حکایت‌های خواندنی تخم‌های طلا / داستان شنیدنی که سرنوشت یک پیرزن را زیر و رو کرد+ ویدئو

  پنجشنبه، 06 فروردین 1405
حکایت‌های خواندنی تخم‌های طلا / داستان شنیدنی که سرنوشت یک پیرزن را زیر و رو کرد+ ویدئو
ساعدنیوز: در این بخش از ساعدنیوز حکایت "تخم‌های طلا " که بسیار جذاب است را مطالعه می کنید. برای خواندن این حکایت همراه ما باشید.

به گزارش سرویس فرهنگ و هنر ساعدنیوز، در دل روستایی آرام، مادربزرگی به همراه نوه و سه غاز زندگی می‌کرد. او پیرزنی مهربان و باصفا بود، با چین و چروک‌هایی بر صورت که هر کدام حکایت از سال‌ها رنج و بردباری داشتند. پیرزن به علت علاقه شدید به غاز ها در روستای خودبه مادر غاز ها معروف بود زندگی پیرزن ساده و سخت بود. هر روز با دستانی پینه بسته کار می‌کردند و با کمترین داشته‌ها، دلخوش به گرمای خانواده و صدای دلنشین غازها بودند. اما فقر، سایه‌ی سنگین خود را بر زندگی‌شان افکنده بود. روزی از روزها، ناچار، برای ادامه حیات، نوه جوان مادربزرگ با دلی لرزان، غازها را برداشت تا به بازار ببرد و بفروشد. امیدش تنها به چند سکه بود که از فروش عازها دسشان را بگیرداما اتفاقی عحیب زندگی پیرزن را تغییر میدهد .........


برای دیدن سایر حکایت‌های آموزنده با ساعدنیوز همراه باشید.

دیدگاه ها


  دیدگاه ها
آخرین ویدیو ها