به گزارش سرویس شعر پایگاه خبری ساعدنیوز، شاعر به معشوق میگوید که از همان ابتدا میدانستم به عهد و پیمانت وفادار نیستی و سرانجام آن را خواهی شکست. همچنین از پیش حدس میزدم که روزی به جای دوستی، با من از روی بیمهری و ستم رفتار خواهی کرد.
شاعر میگوید میان عشق خود و دشمنی و سردی تو گرفتار و رنجور شدهام. احساس میکنم در نظر تو ارزشی ندارم و مانند چیزی بیاهمیت هستم. سپس از خود میپرسد: یا من خطایی کردهام که تو از من خشمگینی، یا اینکه دل به شخص دیگری سپردهای و مرا فراموش کردهای. این رباعی بیانگر سرگشتگی، رنج عاشق، احساس بیتوجهی و تردید درباره علت تغییر رفتار معشوق است.
من عهد تو سخت سست میدانستم
بشکستن آن درست میدانستم
این دشمنی ای دوست که با من ز جفا
آخر کردی نخست میدانستم
**
از مهر خود و کین تو در تابم من
در چشم تو گوئی به میان آبم من
یا من گنهی کردم و در خشمی تو
یا تو دگری داری و در خوابم من
مهستی گنجوی
مَهسِتی گنجوی که به نام مَه سِتی گنجه ای هم شناخته می شود، شاعر فارسی سرای قرن 5 – 6 هجری قمری در زمان حکومت غزنویان و سلجوقیان است که در شهر گنجه آذربایجان متولد شده و در آرامگاهش در همین کشور قرار دارد.
نام مهستی از دو کلمه " مَه " به معنی " ماه " و " سِتی " به معنی " خانم " تشکیل شده است و از نظر لغوی به معنی " ماه بانو " یا " خانم بزرگ " است.
سبک شعر مهستی رباعی است. مهستی بعد از خیام به عنوان برجسته ترین رباعی سرای ایرانی شناخته می شود و او را به عنوان پایه گذار مکتب "شهر آشوب" در قالب رباعی می شناسند.
گاهی آدم از اول تهِ دلش میدونه آخرِ یه رابطه چی میشه، شما تا حالا شده از همون اول، پایان یه رابطه رو حس کنید ولی باز هم ادامه بدید؟ 💔