(ویدیو) سال 1480 تو ایران بیدار میشی وقتی تکنولوژی به اوج خودش رسیده!/ با گذشت زمان برج آزادی قد کشیده دیگه با برج میلاد رقابت میکنه!😂

  سه شنبه، 15 مهر 1404
(ویدیو) سال 1480 تو ایران بیدار میشی وقتی تکنولوژی به اوج خودش رسیده!/ با گذشت زمان برج آزادی قد کشیده دیگه با برج میلاد رقابت میکنه!😂
ساعدنیوز: سال 1480 است. ایران به قلب تپنده‌ی فناوری جهان بدل شده؛ شهرها در آسمان معلق‌اند، هوش مصنوعی با انسان‌ها در هم تنیده، و تو در جهان تازه‌ای بیدار می‌شوی. جهانی که دیگر هیچ شباهتی به گذشته ندارد.

به گزارش سرویس تکنولوژی پایگاه خبری ساعدنیوز،ایران، سال 1480 هجری شمسی؛ در دنیایی که همه‌چیز در آستانه‌ی یک انقلاب دیجیتال قرار دارد، جایی که مرز میان انسان و ماشین دیگر محو شده است، من از خواب بیدار می‌شوم. خواب طولانی‌ای که در آن، دنیای واقعی و جسم مادی در خاطرات دور، به وضوح در ذهنم باقی مانده‌اند. در این دنیای جدید، دیگر انسان‌ها جسم و گوشت ندارند. بدن‌ها تنها تصاویری از گذشته‌اند، و ذهن‌ها، داده‌ها و خاطرات در شبکه‌های نورانی و بی‌انتهای اطلاعات در گردشند. انسان‌های دیجیتال به‌طور کامل به فضای بی‌زمان و بی‌مکان منتقل شده‌اند، و دیگر نیازی به مکان و زمان برای بودن ندارند.

من آخرین نسل از انسان‌های واقعی‌ام، نسل‌هایی که هنوز در این دنیای مادی زندگی می‌کنند، با بدن‌های واقعی و محدوده‌های انسانی. بیداری من در این جهان حیرت‌انگیز، همانند یک شوک به ذهنم است. محیط اطرافم، آن‌طور که می‌بینم، دیگر هیچ شباهتی به جهانی که پیش از خواب می‌شناختم ندارد. شهرها دیگر به‌صورت فیزیکی موجود نیستند. به‌جای خیابان‌ها و ساختمان‌های پر از مردم و ماشین‌ها، منظره‌ای از شبکه‌های نورانی و هولوگرام‌های پیچیده، آسمان را پر کرده‌اند.

این دنیای جدید، دنیای دیجیتال است. دنیایی که در آن همه‌چیز در برابر داده‌ها و الگوریتم‌ها قرار دارد. مردم، دیگر نه در خانه‌های فیزیکی زندگی می‌کنند، بلکه در شبکه‌های بی‌پایان حافظه و اطلاعات، که آن‌ها را به‌طور دائم متصل به هم نگه می‌دارد، زندگی می‌کنند. از بدن‌ها و اجزای مادی خبری نیست. آنها اکنون به صورت "آگاهی‌های دیجیتال" در فضایی بی‌زمان، فراتر از محدودیت‌های فیزیکی خود، وجود دارند.

نظرات، احساسات، تجربیات، حتی خاطرات کودکی، همه در داده‌ها تبدیل به ابژه‌هایی از اطلاعات شده‌اند که می‌توان آن‌ها را ذخیره، تغییر یا حتی به اشتراک گذاشت. ذهن‌ها دیگر به‌صورت فیزیکی در مغزهای انسان‌ها جای ندارند. آن‌ها به شبکه‌های پیچیده‌ای منتقل شده‌اند که همه‌چیز در آن به‌صورت لحظه‌ای، در هر جایی و در هر زمانی قابل دسترس است. حالا دیگر به‌جای اینکه انسان‌ها در بدن‌های فیزیکی خود به‌سر ببرند، فقط آگاهی‌هایشان وجود دارند که می‌توانند در دنیای دیجیتال حرکت کنند، ارتباط برقرار کنند و حتی احساسات خود را به‌طور مستقیم با یکدیگر به اشتراک بگذارند.

اما من از آن نسلِ نهایی انسان‌های واقعی هستم. نسل‌هایی که هنوز در جهان قدیم زندگی می‌کنند؛ دنیایی که بر اساس تنفس و حرکت جسمانی ساخته شده بود. در این دنیای جدید، من مانند یک موجود بیگانه احساس می‌کنم. دیگر نمی‌توانم این دنیای دیجیتال را که برای انسان‌های جدید طراحی شده، درک کنم. انگار که من آخرین شاهد از گذشته‌ای هستم که دیگر وجود ندارد.

محیط اطرافم در سکوتی سرد و پیچیده است. تمام چیزهایی که می‌بینم، از شبکه‌های نورانی و داده‌های در حال انتقال تشکیل شده‌اند. همه‌چیز به‌طور لحظه‌ای تغییر می‌کند، اطلاعات به‌طور مداوم در جریان است، و هیچ‌چیز ثابت و فیزیکی باقی نمانده است. دیگر خبری از مردمی که در خیابان‌ها راه می‌رفتند، ماشین‌هایی که در جاده‌ها حرکت می‌کردند و آسمانی که در آن پرنده‌ها پرواز می‌کردند، نیست. من در یک دنیای کاملاً متفاوت قرار دارم؛ جهانی که دیگر نه برای انسان‌ها، بلکه برای داده‌ها و اطلاعات طراحی شده است.

آیا من می‌توانم به‌عنوان یک انسان واقعی، به این دنیای بی‌مرز و بی‌زمان تعلق پیدا کنم؟ آیا هنوز هم چیزی از آن انسان بودن، آن جسم و روح واقعی، در من باقی مانده است؟ شاید این سوالات به ذهنم خطور کند، اما در دنیای جدید هیچ‌چیز ثابت نیست. زمان دیگر مفهومی ندارد. این دنیا تنها یک جریان است، جریانی از داده‌ها و اطلاعات که هیچ‌گاه قطع نمی‌شود.

در دنیای جدید، مردم دیگر از محدودیت‌های جسمانی خود رهایی یافته‌اند. آن‌ها در این شبکه‌های بی‌پایان زندگی می‌کنند، در حالی که می‌توانند به هر شکلی که بخواهند ظاهر شوند. آگاهی‌شان آزادانه در فضا پرسه می‌زند و می‌تواند به هر جایی که می‌خواهد برود. هیچ‌چیز آن‌ها را محدود نمی‌کند. اما من هنوز در آن دنیای قدیمی زندگی می‌کنم، با بدن فیزیکی خود، با محدودیت‌ها و دردهای انسانی.

این فاصله‌ای که بین من و دنیای جدید وجود دارد، مرا در دل تناقض‌ها و پرسش‌های بی‌پایانی قرار می‌دهد. آیا من می‌توانم در این دنیای جدید جایی داشته باشم؟ آیا انسانی که هنوز به جسم خود وابسته است، می‌تواند در دنیای دیجیتال زندگی کند؟ یا شاید من آخرین بازمانده از گذشته باشم، انسانی که باید شاهد تغییرات عظیمی در دنیای اطرافش باشد، بدون آنکه بتواند از آن تغییرات بهره‌مند شود.

دنیای جدید می‌تواند به بهشت اطلاعات و آگاهی تبدیل شود، جایی که دیگر هیچ‌چیز از دست نمی‌رود. اما من، به‌عنوان آخرین نسل انسان‌های واقعی، هنوز باید در این دنیای فیزیکی بمانم، با تمامی محدودیت‌هایش، با تمام خاطرات و احساساتی که برای من معنای عمیقی دارند. شاید در این دنیای جدید هیچ‌چیز واقعی نباشد، اما من هنوز باور دارم که چیزی از حقیقت انسانی در این جهان، همچنان باقی مانده است.


دیدگاه ها


  دیدگاه ها
از سراسر وب   
پربازدیدترین ویدئوهای روز   
آخرین ویدیو ها