به گزرش سرویس سیاسی پایگاه خبری ساعدنیوز، سخنگوی دولت در حاشیه نشست خود، با بیانی لبریز از عاطفه به تشریح مشاهدات میدانیاش از منطقه میناب پرداخت. وی با تاکید بر مظلومیت شهدای این حادثه گفت: «میخواهم چند لحظهای برایتان از کربلای میناب بگویم. در کولهپشتی هیچکدام از این بچهها نه اورانیوم غنیشده بود، نه بمب بود و نه موشک؛ در کولهپشتی آنها تنها کتاب، قلم، دفتر و لقمه تغذیهشان قرار داشت. آنچه هدف قرار گرفت، زندگی و امید به آینده بود.»
وی در ادامه به دیدارهای چهرهبهچهره با خانوادههای شهدا اشاره کرد و افزود: «با پدری صحبت کردم که میگفت دخترش را تنها از روی جورابهایی که صبح خودش به پای او کرده بود، شناخته است. با این حال، همین پدر با استواری میگفت که پای کار ایران ایستاده است. مادری را دیدم که بر مزار دخترش مویه میکرد و میگفت: بخواب عزیزم که دیگر رنگ بیمهری نخواهی دید؛ اما وقتی مرا دید، با صلابت گفت مبادا فکر کنید مردم ما کم میآورند.»
سخنگوی دولت یکی از تلخترین جلوههای این حادثه را قصه «باران»، دانشآموز کلاس چهارم دبستان، دانست. او تشریح کرد که با شنیدن خبر حمله به مدرسه، پدربزرگ 70 ساله باران برای بازگرداندن او به سرعت راهی مدرسه میشود، اما اصابت موشک دوم باعث میشود که پدربزرگ و نوه، در حالی که یکدیگر را در آغوش گرفته بودند، با هم جان بسپارند.
در این منطقه، خانهای وجود دارد که پنج دانشآموز و یک معلم شهید تقدیم کرده است. سخنگوی دولت با اشاره به صحنه شمع و گل گذاشتن یک دانشآموز بر مزار معلمش، از پیوند عمیق عاطفی در میناب سخن گفت. وی همچنین به وضعیت جانسوز دوقلوهای سهسالهای اشاره کرد که مادر معلمشان به شهادت رسیده و اکنون یک هفته است که از ترس و دلتنگی، لحظهای آغوش پدر را رها نمیکنند.
سخنگوی دولت در پایان، یاد معلم شهیدی به نام «مهدیه» را گرامی داشت و گفت: «مهدیه در باغچه خانهاش گلهای کاغذی کاشته بود. او خودش هرگز بهار 1405 را نخواهد دید، اما آن گلهای کاغذی برای دیگران به بار خواهند نشست و شکوفه خواهند داد؛ همانگونه که خون این شهیدان باعث میشود ایران برای آیندگان گل بدهد.»