به گزارش سرویس علم و فناوری پایگاه خبری ساعدنیوز، این روانشناس معروف توضیح میدهد که این وضعیت اغلب نتیجهی یک چرخهی معیوب است؛ وقتی نتیجه نمیگیریم، فشار و زور بیشتری میآوریم، اما این فشار اضافی معمولاً کیفیت عملکرد را پایین میآورد، تنش و اضطراب را افزایش میدهد و در نهایت احتمال شکست را بیشتر میکند. به جای اینکه تلاش هوشمندانه باشد، به تلاش عصبی و احساسی تبدیل میشود که مثل فشار آوردن به یک در قفلشده با تمام نیرو است؛ نه تنها باز نمیشود، بلکه ممکن است قفلش هم خرابتر شود. او تأکید دارد که ناامیدی در این مرحله، گاهی نشانهی انکار واقعیت نیست، بلکه میتواند زنگ هشداری باشد که روش فعلی ما کارآمد نیست و نیاز به تغییر رویکرد داریم.
اسماعیلیتبار معتقد است برای خارج شدن از این چرخه، اول باید زور زدن را متوقف کنیم و کمی فاصله بگیریم تا ذهن و بدن آرام شود. او پیشنهاد میکند به جای افزایش کمیت تلاش، روی کیفیت و جهت آن تمرکز کنیم؛ یعنی بررسی کنیم آیا هدف واقعبینانه است؟ آیا روشمان درست است؟ آیا منابع و حمایت کافی داریم؟ گاهی ناامیدی موقت، فرصتی است برای ارزیابی مجدد و پیدا کردن راههای تازه. او میگوید امید کورکورانه که واقعیت را انکار کند، فضیلت نیست؛ اما امید همراه با پذیرش واقعیت و تغییر استراتژی، میتواند موتور محرکهی واقعی باشد. به عبارت دیگر، باید از «سختتر تلاش کردن» به «هوشمندانهتر تلاش کردن» تغییر جهت دهیم.
برای افزایش امید، دکتر اسماعیلیتبار چند راهکار عملی پیشنهاد میکند: شکستن اهداف بزرگ به قدمهای خیلی کوچک و قابل اندازهگیری تا هر روز حس پیروزی کوچک داشته باشیم، مراقبت از خود (خواب، تغذیه، ورزش) چون بدن خسته امید را سریعتر از دست میدهد، صحبت با افراد امن یا متخصص برای دریافت دیدگاه بیرونی، و مهمتر از همه، تمرین خود-دلسوزی به جای خودسرزنشی. او یادآوری میکند که چرخهی نتیجه نگرفتن و ناامیدی برای اکثر آدمها پیش میآید و این بخشی از مسیر رشد است؛ نه نشانهی ضعف. وقتی به خودمان اجازه دهیم گاهی «کمتر زور بزنیم اما هوشمندانهتر حرکت کنیم»، کمکم امید واقعی و پایدار جایگزین ناامیدی موقت میشود و نتایج هم به مرور ظاهر خواهند شد.