ماجرای اولین سو قصد به جان رهبری | مسجد ابوذر غلغله بود...

  دوشنبه، 18 اسفند 1404 ID  کد خبر 529106
ماجرای اولین سو قصد به جان رهبری | مسجد ابوذر غلغله بود...
ساعد نیوز: یکی از محافظان حضرت آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای می‌گوید: هرطور شده بود راه را باز کردیم و خودم برگشتم پشت تریبون. ضبط صوت مثل یک دفتر 40 برگ از وسط باز شده بود. با ماژیک قرمز هم روی جداره داخلی‌اش نوشته بودند؛ اولین عیدی گروه فرقان به جمهوری اسلامی...

به گزارش سرویس جامعه ساعد نیوز هر چند اعضای گروه فرقان پس از ترورهای سال 1358 دستگیر و اعدام شده بودند اما برخی پیروان آنها گروه رهروان فرقان را راه انداختند و قاسم اسلامی و حجت‌الاسلام سید علی خامنه ای را ترور کردند.

آقای خامنه ای با این ترور از تروری بسیار خونین‌تر در فردای آن روز در امان ماند. فردای آن روز یعنی یکشنبه هفتم تیر 1360 در سالن اجتماعات دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی در محله سرچشمه تهران بمبی منفجر شد که بیش از 72 نفر از جمله رییس دستگاه قضا، 27 نماینده مجلس، چهار وزیر و 12 معاون وزیر را به شهادت رساند.

آقای خامنه‌ای قرار بود در این جلسه که به بررسی موضوعاتی همچون تورم و انتخابات ریاست جمهوری آینده می‌پردازد؛ شرکت کند.

6 تیر 1360

مسجد ابوذر غلغله بود. محور جلسه پاسخ آقای خامنه‌ای به سوال‌ها و شایعاتی بود که به خصوص توسط ضدانقلاب درباره رهبران حزب جمهوری اسلامی و به ویژه دبیرکل آن آیت‌الله سیدمحمدحسینی بهشتی در سطح جامعه مطرح شده بود. پرسش‌ها تند و تلخ بود و آقای خامنه‌ای به تک‌تک آنها پاسخ می‌داد.

"در بین صحبت‌ها ضبط بزرگی دست به دست شد تا جلوی تریبون رسید. همه گمان کردند ضبط مسجد است. ضبط صوت سمت چپ آقا بود که نگاهی به آن انداخت و آن را کمی با فاصله سمت راست خود گذاشت. مدتی بعد بلندگو به سر و صدا درآمد. آقای خامنه‌ای گفت یا صدا را درست کنید یا اصلا بلندگو را خاموش کنید. همزمان از میکروفون و ضبط صوت روی میز فاصله گرفت تا شاید صدا کمی درست شود که یک‌مرتبه انفجاری شدید مسجد را به لرزه در آورد. "

دیگر دیر شده

یکی از محافظان آقای خامنه‌ای: به هر ترتیبی بود آقا را سوار بلیزر سفید کردیم و با سرعت از بین جمعیت راه افتادیم. در راه یک لحظه آقا به هوش آمدند. نگاهی به من کردند و از هوش رفتند. در اولین درمانگاه سر راه دکتری قطع امید کرد ولی پرستاری گفت ببرینش بیمارستان بهارلو، پل جوادیه! در بیمارستان بهارلو آقای خامنه‌ای را به اتاق عمل بردند. جراحت خیلی سنگین بود. سمت راست بدن پر از ترکش و قطعات ضبط صوت بود. حتی یکی از ترکش‌ها زیر گلوی آقا جا خوش کرده بود. قسمتی از سینه ایشان به طور کامل سوخته بود. یکی دو تا از دنده‌هایشان هم شکسته بود. سمت راست ایشان هم کاملا از کار افتاده و از شدت ضربه ورم کرده بود. استخوان های سینه و کتف آقا کاملا دیده می‌شد. 37 واحد خونی و فرآورده‌های خونی به آقا زده بودند که خود این تعداد، واکنش‌های انعقادی را مختل می‌کرد. دو سه بار نبض آقا افتاد و چند بار مجبور شدیم پانسمان را باز کنیم و دوباره رگ‌ها را مسدود کنیم... م. "

پس از این کارها مقرر می‌شود آقای خامنه‌ای به بیمارستان قلب منتقل شود. "دکترها گفتند 70 درصد خطر رفع شده است. خونریزی زیاد شده. دست راست ایشان با قطع عصب از کار افتاده است. بعدا باید پیوند شود. عروق و اعصاب ناحیه راست سینه قطع شده است. "
آقای خامنه‌ای از مرگ نجات یافت.

پیام امام

حجت‌الاسلام هاشمی رفسنجانی در خاطرات یکشنبه هفتم تیر 1360 خود می‌نویسد: ساعت شش و نیم به بیمارستان قلب رفتم. حال آقای خامنه‌ای رضایت بخش بود. من را شناختند. کمی راحت شدم.

امام خمینی هم در پیامی خطاب به دشمنان انقلاب نوشتند: در این عمل غیر انسانی به جای برانگیختن و رعب، عزم میلیون‌ها مسلمان را مصمم‌تر و صفوف آنها را فشرده‌تر کردید.

منابع:

- روایتی از زندگی و زمانه حضرت آیت الله خامنه ای، جعفر شیر علی نیا، نشر سایان

- چند سکانس از ترور آیت‌الله خامنه‌ای در 6 تیر 1360، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای

- اکبر هاشمی رفسنجانی، عبور از بحران
- صحیفه امام خمینی

- بازخوانی فاجعه هفتم تیر، مرکز اسناد انقلاب اسلامی

- بازخوانی 24 ترور پس از پیروزی انقلاب اسلامی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی



دیدگاه ها


  دیدگاه ها
آخرین ویدیو ها