به گزارش سرویس دانشگاه پایگاه خبری ساعدنیوز، الیاس علوی شاعر و هنرمند تجسمی برجستهٔ اهل افغانستان است که در سال 1982 (1361 شمسی) در روستای برغص، ولسوالی خدیر ولایت دایکندی به دنیا آمد. او در کودکی به دلیل جنگهای داخلی و شدت گرفتن درگیریها، در ششسالگی همراه خانواده به ایران مهاجرت کرد و سالها در مشهد زندگی نمود؛ بعدها در سال 1384 به افغانستان بازگشت و مدتی در کابل اقامت داشت، اما اکنون ساکن استرالیا (بهویژه آدلاید و ملبورن) است. الیاس علوی یک هنرمند چندرشتهای شناخته میشود که شعر، نقاشی، نصب، ویدیو و کیوریتوری را درهم میآمیزد و آثارش اغلب به موضوعاتی چون مهاجرت، آوارگی، جنگ، هویت هزاری، تنهایی و آرزوی صلح میپردازد؛ نخستین مجموعه شعرش «من گرگ خیالبافی هستم» جوایز مهمی چون جایزه شعر خبرنگاران و رتبه دوم کتاب سال شعر جوان (قیصر امینپور) را کسب کرد و شعرهایش با زبانی ساده اما عمیق و تصویرساز، درد مشترک مهاجران و امید به جهانی بدون مرز را فریاد میزند.
صدای باران نیکراه در این اجرا، انگار از عمق زخمهای افغانستان و تمام خاکهای سوختهی منطقه بیرون میآید؛ لرزشِ نفسها، مکثهای سنگین و طنینِ کلمات، انسان را به جایی میرساند که دیگر نمیداند گریه میکند یا فقط نفسش بند آمده است.
خدا کند انگورها برسند… این آرزوی ساده و در عین حال عظیم، در بستر جنگی طولانی، تبدیل به یک فریادِ شاعرانه میشود. الیاس علوی در این شعر، جهان را مستِ شراب صلح میخواهد؛ جایی که تفنگها «یادشان برود دریدن را»، کاردها «بریدن را» فراموش کنند و قلمها بالاخره کلمهی آتشبس را بنویسند. این شعر، نه فقط یک متن ادبی، بلکه یک دعای جمعی است برای نسلی از زنان و مردان افغانستان که فقط طعم جنگ را چشیدهاند؛ دعایی که نشان میدهد امیدواری، حتی در تاریکترین شبها، امکانپذیر است.