی…●♪♫
کوچه ها را آب و جارو کرده ام؛ تا وقتی یارم می آید گرد و خاک نباشد●♪♫
طوری بیاید و برود؛ که هیچ حرف و حدیثی در میانِ ما نماند●♪♫
سماور را آتش کرده ام… قند؛ در استکان انداخته ام●♪♫
یارم رفته و من تنها مانده ام…●♪♫
چقدر خاطرِ یار؛ عزیز است●♪♫
چقدر خاطرِ یار؛ شیرین است●♪♫
کوچه ها را آب و جارو کرده ام؛ تا وقتی یارم می آید گرد و خاک نباشد●♪♫
طوری بیاید و برود؛ که هیچ حرف و حدیثی در میانِ ما نماند●♪♫
سماور را آتش کرده ام… قند؛ در استکان انداخته ام●♪♫
یارم رفته و من تنها مانده ام…●♪♫
چقدر خاطرِ یار؛ عزیز است●♪♫
چقدر خاطرِ یار؛ شیرین است●♪♫