به گزارش سرویس دانشگاه پایگاه خبری ساعدنیوز، در یکی از معدود لحظات سبک و طنزآمیز فیلم «مادری»، نازنین بیاتی در نقش معلمی مهربان ظاهر میشود. کلاس درس آرام است و بچهها با دقت به او نگاه میکنند. معلم متوجه میشود کلیپس (گیره) موهایش خراب شده و نمیتواند موهایش را مرتب کند. یکی از دانشآموزان شیطون و باهوش، بدون اینکه در ان لحظه چیزی بگوید، زنگ تفریح به سراغ معلم میرود و کلیپس او را با خواهش و اصرار میگیرد تا درستش کند اما بعد از چند روز با یک کلیپس نو و براق برمیگردد. معلم اول جا میخورد، بعد با خندهای خجالتزده کلیپس را میگیرد و میگوید «خب... اینو از کجا آوردی؟» و بچه جواب میدهد «خریدم براتون!».
این سکانس کوتاه، مثل نسیمی خنک در میان فضای سنگین و تلخ فیلم میدرخشد. جایی که مادریِ درونی شخصیت نازنین بیاتی (معلم) با فداکاری ناخواستهی یک بچهی کوچک روبهرو میشود؛ بچهای که انگار غریزهاش به او میگوید این خانم نیاز به کمک دارد. خندهی معلم همراه با شرم و قدردانی، لحظهای است که تماشاگر برای چند ثانیه از بار سنگین گذشتهی شخصیتها رها میشود و فقط به این سادگی انسانی لبخند میزند.
اما همین طنز ظریف، خیلی زود به لایههای عمیقتر فیلم وصل میشود. آن کلیپس نو، نمادی کوچک از فداکاریهای بیصدا و خریدن چیزهای کوچک برای دیگران است.