به گزارش سرویس ورزش ساعدنیوز، ناصر حجازی نامی ماندگار و فراموشنشدنی در تاریخ فوتبال کشورمان است. او سالها درون دروازه تیم ملی و استقلال عملکردی درخشان و تحسینبرانگیز داشت و پس از پایان دوران بازی نیز در قامت سرمربی، افتخارات قابل توجهی را رقم زد. با این حال آنچه حجازی را از بسیاری از همعصرانش متمایز میکند، تنها مهارتهای فنی او در زمین بازی نیست؛ بلکه شخصیت مستقل، صراحت و روحیه آزادگیاش است که باعث شده حتی پس از گذشت 15 سال از درگذشتش، همچنان در ذهن و خاطره مردم ایران زنده بماند. او از جمله اسطورههایی است که محبوبیتش محدود به یک باشگاه خاص نیست و همین ویژگی، جایگاه او را در تاریخ ورزش ایران به عنوان چهرهای ویژه و ماندگار تثبیت کرده است؛ جایگاهی که به نظر میرسد هرگز پر نخواهد شد.
آتیلا حجازی، فرزند اسطوره فوتبال ایران، به مناسبت پانزدهمین سالگرد درگذشت ناصر حجازی، درباره پدرش صحبتهایی جالب و خواندنی مطرح کرده است که بخشهایی از آن در ادامه می خوانید:
به نظرتان مهمترین ویژگی ناصر حجازی چه بود؟
آن شخصیت و ابهت و کاریزمای خاصی که داشت، هیچوقت از خاطر من پاک نمیشود. صراحت کلام و یکرنگی و صداقت ناصر حجازی که در 95 درصد آدمها نایاب است، باعث ماندگاری او شد.
در میان شاگردانش کدام بازیکنان را بیشتر از همه دوست داشت؟
شاگردانش را دوست داشت و باهم ارتباط خوبی داشتند. 3 بازیکنی که خیلی به آنها علاقهمند بود فرهاد مجیدی، علیرضا اکبرپور و محمد نوازی هستند.
به نظرتان شبیهترین فرد به ناصر حجازی در فوتبال ایران کیست؟
واقعا هیچ شخصی را در حد و اندازه ایشان نمیبینم. برای همه احترام قائلم ولی او با کسی قابل مقایسه نبود.
بزرگترین حسرت ناصر حجازی در زندگیاش چه بود و از چه خاطرهای در زندگی ورزشی بیش از همه خوشحال شد؟
از نظر ورزشی خیلی دوست داشت یک اتفاقات بیفتد. همان زمانی که از طرف فدراسیون فوتبال در زمان داریوش مصطفوی به او زنگ زدند و به عنوان سرمربی تیم ملی انتخاب شد ولی فردای آن روز شخص دیگری انتخاب شد که برای پدرم جای تعجب داشت. مسئله دیگر نرفتن به منچستریونایتد بود. در صورتی که مورد تایید باشگاه منچستریونایتد قرار گرفته بود ولی نتوانست از ایران رضایتنامه بگیرد. اگر آن زمان این انتقال انجام میشد، یک اتفاق بزرگ فوتبال ایران بود و این 2 اتفاق حسرتهای بزرگ پدرم بود.
همیشه موفقیتهایی که با تیم ملی بهدست آورد مثل حضور در جام جهانی و المپیک جزو خاطرات خوب او بود. پدر من تا 29 سالگی توانست در تیم ملی بازی کند و این اوج نامردی در حق او بود. دروازهبانی که میتوانست تا 37 سالگی بازی کند. آن زمان که بازیهای ملی و فیفادی اندازه الان نبود، نزدیک 70 بازی ملی داشت و اگر میتوانست ادامه دهد و تا 37 سالگی در تیم ملی باشد، رکورد بینظیری از خودش به جای میگذاشت. او میتوانست در منچستریونایتد بازی کند ولی جلوی او را گرفتند و خیلی در حقش اجحاف شد. همین که مردم بعد از این همه سال از او یاد میکنند کافی است. شماره تلفن موبایل او چند سال است که منتقل شده ولی صاحب جدید آن میگوید هنوز مردم زنگ میزنند و سراغش را میگیرند و این نشانه بزرگی پدرم است.
خاطره خاص و ویژهای از پدرتان دارید که جالب باشد و تعریف کنید؟
تمام لحظهها، روزها، مسافرتها، تمرینات، مهمانیهای خانوادگی و دورهمیها، بازیها خاطره است و هر روز و هر شب در یاد من است و تکرار میشود.