امروز این چند بیت زیبا را مهمان ما باشید: تو مگو همه به جنگند و زِ صلح من چه آید، تو یکی نِه‌ای هزاری تو چراغِ خود برافروز😍

  سه شنبه، 19 اسفند 1404 ID  کد خبر 529246
امروز این چند بیت زیبا را مهمان ما باشید: تو مگو همه به جنگند و زِ صلح من چه آید، تو یکی نِه‌ای هزاری تو چراغِ خود برافروز😍
ساعدنیوز: شعر، نفسِ پنهانِ واژه‌هاست؛ جایی که دل با زبان آشتی می‌کند و جهان، رنگی تازه می‌گیرد. بیایید شعر بخوانیم؛ نه فقط برای دانستن، که برای زیستن. برای آن‌که لحظه‌ای از شتاب روزگار فاصله بگیریم و در سایه‌ی کلمات، آرام بگیریم.

به گزارش سرویس فرهنگ و هنر ساعدنیوز، این ابیات بخشی از شعر زیبای مولانا درباره زندگی و عشق است.

اگر آتش است یارت تو بُرو در او هَمی‌سوز

به شبِ فراق سوزان تو چو شمع باش تا روز

تو مخالفت همی‌کِش تو موافقت همی‌کُن

چو لباسِ تو دَرانَند تو لباسِ وصل می‌دوز

به مُوافقت بیابد تَن و جان سماعِ جانی

زِ رَباب و دَف و سُرنا و زِ مُطربان دَرآموز

به میانِ بیست مُطرب چو یکی زَنَد مخالف

همه گم کُنند رَه را چو ستیزه شد قَلاوُز

تو مگو همه به جنگند و زِ صلح من چه آید

تو یکی نِه‌ای هزاری تو چراغِ خود برافروز

که یکی چراغِ روشن زِ هزار مُرده بهتر

که بِهْ است یک قَدِ خوش زِ هزار قامتِ کوز

برای مشاهده سایر اشعار با سرویس فرهنگ و هنر ساعدنیوز همراه باشید.



دیدگاه ها


  دیدگاه ها
آخرین ویدیو ها