به گزارش سرویس سیاست پایگاه خبری ساعدنیوز، به نقل از فارس، حمید وکیلی، عکاس خبری و مستند که حدود 9 سال در این عرصه فعالیت دارد، در یک گفتگوی ویدیویی، مشاهدات عینی و دردناک خود را از روزهای ابتدایی یک جنگ روایت کرد. این روایت که مربوط به روز پنجم یا ششم درگیریهاست، ابعاد جدیدی از وحشت جنگ و فداکاری غیرنظامیان را به تصویر میکشد.
وکیلی در شرح ماجرا میگوید: «در دفتر محل کارمان نشسته بودیم که ناگهان انفجار مهیبی رخ داد. شدت موج به حدی بود که سقف و زیر پایمان میلرزید و شیشهها در حال کنده شدن بود. سریع به پشتبام رفتیم و متوجه شدیم میدان فردوسی در نزدیکی محل کارمان هدف قرار گرفته است.»
این عکاس مستند که بلافاصله برای پوشش رسانهای دست به کار شده بود، در حال عکاسی از انتقال مجروحان به آمبولانس بود که فاجعه دوم رخ داد. او میافزاید: «همان نقطه قبلی دوباره مورد هدف موشک قرار گرفت. من بر اثر موج انفجار حدود 3 تا 4 متر پرت شدم، اما در همان حالت پرتاب شدن و بدون نگاه کردن به ویزور، دوربینم در حال ثبت عکس بود.»
وکیلی پس از باز کردن چشمانش در میان بارش سنگ و آوار، تلاش میکند تا برای عکاسی بیشتر به سمت دیگر خیابان برود، اما نیمی از یک بلوک سیمانی از ساختمان مجاور روی سرش سقوط میکند. او پس از ثبت چند عکس دیگر در همان وضعیت مجروحیت، بیهوش میشود و به گفته خودش، هنوز نمیداند چگونه از آن مهلکه جان سالم به در برده است.
نکته قابل تامل در اظهارات این عکاس، واکنش برخی شبکههای خارجی مانند «ایران اینترنشنال» به عکسهای اوست. وکیلی میگوید: «ابعاد فاجعه در عکسها به قدری عجیب بود که این شبکهها ادعا کردند تصاویر با هوش مصنوعی ساخته شدهاند؛ همانجا بود که مطمئن شدم کارم را به درستی انجام دادهام و واقعیت را به تصویر کشیدهام.»
تلخترین و تکاندهندهترین بخش روایت حمید وکیلی، نقلقولی از نیروهای امدادی درباره هدف قرار گرفتن یک مدرسه در همان حملات است.
طبق این روایت، ساختمان مدرسه شامل دو بخش دخترانه در طبقه بالا و پسرانه در طبقه پایین بوده است. پس از انفجار اول، معلمان با تصور اینکه راهپلهها امنترین مکان ساختمان است، دانشآموزان را به فضای زیر راهپله منتقل میکنند.
وکیلی با صدایی بغضآلود پایان این فاجعه را اینگونه توصیف میکند: «بیشترین شهدا را در همان راهپلهها پیدا کردند. در لحظه ریزش آوار، معلمان برای محافظت از بچهها، آنها را در آغوش کشیده بودند؛ اما شدت انفجار به حدی بود که از معلمان هیچچیزی باقی نمانده بود.»
این مستندات و روایتهای عینی، بار دیگر چهره بیرحم جنگ و مظلومیت غیرنظامیان، به ویژه کودکان و معلمان را در برابر افکار عمومی جهان قرار میدهد.