آمریکا به‌دنبال فرار از بحران انرژی با ابزار مذاکره است

  سه شنبه، 04 فروردین 1405 ID  کد خبر 530704
آمریکا به‌دنبال فرار از بحران انرژی با ابزار مذاکره است
ساعدنیوز: کارشناس مسائل بین‌الملل گفت: در شرایط فعلی، آمریکایی‌ها به‌شدت به دنبال مذاکره هستند، چراکه با بحران انرژی مواجه‌اند و افزایش قیمت سوخت در داخل آمریکا حتی موجب نارضایتی پایگاه رأی ترامپ شده است.

به گزارش سرویس سیاسی پایگاه خبری ساعدنیوز، احمد زارعان کارشناس مسائل بین‌الملل در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس با اشاره به فضای سیاسی داخل ایران در قبال مذاکره با آمریکا گفت: قاطبه مردم ایران که امروز هزینه‌های جنگ را متحمل می‌شوند و امنیت داخلی شهرها و روستاها را تضمین کرده‌اند، با هرگونه مذاکره‌ای که به آمریکا و دشمن صهیونیستی فرصت بازیابی و زمان بدهد، مخالف هستند.

وی افزود: طبیعتاً استراتژیست‌ها و نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران نیز با چنین مذاکره‌ای مخالف‌اند و این موضوع در پیام‌های رهبر معظم انقلاب نیز مورد تأکید قرار گرفته است؛ به‌ویژه آنجا که بر «پشیمانی متجاوز» به‌عنوان پیش‌شرط تأکید شد، در حالی که آمریکا و رژیم صهیونیستی در موضع پشیمانی قرار ندارند و صرفاً به دنبال خرید زمان و بازسازی توان خود هستند.

کارشناس مسائل بین‌الملل عنوان کرد: در شرایط فعلی، آمریکایی‌ها به‌شدت به دنبال مذاکره هستند، چراکه با بحران انرژی مواجه‌اند و افزایش قیمت سوخت در داخل آمریکا حتی موجب نارضایتی پایگاه رأی ترامپ شده است؛ به‌طوری که بسیاری معتقدند این جنگ در چارچوب سیاست «اول آمریکا» نبوده و به ضرر این کشور تمام شده است.

وی ادامه داد: با این حال، با توجه به سوابق مذاکراتی، بعید است که آمریکا در شرایط کنونی از موضع ضعف وارد مذاکره شود و همچنان بر شروط غیرقابل تحقق خود پافشاری می‌کند؛ از این‌رو، در حال حاضر فضای مناسبی برای مذاکره وجود ندارد.

زارعان تصریح کرد: البته در داخل ایران جریان‌هایی وجود دارند که به دنبال مذاکره هستند؛ جریان‌هایی که به‌عنوان غرب‌گرا شناخته می‌شوند و نگاهشان به نظام بین‌الملل مبتنی بر تحلیل‌های قرن بیستمی است و واقعیت‌های جدید مانند افول قدرت آمریکا و تحولات میدانی اخیر را نمی‌پذیرند.

وی افزود: این جریان‌ها حتی واقعیت‌های جنگ اخیر را نیز نادیده می‌گیرند؛ جنگی که در آن ایران علی‌رغم محدودیت‌ها توانست در برابر یک قدرت اتمی ایستادگی کرده و موازنه را تغییر دهد. این افراد به لحاظ هویتی خود را در چارچوب غرب تعریف می‌کنند و در صورت فراهم شدن فضا، به دنبال گفتمان‌سازی در جهت مذاکره خواهند بود.

این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: در عین حال، اعتماد عمومی به آمریکا در ایران به‌شدت کاهش یافته و این موضوع در چارچوب یک روند جهانی قابل تحلیل است؛ به‌طوری که قدرت نرم آمریکا در سطح جهان نیز دچار افول شده است.

وی ادامه داد: در ایران این بی‌اعتمادی به‌دلیل خلف وعده‌های مکرر آمریکا، از جمله خروج از برجام، اعمال تحریم‌های گسترده، حمایت از رژیم صهیونیستی، حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران و همچنین حمایت از اغتشاشات داخلی، به‌مراتب شدیدتر است.

زارعان با بیان اینکه نفرت از ترامپ در سطح جهانی رو به افزایش است، تأکید کرد: این نفرت در ایران بسیار شدیدتر بوده و بی‌اعتمادی عمومی نسبت به آمریکا به اوج رسیده است؛ بنابراین در هرگونه مذاکره احتمالی آینده باید توجه داشت که آمریکا اساساً شریک قابل اعتمادی نیست.

وی افزود: در چنین شرایطی، طراحی یک مکانیسم ویژه برای مذاکره ضروری است؛ به‌گونه‌ای که علاوه بر درگیر کردن سازمان‌های بین‌المللی، کشورهای مورد اعتماد ایران نیز در این فرآیند مشارکت داشته باشند، هرچند که اعتبار و ضمانت این سازمان‌ها نیز با تردید مواجه است.

کارشناس مسائل بین‌الملل گفت: واقعیت‌های میدانی تعیین‌کننده نظم‌های منطقه‌ای و بین‌المللی هستند و دیپلماسی نیز در امتداد میدان معنا پیدا می‌کند؛ از این‌رو، پیروزی‌های میدانی می‌تواند دست مذاکره‌کنندگان ایرانی را در هرگونه مذاکره احتمالی پر کند، مشروط بر آنکه از موضع اقتدار وارد شوند.

زارعان با بیان اینکه توانمندی‌های نظامی ایران معادلات منطقه را تغییر داده است، تأکید کرد: قدرت موشکی، پهپادی و توان رزم نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، کشور را به یک ابرقدرت منطقه‌ای تبدیل کرده و همین مسئله موجب تغییر ادبیات و رفتار کشورهای منطقه در قبال ایران خواهد شد.

وی افزود: هرچند ممکن است روابط برخی کشورهای منطقه با ایران پس از این جنگ دچار سردی شود، اما قطعاً زبان تهدید آن‌ها کوتاه‌تر خواهد شد و این یک دستاورد مهم راهبردی است.

این کارشناس مسائل بین‌الملل در ادامه با اشاره به عوامل دست برتر ایران در جنگ اخیر گفت: یکی از مهم‌ترین عوامل، ساختار ایدئولوژیک نظام جمهوری اسلامی است؛ ساختاری که برخلاف نظام‌های فردمحور، با حذف افراد دچار فروپاشی نمی‌شود.

وی ادامه داد: اگر ساختار نظام فردمحور بود، با شهادت رهبران و فرماندهان ارشد، این ساختار دچار فروپاشی می‌شد، اما به‌دلیل ایدئولوژیک بودن، نظام با قدرت به مسیر خود ادامه داد و این مسئله به تثبیت برتری ایران در میدان کمک کرد.

زارعان تصریح کرد: آمریکایی‌ها در محاسبات خود دچار خطای راهبردی شدند و تصور می‌کردند با حذف برخی شخصیت‌ها، نظام دچار فروپاشی می‌شود، در حالی که جمهوری اسلامی بلافاصله پس از ضربه اولیه در صبح 9 اسفند، پاسخ‌های کوبنده‌ای به دشمن وارد کرد.

وی افزود: مدیریت جنگ نیز از دیگر نقاط قوت ایران بود؛ به‌گونه‌ای که برخلاف خواست آمریکا، جنگ از سطح محدود به یک درگیری منطقه‌ای تبدیل شد و منافع آمریکا در سراسر منطقه هدف قرار گرفت.

این استاد دانشگاه ادامه داد: ایران با هدف قرار دادن منافع آمریکا، عملاً دست این کشور را در منطقه بست و امکان مانور نظامی آن را به‌شدت محدود کرد.

زارعان با بیان اینکه ایران قواعد جنگ را تغییر داد، تأکید کرد: بستن تنگه هرمز، حمله به پایگاه‌ها و منافع آمریکا در کشورهای منطقه و همچنین هدف قرار دادن زیرساخت‌های انرژی کشورهای میزبان آمریکا، از جمله اقداماتی بود که در چارچوب قواعد جدید ایران انجام شد.

وی افزود: این اقدامات موجب شد که موازنه جنگ به نفع ایران تغییر کند و تمامی محاسبات آمریکا و رژیم صهیونیستی دچار اختلال شود.

کارشناس مسائل بین‌الملل در پایان خاطرنشان کرد: استیصال ترامپ در این جنگ و مواضع متناقض و پریشان‌گویانه او، نتیجه مستقیم همین تغییر موازنه و ناکامی در تحقق اهداف راهبردی آمریکا است.


دیدگاه ها


  دیدگاه ها
پربازدیدترین ویدئوهای روز   
آخرین ویدیو ها