به گزارش سرویس هنر و رسانه ساعدنیوز، هنرمند یعنی کسی که زیبایی وجود دارد و او آن را بازنمایی میکند. با این تفسیر، اگر بخواهیم درباره جنگ و عزم یک ملت برای مقاومت صحبت کنیم، تکلیفمان بسیار روشن است. کافیست هنرمند، فیلمساز و مستندساز صرفاً آینه را به سمت مردم بگیرد و زیباییهای ملت را نشان دهد.
سینما نسبت به سایر رسانهها، مدیومی دیربازده است و شاید زمانی که اثر به نمایش در میآید، از آن واقعه یا جنگ عبور کرده باشیم. به نظرم سینمای داستانی کارکرد «تبیین» دارد؛ یعنی تبیین آنچه باید رخ دهد. البته بازنمایی، ثبت تاریخی و یادآوری نیز از ابزارهای آن است، اما آنچه سینمای استراتژیک ملی ما به آن نیاز دارد، نمایش آن چیزی است که باید رخ دهد و چشماندازی که باید به سمت آن برویم.
ما به عنوان نیروهای رسانهای کشور، با هر نگاه و عقیده سیاسی، بیش از هر چیزی باید حدود و قواعد میهندوستی را تعریف کنیم. نخست باید بر این باور باشیم که یک ایرانی باید به وطن، خاک و میهن خود عشق داشته باشد و در برابر بیگانهای که با نگاه پلید قصد دارد خاک ما را جابجا کند یا ارزشی را از ما بگیرد، بایستد. این موضوع باید تبیین و یادآوری شود.
کار سینما در درجه اول «یادآوری» است. بسیاری از مفاهیم بدیهی و عقاید فطری ما، به دلیل پیچیدگیهای زندگی، مسائل روزمره و بیمهریهایی که از جامعه، حکومت یا اطرافیان دریافت میکنیم، به فراموشی سپرده میشوند. هنرمند باید یادآوری کند که با وجود بیمهریها و ناملایمتها، ما بر سر چیزی ایستادهایم که اگر نبود، پرورش نمییافتیم و آن خاک و مادر است.
اگر قرار باشد فیلمی درباره حوادث این جنگ بسازم، قطعاً مخاطب آینده را در نظر میگیرم؛ مخاطبی که درباره سال 1404 و عید 1405 چه تصوری خواهد داشت. باورهای ما، از جمله باور به مقدس بودن جنگ تحمیلی هشت ساله، تا حد زیادی توسط سینما شکل گرفت.
جنگ ما جنگ بین دو جبهه است؛ جبههای کاملاً باطل و جبهه حق. بزرگان ما، سرداران و رهبرمان با خون خود ثابت کردند که اگر این دفاع مقدس نبود، در خانههای خود پنهان میشدند، جان خود را حفظ میکردند تا سخنرانی کنند و پیروزی را اعلام کنند. بزرگان ما به پیروی از سیدالشهدا (ع) و امام حسین (ع) ثابت کردند که اگر حقی در کار است، جان خود را فدای آن میکنند و رفتن را مقدس و سعادتمندانه میدانند