حکایت جذاب جامی از زبان شیرین رشید کاکاوند؛ داستان پدر و پسر فاتح شهر / تو آدم نشوی جان پدر

  چهارشنبه، 23 اردیبهشت 1405
حکایت جذاب جامی از زبان شیرین رشید کاکاوند؛ داستان پدر و پسر فاتح شهر / تو آدم نشوی جان پدر
ساعدنیوز: دکتر رشید کاکاوند با آن بیان گرم و دلنشین، روایتی تلخ و عبرت‌آموز از شکستن دل یک پدر می گوید و جست‌وجوی راهی که از رنج آغاز می‌شود و به قدرت می‌رسد؛ اما نه لزوماً به انسانیت.

به گزارش سرویس فرهنگ و هنر ساعدنیوز، نورالدّین عبد الرّحمن بن احمد بن محمد جامی (24 آبان 793 تربت جام – 27 آبان 871 هرات)، معروف به جامی و ملقب به خاتم الشعرا، شاعر، موسیقی‌دان، ادیب و صوفیِ نام‌دار فارسی‌زبانِ ایرانیِ سدهٔ 9 قمری است. وی با الهام گرفتن از گلستان سعدی یکی از مهم‌ترین کتاب‌های خود یعنی بهارستان را به رشتهٔ تحریر درآورد. وی شاعر و نویسنده قرن نهم هجری است. او به مناسبت محل تولد خویش "جام" و نیز به سبب دوستداری شیخ الاسلام"احمد جام" جامی تخلص کرد

پدری با پسری گفت به قهر
که تو آدم نشوی جان پدر

حیف از آن عمر که ای بی سروپا
در پی تربیتت کردم سر

دل فرزند از این حرف شکست
بی خبر از پدرش کرد سفر

رنج بسیار کشید و پس از آن
زندگی گشت به کامش چو شکر

عاقبت شوکت والایی یافت
حاکم شهر شد و صاحب زر

چند روزی بگذشت و پس از آن
امر فرمود به احضار پدر

پدرش آمد از راه دراز
نزد حاکم شد و بشناخت پسر

پسر از غایت خودخواهی و کبر
نظر افگند به سراپای پدر

گفت گفتی که تو آدم نشوی
تو کنون حشمت و جاهم بنگر

پیر خندید و سرش داد تکان
گفت این نکته برون شد از در

«من نگفتم که تو حاکم نشوی
گفتم آدم نشوی جان پدر»

« مولانا عبدالرحمن جامی »


برای مشاهده سایر اشعار با سرویس فرهنگ و هنر ساعدنیوز همراه باشید.

ساعدنیوز در فضای مجازی



دیدگاه ها


  دیدگاه ها
پربازدیدترین ویدئوهای روز   
آخرین تصاویر   
آخرین ویدیو ها