به گزارش سرویس چندرسانهای پایگاه خبری ساعدنیوز، در این ویدئو، پدری میانسال را در میان ویرانههای خانهاش در منطقه «مجیدیه تهران» (یا مناطق مشابه که هدف قرار گرفتهاند) مشاهده میکنیم که با بغضی سنگین، آخرین لحظات پیش از فاجعه را روایت میکند. او توضیح میدهد که پس از صرف افطار، در حالی که مشغول تماشای تلویزیون و نوشیدن چای بوده، ناگهان بر اثر موج انفجار بیهوش شده و دیگر چیزی به خاطر نمیآورد. دوربین سپس روی دستان لرزان این پدر زوم میکند که دو خودکار معمولی را نشان میدهد؛ خودکارهایی که تنها چند روز پیش به درخواست پسر 18 سالهاش برای او خریده بود. در میان سنگ و کلوخهای بهجامانده از اتاق خواب، دفتر و کتابهای درسی «رایانه و شبکه» فرزندش دیده میشود که گواه آرزوهای دفن شده جوانی است که دیگر حضور ندارد تا از آن خودکارها استفاده کند.
این تصاویر فراتر از یک گزارش میدانی، لایههای عمیقتری از فاجعه انسانی را به تصویر میکشد. تضاد میان اشیاء سادهای مثل «خودکار و کتاب» با حجم ویرانیهای ناشی از موشک، به خوبی نشان میدهد که چگونه اهداف نظامی، زندگیهای روزمره و غیرنظامی را در یک پلکزدن به نابودی میکشانند. تحلیل رفتار این پدر نشاندهنده یک «شوک پس از فاجعه» است؛ او به جای شیون و زاری، به جزئیات کوچکی پناه برده که آخرین پیوند او با فرزندش محسوب میشوند. این ویدئو سندی است بر استیصال انسانی در برابر جنگ؛ جایی که یک خرید ساده پدرانه، تبدیل به تلخترین یادگاری عمر یک مرد میشود و نشان میدهد که در پس هر آمار و ارقام جنگی، داستانی ناتمام از آرزوهای یک جوان 18 ساله نهفته است.