به گزارش سرویس هنر و رسانه پایگاه خبری تحلیلی ساعدنیوز، در حالی که کشورمان ایران از اسفند ما سال 1404 درگیر جنگ با دشمنان آمریکایی_اسرائیلی شد، فضای اجتماعی و فرهنگی نیز همزمان با تحولات میدانی، دستخوش تغییراتی شد؛ تغییراتی که توجه به نقش و جایگاه هنرمندان را در چنین موقعیتهایی بیش از پیش برجسته کرده است. در این میان، این پرسش مطرح میشود که هنر و هنرمند در مواجهه با بحرانهای گسترده، چه نسبتی با جامعه پیدا میکنند و آیا میتوان از هنر، علاوه بر کارکردهای هنری، بهعنوان ابزاری برای انتقال مفاهیم، ایجاد همدلی و تأثیرگذاری بر افکار عمومی بهره گرفت.
همزمان با این شرایط، واکنش هنرمندان در داخل و خارج از کشور نیز مورد توجه قرار گرفته است. در حالی که برخی هنرمندان در نقاط مختلف جهان نسبت به تحولات جاری واکنش نشان دادهاند، در داخل کشور نیز رویکردهای متفاوتی از سوی هنرمندان دیده میشود؛ از اظهارنظر و تولید اثر گرفته تا سکوت. در زمانی که ترامپ تهدیدی به نابودی تمدن ایران کرد، هنرمندان بسیاری را واداشت که سکوتشان را بشکنند و هر کس از دیدگاه خود برای حفاظت از وطن کاری انجام داد، یکی مانند علی قمصری جلوی نیروگاه دماوند بست نشست و علی زند وکیلی روز خط آهن برای ایران خواند تا از زیرساخت کشور حفاظت کنند و دیگری با لحنی گزنده و تند به دونالد ترامپ تاخت.
واقعیت این است که در دورههای بحرانی، هنر میتواند در حوزههای مختلف نقشآفرینی کند؛ از بازتاب واقعیتهای اجتماعی گرفته تا همراهی با احساسات عمومی جامعه. در این میان، شاخههای مختلف هنری از جمله موسیقی، سینما و ادبیات، هر یک به شیوهای متفاوت امکان پرداختن به این فضا را دارند و میتوانند در انتقال مفاهیم انسانی، اجتماعی و فرهنگی مؤثر باشند.
مصطفی راغب به بررسی نقش هنرمندان در شرایط جنگی، شیوههای حضور آنها در این فضا، واکنشها به تولیدات هنری و همچنین ظرفیتهای موسیقی در ایجاد ارتباط میان مخاطبان پرداخته است.
او در بخشی از این گفتوگو، به تجربه شخصی خود از فقدان حمید هیراد نیز اشاره کرده و به حالوهوای این روزها از منظر یک هنرمند پرداخته است.
مصطفی راغب در پاسخ به این پرسش که چرا با وجود واکنش بسیاری از هنرمندان جهان نسبت به وقایع اخیر، برخی هنرمندان داخلی سکوت اختیار کردهاند، گفت: «به نظر من، چه هنرمند و چه هر انسان عادی که در این کشور زندگی میکند، باید نسبت به وطن خود دلسوز باشد؛ فارغ از هر نوع سلیقه، پوشش، تفکر یا گرایش سیاسی. این موضوع فقط مختص مردم ما نیست، بلکه درباره همه مردم جهان صدق میکند.
امروز شاهد هستیم که علاوه بر هموطنان خودمان که بارها عشق و تعهدشان به وطن را نشان دادهاند و حتی جان خود را برای آن فدا کردهاند، در بسیاری از کشورهای دیگر نیز مردم در حمایت از ایران تظاهرات میکنند و در کنار ما ایستادهاند. همچنین بسیاری از هنرمندان جهان، از ورزشکاران گرفته تا خوانندگان مطرح و کارگردانان سینما که در جریانهای مهمی مانند هالیوود حضور دارند و چهرههای شناختهشدهای هستند، با انتشار پستها و استوریها، حمایت خود را از ایران اعلام کردهاند.»

او ادامه داد: «در چنین شرایطی، جای تعجب دارد که برخی افراد این وقایع و آنچه را که رخ میدهد میبینند اما سکوت میکنند. حتی اگر برخی به اتفاقات گذشته و اعتراضات اشاره کنند و بگویند که در آن مقاطع نیز تلفات و آسیبهایی وجود داشته و همه ما ناراحت بودیم، باید توجه داشت که امروز نیز با رنج و از دست رفتن انسانها مواجه هستیم؛ کودک و بزرگسال، زن و مرد، همه هموطن ما هستند. به همین دلیل، سکوت در برابر چنین شرایطی برای من قابل درک نیست. وقتی با حملاتی مواجه هستیم که از سوی آمریکا و اسرائیل صورت میگیرد و در سطح جهانی نیز شناخته شده است، طبیعی است که احساسات انسانی جریحهدار شود. در دنیای امروز که سطح آگاهی بالا رفته، تشخیص خوب و بد دشوار نیست و به همین دلیل، این سکوت برای من و بسیاری دیگر قابل پذیرش نیست.
از سوی دیگر، واکنشهایی وجود دارد که حتی فراتر از سکوت است و بههیچوجه نمیتوان آنها را در چارچوب رفتار انسانی قرار داد. به باور من، نسبت دادن صفت انسان به چنین رفتارهایی، شایسته نیست.»
مصطفی راغب در پاسخ به این پرسش که هنرمندان در شرایط جنگی چگونه میتوانند نقش خود را ایفا کنند و در صورت طولانی شدن بحران چه سهمی در ایجاد آرامش در جامعه دارند، گفت: «هنرمندان در رشتههای مختلف فعالیت میکنند و هر کدام میتوانند از مسیر تخصص خود نقشآفرینی داشته باشند. یک نقاش میتواند با خلق اثر، واقعیتهای جنگ، اتفاقات تلخ و جنبههای غیرانسانی آن را به تصویر بکشد. خوانندگان نیز میتوانند با تولید آثار هنری برای ایران، وطن و انسانیت، سهم خود را ادا کنند. در واقع، هر هنرمند با زبان هنر خود میتواند پیامش را منتقل کند؛ چه از طریق موسیقی، چه تئاتر، سینما یا سایر شاخههای هنری. به نظر من، رسالت هنرمند همین است. حتی اگر فردی تمایلی به فعالیت در فضای مجازی نداشته باشد، میتواند از طریق خلق اثر هنری نقش خود را ایفا کند. هر یک از ما وظیفه مشخصی داریم و امیدوارم کسانی هم که هنوز به این جریان نپیوستهاند، هرچه زودتر به جمع هنرمندانی بپیوندند که با عشق به وطن فعالیت میکنند. موضوع کاملا روشن است و امیدوارم بهزودی شاهد پیروزی کشورمان باشیم.»
او همچنین در پاسخ به پرسشی درباره واکنشها و حملاتی که گاه نسبت به آثار برخی هنرمندان، از جمله محسن چاوشی، صورت میگیرد، اظهار داشت: «این موضوع بیش از هر چیز، جنبه انسانی دارد. هر کسی میتواند انتخاب کند که چه کاری انجام دهد، اما کسانی که نمیخواهند این واقعیتها را بپذیرند، گاه با ناسزا و توهین واکنش نشان میدهند. این رفتارها از سر دلسوزی نیست؛ بلکه معمولا از سوی افرادی بروز میکند که با خشم و نارضایتی برخورد میکنند.
نکته قابل توجه این است که برخی از همین افراد، شعارهایی مانند آزادیخواهی و روشنفکری سر میدهند، در حالیکه در عمل رفتاری متناقض دارند. در شرایطی که مرز میان خوبی و بدی تا حد زیادی مشخص است، انسان باید انتخاب خود را انجام دهد و بهسوی ارزشهای انسانی حرکت کند.»
راغب همچنین باور دارد: «هنرمندانی که با نیت خالص و بدون چشمداشت برای وطن اثر تولید میکنند، مسیر خود را میشناسند و چنین واکنشهایی تأثیری بر آنها نخواهد داشت. حتی میتوان گفت این فشارها باعث میشود هنرمند با استواری بیشتری به کار خود ادامه دهد.»

راغب در ادامه و در پاسخ به این پرسش که هنر تا چه اندازه میتواند بهعنوان ابزاری برای دیپلماسی فرهنگی و کاهش تنشها میان جوامع درگیر جنگ عمل کند، گفت: «موسیقی زبان مشترک همه ملتهاست. این ویژگی باعث میشود بتوان از طریق آن، مفاهیمی مانند انسانیت، مهربانی و وطندوستی را منتقل کرد. موسیقی ذاتاً پیونددهنده قلبهاست و میتواند تأثیر عمیقی بر روحیه انسانها بگذارد. از این منظر، هنر و بهویژه موسیقی، قطعاً میتواند در ایجاد ارتباط میان ملتها و کاهش تنشها نقش مؤثری ایفا کند.»
او در پایان این گفتوگو، در پاسخ به پرسشی درباره حالوهوای مراسم تشییع حمید هیراد که همزمان با شروع حمله آمریکا و رژیم صهیونی به ایران برگزار شد، بیان کرد: «برای من که دوست صمیمیاش بودم و خاطرات زیادی با او داشتم، این اتفاق بسیار سخت بود. تا زمانی که وارد بهشت زهرا نشدم، هنوز باورم نمیشد. اما وقتی تصویر او را دیدم، حال و هوایم کاملاً دگرگون شد و بهشدت تحت تأثیر قرار گرفتم. حمید انسانی بسیار خوشقلب و مهربان بود و همواره برای شادی مردم تلاش میکرد. ما شخصیتی را از دست دادیم که تأثیر زیادی در زندگی دیگران داشت. علاوه بر این، او فردی بسیار با معرفت بود و فقدانش برای من بسیار سنگین است.
حتی اکنون هم گاهی در تنهایی با او صحبت میکنم و هنوز باور این اتفاق برایم دشوار است. شرایط از دست دادن او نیز بسیار تلخ بود و در زمانی رخ داد که وضعیت جامعه بهخودیخود بحرانی بود. امیدوارم پس از عبور از این شرایط، بتوانیم مراسمی شایسته و درخور برای بزرگداشت او برگزار کنیم.»