احساسی‌ترین لحظه کتاب‌باز با شعری از نزار قبانی بی‌نظیر اردشیر رستمی؛ چند دقیقه ناب از عشق، زن و زندگی / خیال مردان است که فکر میکنند زن‌ را

  دوشنبه، 28 اردیبهشت 1405
احساسی‌ترین لحظه کتاب‌باز با شعری از نزار قبانی بی‌نظیر اردشیر رستمی؛ چند دقیقه ناب از عشق، زن و زندگی / خیال مردان است که فکر میکنند زن‌ را
ساعدنیوز: ویدئویی از شعرخوانی زیبای اردشیر رستمی در برنامه کتاب باز را تماشا می فرمایید.

به گزارش سرویس فرهنگ و هنر ساعدنیوز، نزار توفیق قبانی (به عربی: نزار توفیق قبانی؛ 21 مارس 1923–30 آوریل 1998) دیپلمات، شاعر، نویسنده و ناشر سوری بود. سبک شعری او ترکیبی از سادگی و ظرافت در کاوش موضوعات عشق، اروتیسم، فمینیسم، دین و ناسیونالیسم عربی می‌باشد. شاعری است که با شعرهای عاشقانه‌اش مشهور است؛ زن و عشق موضوع اصلی شعر قبانی‌اند. شعرهایش را خوانندگانی مانند عبدالحلیم حافظ، ام کلثوم و نجات صغیره (مصر)، فیروز و ماجده الرومی (لبنان)، کاظم الساهر(عراق) خوانده‌اند. او در دنیای عرب از شهرتی بی‌همتا برخوردار است. شعر او به اکثر زبان‌های دنیا ترجمه شده‌است و خوانندگانی بی‌شمار دارد. وی متولد دمشق بود. «نزار قبانی سرودن شعر را از شانزده سالگی آغاز کرد. در 1944از دانشکدهٔ حقوق در دمشق فارغ‌التحصیل و در وزارت خارجهٔ سوریه به کار مشغول شد؛ در شهرهای: قاهره، لندن، بیروت و مادرید خدمت کرد و پس از وحدت مصر و سوریه سفیر این جمهوری متحده در چین شد. در 1966 کار دیپلماسی را رها کرد و فقط به شعر پرداخت. بیشترین آثار او را یدالله گودرزی از عربی به فارسی برگردانده است. با شکست و عقب‌نشینی اعراب در مسئلهٔ فلسطین، از شعر عاشقانه به شعر سیاسی و شعر مقاومت روی‌آورد. خودکشی خواهرش در ناکامی عاشقانه(1938)، مرگ پسر نوجوانش به بیماری قلبی، کشته‌شدن همسرش بلقیس‌الراوی در بمب‌گذاری سفارت عراق(1981در بیروت)، بر شعرش اثر گذاشت.»

این خیال مردان است که فکر می‌کنند

زن را از دنده‌های خود بیرون آورده‌اند.

این مرد است که از حوضِ زن بیرون می‌آید؛

آن‌گونه که ماهی از حوضِ آب.

این زن است که شعر می‌گوید

و مرد زیر آن را امضا می‌کند.

این زن است که فرزند به دنیا می‌آورد

و مرد در بیمارستان زیر برگه را امضا می‌کند که: «من پدر شده‌ام!»

ای زن، من چه می‌توانم به تو بیاموزم؟

تو درختی هستی که در تاریکی رشد می‌کنی،

نیاز به آب نداری،

نیاز به کود نداری،

نیاز به نور نداری...

تو دایرهالمعارفی هستی که تمامی جهان را در بر می‌گیری؛

همه چیز تو از آنِ خودِ توست.

همان‌گونه که بوده‌ای، باش...

همان‌گونه که گه‌گاه خشمگین و عصبانی بوده‌ای، باش.

اگر خشم‌های گه‌گاهت را از تو بگیرند،

به ماندن این است که شیرها و پلنگ‌ها را از آفریقا گرفته‌اند؛

از شکوهِ آفریقا چه می‌ماند؟

همان‌گونه که بوده‌ای، باش...

برای مشاهده سایر اشعار با سرویس فرهنگ و هنر ساعدنیوز همراه باشید.

ساعدنیوز در فضای مجازی


دیدگاه ها


  دیدگاه ها
پربازدیدترین ویدئوهای روز   
آخرین ویدیو ها