هر روز یک شعر خوب بخوانیم/ زیباترین غزل عاشقانه از سعدیِ جان: معلمت همه شوخی و دلبری آموخت😍

  یکشنبه، 27 اردیبهشت 1405 ID  کد خبر 541320
هر روز یک شعر خوب بخوانیم/ زیباترین غزل عاشقانه از سعدیِ جان: معلمت همه شوخی و دلبری آموخت😍
ساعدنیوز: در این غزل سعدی با زبانی سرشار از تصویر و موسیقی، معشوق را سرچشمه عشق، زیبایی و الهام می‌داند و اوج هنر خود در توصیف احساسات عاشقانه به نمایش می‌گذارد.

به گزارش سرویس فرهنگ و هنر ساعدنیوز، این غزل عاشقانه از سعدی، نمونه‌ای درخشان از لطافت زبان، موسیقی کلام و تصویرسازی بی‌نظیر او در وصف عشق و زیبایی است. سعدی در این شعر، معشوق را چنان کامل و افسونگر توصیف می‌کند که گویی همه ناز، دلبری، جادوگری و حتی شاعری از او آموخته شده است.

معلمت همه شوخی و دلبری آموخت

جفا و ناز و عتاب و ستمگری آموخت

غلام آن لب ضحاک و چشم فتانم

که کید سحر به ضحاک و سامری آموخت

تو بت چرا به معلم روی؟ که بتگر چین

به چین زلف تو آید به بتگری آموخت

هزار بلبلِ دستان‌سرای عاشق را

بباید از تو سخن گفتنِ دری آموخت

برفت رونق بازار آفتاب و قمر

از آن که ره به دکان تو مشتری آموخت

همه قبیلهٔ من عالمان دین بودند

مرا معلم عشق تو شاعری آموخت

مرا به شاعری آموخت روزگار آن گه

که چشم مست تو دیدم که ساحری آموخت

مگر دهان تو آموخت تنگی از دل من

وجود من ز میان تو لاغری آموخت

بلای عشق تو بنیاد زهد و بیخ ورع

چنان بکند که صوفی قلندری آموخت

دگر نه عزم سیاحت کند نه یاد وطن

کسی که بر سر کویت مجاوری آموخت

من آدمی به چنین شکل و قد و خوی و روش

ندیده‌ام مگر این شیوه از پری آموخت

به خون خلق فروبرده پنجه کاین حَنّاست

ندانمش که به قتل که شاطری آموخت

چنین بگریم از این پس که مرد بتواند

در آب دیده سعدی شناوری آموخت

اگر شما هم شعری حفظ هستید، خوشحال می‌شویم تجربه‌تان را در بخش نظرات با ما به اشتراک بگذارید.


برای مشاهده سایر اشعار با سرویس فرهنگ و هنر ساعدنیوز همراه باشید.

دیدگاه ها


  دیدگاه ها
پربازدیدترین ویدئوهای روز   
آخرین ویدیو ها