به گزارش سرویس جامعه ساعدنیوز، گروه فرهنگ_حماسه و مقاومت چهل روز از آسمانی شدن رهبر شهیدمان میگذرد. مردم امروز آمدهاند تا بهاندازه تمام این روزها دلتنگیشان را فریاد بزنند. به کوچه کشور دوست میرسیم. دیواری بتنی مقابل کوچه قرار دارد. روی دیوار پر است از درد دلهای عاشقانه که برای رهبر شهیدمان نوشتهاند.
مرد جوانی ماژیکی در دست دارد و روی دیوار بتونی چیزی مینویسد. میپرسم: میشود بگویید چه چیزی نوشتید؟ بلندبلند میخواند: جنگ رمضان جنگ میان فرشتگان میناب است و شیاطین اپستین. پایینش هم نوشتم: حلالم کن آقا، سال 88 علیه شما بودم اما از سال 1400 با شما بودم و عشق و ارادت قلبی به شما داشتم ما رو دعا بفرما تا آخرین لحظه عمرمون ثابتقدم در راهمان باشیم. انشاءالله سرباز آقا امامزمان باشم.

ایکاش پدرم، خودم و بچههایم مرده بودیم و تو چنددقیقهای بیشتر بودی. خامنهای عزیزم، دوستت دارم. همیشه در زیارت عاشورا میخواندیم: بابی انت و امی یا اباعبدالله ولی تابهحال به چشم ندیده بودم که کسی پیدا شود و بخواهد جان همه عزیزانش را بدهد تا رهبرش که از سلاله پاک امام حسین(ع) است، فقط چند دقیقه بیشتر زنده بماند.

یکی نوشته: قرار بود جانمان را فدای تو کنیم، چه معاملهای با خدایت کردی. قول میدهم راهت را ادامه دهم و دیگری آنطرفتر ابراز شرمندگی کرده که قرار بود ما خرج شما شویم، نه شما خرج ما. قول میدهم خرج مسیرت شوم.
40 روز است که هر روز و هر شب با دیدن بچههایی که یکشبه قد کشیدند، شگفتزده میشویم. مثل این پسربچه که با بغض مینویسد: امیدوارم انتقامت را بگیرم.
یک نفر نوشته: رهبر عزیزم، نه فقط دل که برایت نفسم تنگ شده و دیگری نوشته: کاش بودی و پیروزیمان را جشن میگرفتیم.
40 روز است که هر روز و هر شب با دیدن بچههایی که یکشبه قد کشیدند، شگفتزده میشویم. مثل این پسربچه که با بغض مینویسد: امیدوارم انتقامت را بگیرم.

یک نفر نوشته: رهبر عزیزم، نه فقط دل که برایت نفسم تنگ شده و دیگری نوشته: کاش بودی و پیروزیمان را جشن میگرفتیم.

یکی هشتک #بابا_جان_داد زده است، دیگری اینجا را کربلای ایران میداند.آن یکی هم یاد زمانی افتاده که با شوقوذوق به کشور دوست آمده تا حضرت آقا را ببیند و نوشته: اینجا به دیدنت آمدم. باصلابت بودی و مهربان و نورانی. دلم برایت تنگ شده است برایمان دعا کن.
اینجا ایران است؛ خیابان کشور دوست و دیواری که بهاندازه 40 روز فراق و دلتنگی حرف دارد.