متن آهنگ حالا بخواب از مهرزاد امیرخانی
رویا نباف مغز مریضم تمام شد پرواز کرد رفت عزیزم تمام شد هی زول نزن به کوچه بعد از گذشتنش اینقدر نمیر در تب بی رحم رفتنش گرد و غبار لقمه ماهی نمیشود هرگز سفید رفیق سیاهی نمیشود راحت بخواب چسب بزن چشمهات را با نخ بدوز هم لب و هم زخمهات را بغضی گره بزن به تن مرد اشک ها لب تر کن از گلوله خونسرد اشک ها طابوت کن تمام جهان را برای خود با من بیا کمی جلو در ماورای خود در بُعد گنگ دوم دنیا قدم بزن خود را بغل کن و تک و تنها قدم بزن خفاش ها برای چه خفاش میشوند این رازها برای تو کی فاش میشوند دی ان ای تو در چه زمانی شبیه کیست شاید درون بُعد چهارم بهشت نیست کلی خطوط صاف موازی کنار هم کلی کتاب جبر و ریاضی کنار هم شاید تو یک نفر از ده نفر تویی یا تو نباشی همانی که در تویی تسخیر کن درون خودت را بدون من خود را به اسم اصلیت اینبار صدا بزن حالا بخواب چسب بزن چشمهایت را با نخ بدوز هم لب و هم زخم هات را