(ویدیو) مولاناخوانی زیبا و استخوان سوز عبدالجبار کاکایی: گفت لَبَم ناگهان نامِ گل و گلسِتان، آمد آن گل‌عِذار کوفت مَرا بَر دَهان...

  چهارشنبه، 23 اردیبهشت 1405
(ویدیو) مولاناخوانی زیبا و استخوان سوز عبدالجبار کاکایی: گفت لَبَم ناگهان نامِ گل و گلسِتان، آمد آن گل‌عِذار کوفت مَرا بَر دَهان...
ساعدنیوز: صدای زیبای عبدالجبار کاکایی مولاناخوانی او طرفدار زیادی بین هنردوستان دارد.ویدیویی از شعرخوانی او را مشاهده بفرمایید.

به گزارش سرویس فرهنگ و هنر ساعدنیوز، عبدالجبار کاکایی متولد 15 شهریور 1342 در ایلام شاعر و ترانه‌سرای کشورمان است. کاکایی شاعر بسیاری از تیتراژهای سریال‌های تلویزیونی است.

رقص سماع

متن شعر

گفت لَبَم ناگهان نامِ گل و گلسِتان

آمد آن گل‌عِذار کوفت مَرا بَر دَهان

گفت که سلطان مَنم، جانِ گلستان مَنم

حَضرتِ چون مَن شَهی، وآنگه یادِ فُلان؟

دفِّ مَنی هین مَخور سیلیِ هَر ناکَسی

نایِ مَنی هین مَکُن از دَمِ هَر کَس فَغان

پیشِ چو مَن کِیقُباد، چَشمِ بَدم دور باد!

حیف نَباشَد که تو یاد کُنی از کِهان؟

جُغد بُوَد کو به باغ یادِ خَرابه کند

زاغ بُوَد کو بَهار، یاد کند از خَزان

چَنگ به مَن دَر زدی، چَنگِ مَنی دَر کنار

تار که دَر زَخمه‌ام سُست شَوَد، بُگسَلان

پُشتِ جهان دیده‌ای رویِ جَهان را ببین

پُشت به خود کن که تا روی نَماید جَهان

ای قمرِ زیر میغ! خویش نَدیدی، دریغ!

چند چو سایه دَوی، در پیِ این دیگران؟

بَس که مَرا دامِ شعر، از دَغَلی بَند کرد

تا که زِ دَستم شکار، جَست سویِ گلسِتان

در پیِ دُزدی بُدَم، دُزد دِگَر بانگ کرد

هِشتم بازآمَدم، گفتم و هین چیست آن؟

گفت که اینک نشان، دُزدِ تو این سوی رَفت

دُزدِ مَرا باد داد آن دَغَلِ کَژنِشان

اگر شما هم شعری حفظ هستید، خوشحال می‌شویم تجربه‌تان را در بخش نظرات با ما به اشتراک بگذارید.


برای مشاهده سایر اشعار با سرویس فرهنگ و هنر ساعدنیوز همراه باشید.

دیدگاه ها


  دیدگاه ها
پربازدیدترین ویدئوهای روز   
آخرین ویدیو ها