به گزارش سرویس علم و فناوری پایگاه خبری ساعدنیوز، تغییر، واژهای است که بسیاری از ما در جستجوی آنیم، اما چرا اغلب در مسیر آن درجا میزنیم؟ دکتر انوشه در یکی از تاثیرگذارترین تحلیلهای خود، با استناد به ابیات نغز اقبال لاهوری، دست روی ریشهایترین عامل تحول انسانی یعنی «اندیشه» میگذارد.
وقتی اقبال میگوید: «چون شود اندیشه قومی خراب / ناسره گردد به دستش سیم ناب»، در واقع به یک اصل بنیادین در روانشناسی شناختی اشاره دارد: طرحوارههای ذهنی. اگر فیلترهای ذهنی ما آلوده به بدبینی، ناامیدی یا الگوهای کهنه باشد، حتی بهترین فرصتها (سیم ناب) در دستان ما به داراییهای بیارزش (ناسره) تبدیل میشوند.
دکتر انوشه با ظرافت تبیین میکند که «تطهیر فکر» صرفاً به معنای لبخند زدن مصنوعی نیست؛ بلکه به معنای بازنگری در ساختار باورهاست. از منظر روانشناختی، تا زمانی که فرد نتواند «پاکسازی ذهنی» انجام دهد، دچار سوگیریهای شناختی میشود. این همان جایی است که اقبال میسراید: «در نگاه او کج آید مستقیم». فردی با فکرِ آلوده، واقعیتهای روشن و راههای درست را کج و بیراهه میبیند.
تحول یک جامعه یا فرد، از نقطه «تطبیق فکر» آغاز میشود. دکتر انوشه تاکید دارد که جامعه باید بیاموزد و بازبیاموزد. در روانشناسی تحولی، این فرآیند «یادگیریزدایی» نام دارد؛ یعنی رها کردن آموختههای غلط قدیمی برای باز کردن فضا جهت مفاهیم نوین و انسانی.