(ویدئو) روایتِ تلخ یکی از اولیای مدرسه میناب از پسرش «رضا» که آرزو داشت ستاره تیم ملی باشد

  دوشنبه، 10 فروردین 1405
(ویدئو) روایتِ تلخ یکی از اولیای مدرسه میناب از پسرش «رضا» که آرزو داشت ستاره تیم ملی باشد
ساعدنیوز: «رضا» رویایِ دویدن با پرچم سه‌رنگ ایران، در حیاطِ مدرسه میناب را جا گذاشت. غرشِ ناگهانی موشک، سوتِ پایانِ زودهنگامی بود بر تمامِ آرزوهایی که قرار بود روزی روی سکوهای افتخار جان بگیرند و حالا تنها در کلامِ بغض‌آلودِ پدری زنده مانده‌اند که قهرمانش را پیش از فینال، به خاک سپرده است.

به گزارش سرویس دانشگاه پایگاه خبری ساعدنیوز، مسعود بارانی، پدر یکی از شهدای معصوم مدرسه میناب، با دلی مالامال از حسرت، پرده از رویاهای ناتمام پسرش رضا برمی‌دارد؛ کودکی که تمام دنیایش در مستطیل سبز و شوقِ دویدن خلاصه می‌شد. او از پسری می‌گوید که با هر ضربه به توپ، خود را در پیراهن تیم ملی تصور می‌کرد و بزرگ‌ترین آرزویش این بود که روزی به عنوان قهرمانِ وطن، در برابر دیدگان هزاران نفر، پرچم سه رنگ ایران را بر دوش بگیرد و با افتخار به دور زمین بدود. این رویا، تنها یک خیال کودکانه نبود، بلکه انگیزه‌ای بود که رضا هر روز با آن بیدار می‌شد و در راه مدرسه، گام‌هایش را به امید رسیدن به آن سکوهای افتخار برمی‌داشت.

اما این اشتیاقِ پاک و پرواز به سوی قله‌های ورزش، با هجومِ بی‌رحمانه‌ی آتش و آهن، در میانه صحن مدرسه شجره طیبه برای همیشه متوقف شد. حالا پدر مانده است و تصویرِ نوجوانی که قرار بود مایه سربلندی یک ملت باشد، اما پیش از آنکه فرصت یابد در میادین جهانی خوش بدرخشد، زیر آوارِ سنگینِ یک فاجعه، سهمِ خاک شد. آرزوی دور افتخار با پرچم ایران، در میانِ غبار و دودِ حمله موشکی به یک رویا در حافظه تاریخ بدل گشت و اکنون تنها یادِ آن قهرمانِ کوچک است که در کلامِ بغض‌آلودِ پدر، چون زخمی عمیق بر پیکرِ زمان باقی مانده است.


دیدگاه ها


  دیدگاه ها
پربازدیدترین ویدئوهای روز   
آخرین ویدیو ها