شاهزاده‌ی آویزان!؟

  چهارشنبه، 13 اسفند 1404 ID  کد خبر 528185
شاهزاده‌ی آویزان!؟
ساعدنیوز: این گزارش رضا پهلوی را چهره‌ای فاقد توانمندی شخصی می‌داند که تمام اعتبارش صرفاً ارثی و خانوادگی است. او با تکرار تاریخِ وابستگی به بیگانگان، نشان داده که برای رسیدن به قدرت حاضر است امنیت ملی را فدا کند؛ فردی که حتی بر زبان مادری‌اش تسلط ندارد اما برای بازگشت به تاج‌وتخت به هر ریسمانی چنگ می‌زند.

به گزارش سرویس سیاسی پایگاه خبری ساعدنیوز، در دنیای سیاستِ اپوزیسیون خارج از کشور، هیچ پدیده‌ای به اندازه رضا پهلوی مضحک و درس‌آموز نیست. او که سال‌هاست برای رسیدن به تاج‌وتخت به کشورهای بیگانه التماس می‌کند، نمونه بارز کسی است که اعتبارش را نه از هوش سیاسی یا مبارزه واقعی، بلکه فقط از «ارث و میراث خانوادگی» می‌گیرد. برای او، ایران یک کشور با پیچیدگی‌های سیاسی نیست، بلکه ارثیه پدری است که گویی طلبکار بازپس‌گیری آن است.

رضا پهلوی نماد سیاستی است که ریشه در وابستگی به قدرت‌های خارجی دارد. پدربزرگش، رضاشاه، با کودتای انگلیسی‌ها به قدرت رسید و بعدها توسط همان‌ها تبعید شد. پدرش، محمدرضا پهلوی نیز با کودتای آمریکایی-انگلیسی 28 مرداد و با تکیه بر اربابان خارجی‌اش دوباره بر تخت نشست. حالا رضا پهلوی دقیقاً پا جای پای آن‌ها می‌گذارد. او ادعای ملی‌گرایی دارد، اما تاریخ خانواده‌اش خلاف این را ثابت می‌کند؛ او حاضر است برای رسیدن به شاهی، حتی به قیمت نابودی ایران، با هر کسی معامله کند.

او که در داخل ایران هیچ پایگاهی ندارد، تمام توانش را صرف آویزان شدن به کانون‌های قدرت در غرب کرده است. این به اصطلاح شاهزاده، برای رسیدن به قدرت حتی سراغ بدنام‌ترین سیاستمداران بین‌المللی می‌رود. اوج این بی‌وطنی را می‌توان در حمایت او از حملات رژیم صهیونیستی و آمریکا علیه ایران دید. او برای کشته شدن سربازان آمریکایی پیام تسلیت می‌فرستد، اما در برابر شهادت 200 دانش‌آموز بی‌گناه ایرانی سکوت می‌کند. این رفتار نشان می‌دهد که قلب او برای چه کسانی می‌تپد و جان سرباز متجاوز آمریکایی برایش ارزشمندتر از خون فرزندان ایران است.

یکی از عجیب‌ترین نشانه‌های دوری او از ایران، زبان اوست. این مدعیِ میهن‌پرستی، حتی نمی‌تواند فارسی را درست صحبت کند و در بیان جملات ساده مادری دچار تپق و اشتباه می‌شود. این نشان می‌دهد او چقدر از جامعه و فرهنگ ایران دور است؛ غریبه‌ای که در خارج زندگی لوکسی دارد و خواب پادشاهی بر سرزمینی را می‌بیند که حتی زبانش را بلد نیست!

خلاصه اینکه رضا پهلوی صرفاً یک «تاجر خون» است که می‌خواهد روی ویرانه‌های وطن، کاخ خیالی بسازد. او نه شاهزاده است و نه رهبر؛ بلکه بازمانده‌ای از تاریخ است که به ریسمان‌های پوسیده آویزان شده تا فقط چند روز بیشتر در رسانه‌های لندنی و سعودی دیده شود.


دیدگاه ها


  دیدگاه ها
آخرین ویدیو ها