پیامدهای ترساندن کودک برای تنبیه کردن

  دوشنبه، 15 دی 1399   زمان مطالعه 6 دقیقه
پیامدهای ترساندن کودک برای تنبیه کردن
 ساعدنیوز:انسان‌هایی که دچار ترس می‌شوند، اغلب خجالتی و کم‌رو هستند، قدرت تصمیم‌گیری ضعیفی دارند، دوستی‌های پایداری ندارند و همیشه در برخورد با مسائل مختلف احساس ناامنی می‌کنند و نمی‌توانند چندان مستقل باشند. عامل ترس همیشه مانند سایه آن‌ها را دنبال می‌کند، به‌طوری‌که در موقعیت‌های روزمره زندگی از ترس‌های مبهم و دلهره و اضطراب رنج می‌برند.

به گزارش سرویس مجله خانواده پایگاه خبری تحلیلی ساعدنیوز،والدین و اطرافیان کودک را نگران می کند؛ اما اینکه والدین کودکان را بترسانند، مسلماً دلایل دیگری دارد.معمولاً والدینی که شایستگی های ضعیفتری در شیوه های فرزندپروری دارند، به این مکانیسم متوسل می شوند؛ زیرا خود از توانایی لازم برای کنترل و مهار رفتارهای کودک بی بهره اند و از راه های کلامی، غیرکلامی و ابزاری برای به اطاعت کشانیدن کودکان و وادار کردن آن ها به قبول کار دلخواه خود استفاده می کنند.

معمولاً خانواده های مستبد که از شیوه های یکسویه و سلیقه ای خود برای ارتباط با کودکان بهره می برند، از عمل ترسانیدن فرزندان خود استفاده می کنند و رابطه آن ها از نوع رئیس با مرئوس و یا بالا به پایین است. آن ها تاب تحمل نپذیرفتن و اطاعت نکردن کودکان خود را ندارند. ناآگاهی و بی تجربگی در امر تربیت صحیح، راه را برای ترسانیدن کودکانشان فراهم می آورد. به ویژه چون توانایی مقابله صحیح را ندارند، از راه رعب و وحشت کودکان را به اطاعت از خود وا می دارند.

آثار مخرب ترساندن کودک

همیشه صحبت از ترس های ناشناخته و مبهم و یا شرطی و الگویی و نیز ترس های مرضی است که به ویژه در سال های اولیه، والدین و اطرافیان کودک را نگران می کند؛ اما اینکه والدین کودکان را بترسانند، مسلماً دلایل دیگری دارد.

معمولاً والدینی که شایستگی های ضعیفتری در شیوه های فرزندپروری دارند، به این مکانیسم متوسل می شوند؛ زیرا خود از توانایی لازم برای کنترل و مهار رفتارهای کودک بی بهره اند و از راه های کلامی، غیرکلامی و ابزاری برای به اطاعت کشانیدن کودکان و وادار کردن آن ها به قبول کار دلخواه خود استفاده می کنند.

معمولاً خانواده های مستبد که از شیوه های یکسویه و سلیقه ای خود برای ارتباط با کودکان بهره می برند، از عمل ترسانیدن فرزندان خود استفاده می کنند و رابطه آن ها از نوع رئیس با مرئوس و یا بالا به پایین است. آن ها تاب تحمل نپذیرفتن و اطاعت نکردن کودکان خود را ندارند. ناآگاهی و بی تجربگی در امر تربیت صحیح، راه را برای ترسانیدن کودکانشان فراهم می آورد. به ویژه چون توانایی مقابله صحیح را ندارند، از راه رعب و وحشت کودکان را به اطاعت از خود وا می دارند.

تأثیر این اعمال مسلماً بسیار ناخوشایند است. اگرچه ممکن است در کوتاه مدت در توقف رفتار ناشایست فرزندانشان تأثیرگذار باشد، در بلندمدت زیان بار خواهد بود؛ زیرا علاوه براینکه اثری تاحدودی ماندگار بر روان کودکان خواهد داشت، الگوی نامناسبی را برای ارتباط میان والدین و فرزندان باقی خواهد گذارد. ترسانیدن فرزندان به هر دلیل از طریق والدین و به هر شیوه ای که صورت گیرد، خواه به صورت کلامی که او را از عامل قدرت، عامل ناشناخته، تاریکی، و تهدید و یا ابزاری مانند زدن و مواردی از این دست باشد، هرچه زودتر باید متوقف شود و آرامش جای تهدید و وحشت حاصل از این رفتار والدین را بگیرد.

تنبیه کودکان

ترساندن کودکان چه اثری در زندگی بزرگسالی آن ها دارد؟

خاطره ناخوشایند برخورد نامناسب مادر یا پدر و اطرافیان همیشه عاملی سرنوشت ساز در آینده کودک است. از آنجا که ترسانیدن کودک به هر دلیل نمی تواند روشی عادلانه در ارتباط با کودکان خردسال باشد، در بزرگسالی می تواند به بی اعتمادی ارتباط با عامل ایجاد ترس یعنی والدین بیانجامد. ارتباط ترسناک راه را بر سلامت روحی و روانی کودک می بندد و ایجاد ناامنی می کند. ترس از عامل قدرت، علاوه بر بی اعتمادی، رابطه نادرست میان والدین و کودکان را پدید می آورد و موجب می شود تا کودکان این راه ناصواب را نیز در برخورد با دیگران به کار گیرند.

کاهش اعتمادبه نفس و خودپنداره منفی و شکاف ارتباطی، از دیگر تأثیرات این نوع ارتباط خواهد بود؛ زیرا این کودکان همیشه به ارتباطات مثبت، توأم با مهربانی و آرامش نیاز دارند و به ویژه محیط ترسناک، انسان های ترسناک، رفتارهای تهدیدآمیز و خشن و ایجاد رعب و وحشت همچون سم مهلکی در طریق ارتباط با آن هاست. زنگاره های عاطفی حاصل از این نوع ارتباط ناامن میان کودک و والدین، سلامت جسمی و روانی آن ها را به خطر خواهد انداخت و موانعی را در راه شادی و موفقیتشان پدید خواهد آورد.

انسان هایی که دچار ترس می شوند، اغلب خجالتی و کم رو هستند، قدرت تصمیم گیری ضعیفی دارند، دوستی های پایداری ندارند و همیشه در برخورد با مسائل مختلف احساس ناامنی می کنند و نمی توانند چندان مستقل باشند. عامل ترس همیشه مانند سایه آن ها را دنبال می کند، به طوری که در موقعیت های روزمره زندگی از ترس های مبهم و دلهره و اضطراب رنج می برند.

ترس از چه زمانی به اختلال تبدیل می شود؟

هر رفتار چنانچه از دو ویژگی تداوم و شدت برخوردار شود، مسلماً از وجه سلامت خارج خواهد شد و با درجات مختلف به اختلال مبدل می شود؛ بنابراین اگر والدین کودکانشان را به انحاء مختلف بترسانند و هر بار نیز روش خود را شدت بخشند، برای مثال، اگر در ابتدا از کلمات تهدیدآمیز استفاده کرده اند و حال آن ها را کتک میزنند و از انباری و سیاه چال می ترسانند و یا از قدرت پدر و برادر بزرگتر برای پذیرش و به اطاعت در آوردن او استفاده می کنند و مرتباً کودک در خوف واکنش ناخوشایند دیگران به سر می برد، مسلماً اختلالات رفتاری و روانی پیدا خواهد کرد.

ترس زمانی به اختلال تبدیل می شود که رفتار ترس آور شکل حاد و بحرانی پیدا می کند و خواب و خوراک و آرامش کودک را برهم می زند، به طوریکه از ترس دیگر نمی تواند شاد باشد، به راحتی زندگی کند و احساس امنیت نمی کند. ترس بر همه جوانب وجودی او سایه افکنده است. آنگاه است که ترس حالت مرضی پیدا می کند.

تنبیه کودکان

دیدگاه علم در مورد تنبیه بدنی

بسیاری از کارشناسان معتقدند که تنبیه بدنی با افزایش خطر پیامدهای منفی برای کودکان مانند بروز رفتارهای تهاجمی، مشکلات سلامت روانی در بزرگ‌سالی و حتی بروز رفتارهای خشونت‌آمیز در زندگی زناشویی مرتبط است.

اندرو گروگان کایلر (Andrew Grogan-Kaylor)، استادیار دانشگاه میشیگان (آمریکا) که مطالعه‌های مختلفی را در مورد تأثیرات تنبیه بدنی بر روی کودکان انجام داده است، می‌گوید: «نتیجه مشخص بین اکثر کارشناسان آن است که تنبیه بدنی مضر است و پیوند عاطفی بین مراقب و کودک را از بین می‌برد.»

کایلر در همکاری مشترک با الیزابت گرشوف (Elizabeth Gershoff)، استادیار دانشگاه تگزاس در آستین، مطالعه‌های قبلی انجام‌شده طی 50 سال گذشته را روی 160هزار کودک مورد تجزیه و تحلیل قرار داده است.

نتایج این تحلیل گسترده که سال 2016 (1395) در مجله Family Psychology منتشر شد، هیچ‌گونه شواهد قطعی از ارتباط تنبیه بدنی با بهبود رفتار کودکان را نشان نداد و برعکس، افزایش خطر بروز 13 رفتار نابهنجار را در کودکان آشکار کرد.

روش انضباطی جایگزین تنبیه بدنی

گرشوف و همکارانش، در تحقیقات خود، روش انضباطی جایگزینی را کشف کردند که می‌تواند به شکل فراوانی، مشکلات رفتاری کودکان را کاهش دهد.

نتایج این مطالعه که سال 2005 (1384) در مجله «Clinical Child and Family Psychology Review» منتشر شد، نشان داد که محروم کردن کودک از برخی امتیازات ویژه، از اثربخشی رفتاری بالاتری برخوردار است و میزان بروز رفتارهای نابهنجار را به‌طور چشمگیری کاهش می‌دهد.

والدین باید این نکته را همواره مدنظر قرار دهند که محیطی عاطفی، حمایتی، گرم و سرشار از عشق برای فرزندان خود ایجاد کنند؛ اما در شرایطی که رفتار جدی‌تری برای تربیت کودکان موردنیاز است، به جای استفاده از تنبیه بدنی، از روش‌های انضباطی جایگزین استفاده کنند.

این روش‌ها می‌تواند شامل گرفتن اسباب‌بازی (به مدت مشخص) یا محروم کردن از برخی امتیازات ویژه مثل دوچرخه‌سواری یا رفتن به پارک باشد که از اثربخشی تربیتی بهتری برخوردار است و از بروز رفتارهای تهاجمی کودک نیز پیشگیری می‌کند.


دیدگاه ها


  دیدگاه ها
پربازدیدترین ویدئوهای روز   
آخرین ویدیو ها