به گزارش سرویس دانشگاه پایگاه خبری ساعدنیوز، گاهی حادثه، پیش از آنکه رخ دهد، سایهاش را بر دلهای پاک میاندازد. حکایت ماکان نصیری، دانشآموز مدرسه شجره طیبه میناب که این روزها نامش به عنوان تنها مفقودالاثر این واقعه تلخ بر سر زبانهاست، فراتر از یک حادثه معمولی به نظر میرسد.
دایی ماکان در گفتگویی گفت: پرده از رازهایی برداشته که نشان میدهد این شهید گویا از سرنوشت محتوم خود آگاه بوده است. او با بغضی در گلو روایت میکند: «ماکان چند روز قبل از حادثه، وقتی از مسجد برمیگشت، سراسیمه نزد مادرش رفت و از مشاهده عجیبی خبر داد. او میگفت مردی بلندقامت را دیده که سری بر تن نداشته و تنها نوری خیرهکننده از او ساطع میشده است.»
این روایت که در ابتدا شاید یک خیال کودکانه به نظر میرسید، با تکرار آن در مقابل خانه یکی از همسایگان (کربلایی) و اصرار ماکان برای خوابیدن در آغوش مادر در آخرین شب زندگیاش، رنگ و بویی دیگر به خود گرفت.
دایی این شهید مفقود شده میافزاید: «ماکان که همیشه صبحها با کمی تاخیر بیدار میشد، روز حادثه اولین کسی بود که آماده شد. او با هیجانی عجیب به حیاط دوید و مادرش را صدا زد که "بیا من امروز زودتر آمادهام". آخرین تصویری که از او در ذهن مادرش نقش بسته، پسری است که در انتهای کوچه ایستاده، سرش را برگردانده و با صدایی که هنوز در گوشها میپیچد، فریاد میزند: مامان خداحافظ!»
حالا با گذشت روزها از آن واقعه، دایی ماکان با اطمینانی قلبی از پیدا شدن او میگوید؛ نه به عنوان یک فرد عادی، بلکه به عنوان روحی که در خوابهای اطرافیان ظاهر شده و خواسته است که او را «مفقودالاثر» خطاب نکنند، بلکه تنها با نامش او را بخوانند.
این روایت، افکار عمومی را با این پرسش مواجه کرده است: آیا ماکان نصیری، پیش از آنکه در میان شعلهها یا آوار حادثه مفقود شود، دعوتنامهای از آسمان دریافت کرده بود؟