به گزارش سرویس سیاسی پایگاه خبری ساعدنیوز، مهدیان نوشت: آن روز که سید مجتبی خامنهای درس خارج خود را در قم تعطیل کرد – درسی که به شلوغترین کرسی تدریس تبدیل شده بود – نزدیکانش دریافتند که او نمیخواهد به چشم بیاید یا «بزرگِ قم» باشد. او که سالها سیل تهمتهای عجیب و غریب را برای انتقام از «بابای مظلومش» به جان خریده بود، گویی در حال آمادهسازی روح خود برای نقشهای بود که خدا برایش کشیده بود. امروز، در وسط این همه داغ و درد که حتی یکی از آنها برای خرد کردن کوهها کافی است، بار مسئولیت را ناگهان بر دوش او گذاشتهاند.
سوالی که امروز در افکار عمومی میچرخد این است: چطور کسی که نه دیده شده بود و نه سخنش شنیده شده بود، ناگهان چنین مهرش به دلها نشست؟ او که از همه بیشتر با امامش مأنوس بود و او را میشناخت، اکنون بار سنگین عشق یک ایران را بر دوش دارد. این نه فقط یک مسئولیت سیاسی، که بار سنگین امید مادران شهدا و دلهای غصهدار مظلومان و بیگناهان عالم است.
سید مجتبی امروز وارث دردهایی است که از غزه و حماس تا حزبالله، انصارالله و حتی گرسنگان آفریقا و کودکان بیپناه جزیره خبیثها گسترده شده است. او در حالی این «جام پر بلا» را به دست میگیرد که تمدن نوین اسلامی در حال طلوع است و مسئولیت نیابت صاحبالزمان (عج) بر شانههای او سنگینی میکند.
اگرچه تهدیدها جدی است، اما همانگونه که پدر شهیدش آموخت: «هو الذی ایدک بنصره و بالمومنین». او تنها نیست؛ او ایران را دارد، همان میهن خدایی و صحن امام رضایی را که امام خمینی (ره) با آن عظمتش در پیشگاه آن تعظیم میکرد. امروز ملت شهادت و «بچهی یتیمهای سید علیِ شهید» در کنار او ایستادهاند تا این بار سنگین را به سرمنزل مقصود برسانند.