تجارت سیاه با دختران شهرستانی در تهران/ فیلم +18

  سه شنبه، 13 خرداد 1399   کد خبر 82332
تجارت سیاه با دختران شهرستانی در تهران/ فیلم +18
ساعد نیوز: شوش یکی از مناطق تهران که شهره است به اعتیاد و موادمخدر،شهره است به خماری و نشئگی، وارد بوستان شوش که می شوی بوی مخدر، سرت را می برد.

به گزارش سایت خبری ساعد نیوز به نقل از رکنا، وقتی زندگی تو را به شوش تهران می رساند، وقتی جوان باشی و چروک روی صورتت نیفتاده باشد آن موقع است که اغلب اوراقچی ها از کنارت بی تفاوت نخواهند گذشت .و باید بین هوس شان دست به دست شوی... آنجاست که تازه از ته خطی که فکر می کردی انتهایش شوش بوده بیشتر فرو می روی و ته خط اصلی را می شناسی...وسط دست به دست چرخیدن و معتاد شدن و ابزاری برای دزدی ها شدن آن ته خط اصلی را می شناسی .

"از دست کتک های پدرم، بعد از 20سال به خانه مادرم گریختم اما شوهر مادرم مرا بیرون کرد و از آنجا بود که آواره جاده ، تهران و شوش و سیاهی ها شدم ..."

این را وقتی روبه روی ما نشست تا از روزهای زندگیش بگویید ، گفت. دختری 22 ساله که وقتی آمد خط چروک بر صورت نداشت و حال صورتش تکیده شده است.

شوهر مادرم 30 ساله بود

با آرزو رهایی از غم و فشارهای روحی خانه پدری و منزل ناپدری سوار بر اتوبوس شد تا به پایتخت آمده و زندگی تازه را شروع کند تا شاید تازگی روزگار نو در شهر تازه، حال تیره زندگیش را کمی روشن کند که نکرد !

" 22ساله هستم ، از خوزستان آمدم و مادر و پدرم از هم جدا شدند. مادرم دوباره ازدواج کرد و شوهرش شیشه ای (موادمخدر) بود. 20 سال با پدرم زندگی کردم و او مرا مورد آزار و اذیت قرار می داد، بنزین روی من می ریخت و با شیلنگ کتکم می زد و می گفت باید پول در بیاوری... می گفت باید با پسرهای خیابان دوست شوی و بگویی که اذیتت کرده اند تا من از آنها شکایت کنم پول در بیاورم! بعد از 20 سال آمدم پیش مادرم اما شوهرش می خواست آزارم دهد. شوهر مادرم 30ساله و شوهرش شیشه ای بود. من را از خانه بیرون کرد "

این ها را گفت و در ادامه تاکید کرد بعد از این بیرون کردن از خانه ، آواره شدم و راهی تهران.

کسی را نداشتم که خرجم را بدهد

در لحظه ورود به تهران با پسری که قبلا در فضای مجازی با او آشنا شده بودم از ترمینال رفتم به خانه اش، اما چمدان من را زد.سارق بود. فرار کردم و دوباره رفتم ترمینال چند روزی ، آنجا خوابیدم. مجبور شدم برای این که پول در بیاورم کار کنم و نیاز مردان را برطرف کنم و پول بگیرم و خرج و مخارج زندگی خودم را در بیاورم. مجبور بودم این کار را بکنم چون در آن شرایط هیچ کسی را نداشتم که حمایتم کند و خرجم را بدهد.

فکر نمی کردم بیزینسی شوم

با یک پسری آشنا شدم که او هم از من سوءاستفاده کرد. با او مواد می فروختم. اما این پسر هم، من را فقط برای پولم می خواست. خانه هایی که با هم می رفتیم دختر و پسر با هم قاطی و بیزینسی بودند. شیشه می کشیدند یا مواد می فروختند یا آشپزخانه داشتند. من نمی دانستم که قرار است دو برابر من را در این شرایط فرو کند و بدبخت ترم کند. اصلا فکر نمی کنم من را به سمت مواد که نکشیده ام گرایش دهد. حتی چاقو بخورم یا به من بگویند برو بیزینسی شو و کار کن.

سرماها و سختی هایی که کشیدم من را وادار کرد که به خودم بیایم و خودم را پیدا کنم و برای خودم ارزش قائل شوم. ...

دوست داشتم پدر و مادر کنار هم زندگی کنند

در پایان صحبت هایش گفت :

"دوست دارم ازدواج کنم ولی هیچ کسی در اجتماع آدم هایی که یکبار در زندگی خطا کرده را نمی پذیرد. من خودم را جای آن آدم می گذارم هیچ وقت نمی پذیرم کسی که گذشته اش بد بوده را بپذیرمش. مثل آب یا روغنی است که ریخته و جمع نمی شود.دوست داشتم یه بچه دیگر به جز خودم باشد، خواهر یا برادری داشته باشم. دوست داشتم پدر و مادر م کنار هم زندگی کنند تا وقتی که زنده ام."

سپیده علیزاده، روانشناس و مدیر مرکز کاهش آسیب «نور سپید هدایت» در مورد مشکلات زنان بی خانمانی که از شهرستان به تهران می آیند، در گفتگو با خبرنگار اجتماعی رکنا، در خصوص اینگونه دختران تاکید کرد: جنوب تهران به خاطر شرایطی که دارد و اینک نزدیک راه آهن و ترمینال است خیلی از دخترانی آنجا می آیند که فکر می کنند تهران برایشان جایی که به آرزوهایشان برسند و شرایط و محدودیت هایشان را عوض کنند. متاسفانه می آیند تهران و در دام آسیب های اجتماعی می افتند و تبدیل می شوند به آدم های افسرده ای که از نظر جسمانی و روانی از آنها سوءاستفاده شده است. شرایطی پیدا می کنند که خانواده شان قبولشان نمی کنند. در تهران وارد تجارت های زیرزمینی می شوند و مسابقه هایی برای سوءاستفاده هایشان برگزار می شود.

بلایی که سر زنان آسیب دیده در جنوب تهران می آید

ارتباطی که خانواده با آنها برقرار می کنند باعث می شود آنها دست به گریختن از شرایط بنند. برای دور شدن از آن شرایط به هر کسی اعتماد می کنند و اعتمادها باعث می شود تبدیل به زنان آسیب دیده ای می شوند که در حیطه اعتیاد و رابطه های متعدد جنسی می افتند و یک آسیب به صد آسیب تبدیل می شود.

کاهش آسیب ها و آموزش زنان

ما به کمک شهرداری منطقه 12 و بهزیستی مرکز جامع کاهش آسیب را راه اندازی کردیم برای زنان آسیب دیده که بی خانمان و بی سرپرست هستند. ما سعی می کنیم به این زنان آموزش دهیم، خصوصا به دخترانی که تازه وارد هستند. ما سعی کردیم از طریق مرکز کاهش آسیب این شرایط را به حداقل برسانیم.


10 دیدگاه
  دیدگاه ها
نظر خود را به اشتراک بگذارید
سهراب
1 ماه پیش

ب هرنقطه این جور زندگیها نگاه کنی سرتا پا از ریشه بگیر تا میوه سرتا پا مشکله،، ب نظر من اگ قانون رو فقط یه خورده سخت بگیرن این طور مسایل رو کمتر میبینیم، اول خانوادها باید عرف بشه ک نیان ب امید اینک بچه شان ازدواج کنه درست بشه، یه خانواده دیگه رو بدبخت کنن بعدشم نوه ونتیجه وغیره....دوم اینک قانون ب این راحتی حق طلاق رو نده ب هر بیشعوری ، ک بخاطر اینک کم اورده ادامه زندگی براش مشکله، پس تکلیف این جور بچه های بیگناهی چی میشه،قانون وعرف ورسومات رو بیشتر وسخت تر در جامعه ترویج بدیم کشاهد این طور مسا
فریما
1 ماه پیش

خدا کمکشون کنه.. بعضی از زن و مرد ها لیاقت شنیدن کلمه پدر و مادر رو ندارن و از ارزش این کلمه ها کم میکنن.. ای کاش هیچ وقت بچه ای به دنیا نیاد اگه قراره همچین آینده ای پیدا کنه و ای کاش امنیت جامعه ما یکم بره بالاتر
ناشناس
1 ماه پیش

خدا کمکشون کنه
اکبر
1 ماه پیش

موضوع اصلی اینجاست که وقتی زن و شوهر دچار مشکل میشوند ودارای فرزند هستند دیگران به جای کم کردن مشکل خانواده اتیش بیار معرکه میشوند وفکر مکنند به خواهر یا برادر خود خدمت میکنند در هالی که عین نفهمی است نباید گذاشت کانون خانواده ها از هم متلاشی بشه تا این مشکلات بوجود نیاد البته مسائل مالی در بروز این مشکلات نقش بسزایی داره باید مسولین به جای پرورش تورم به فکر کم کردن آن ودنتیجه بهبود شرایط مالی زندگی اینه همه مثل زنجیر به هم وصل هستند ولی ما بیشتر از دلسوزی برای کودکان وزنان بی سرپرست لذت میبریم
محمد
1 ماه پیش

نوش دارو بعد از مرگ سهراب
مریم
1 ماه پیش

خاک بر سر چنین پدر و مادر های بی لیا قتی کاش جامعه اموزش می داد هر کسی لیا قت بچه دار شدن رو نداره نیاز نیست هر نفهم و بی ریشه ای حتما با ازدواج بچه به این دنیا بیاره
.......
1 ماه پیش

اگه خودشونو معتاد نکنن شاید بتونن یه روزی از فحشا رها بشن حالا یا شوهر خوبی بکنن (البته نباید شوهرشون اینرو بدونه...)یا به اندازه ای پول بدستشون برسه.... که بی نیاز بشن یه مشکلش هم جامعه است که اونها رو دیگه نمیپذیره(البته شایدفقط۵۰درصد جامعه حق داشته باشه ولی باید ۵۰درصد دیگه رو هم دید ...)وباید اینرو هم بپذیریم که اگر جامعه از پذیرش اینها خودداری کنه مشکل حل نمیشه ...
بازدیدکننده
1 ماه پیش

موضوع خوبی بود وخیلی روان وساده توضیح داده بودن: ممنون
Ali
1 ماه پیش

واقعا خدا خیرتون بده، منم یه جوونم و دلم برای هم سن و سالام میسوزه مخصوصا دخترایی که نا خواسته به این راها میوفتن . مرسی از اینکه کمکشون میکنید.
بازدیدکننده
1 ماه پیش

خدالعنت کند که خوشبختی فرزندانشان نمیخواهندورهامیکنندافسوس چرا عشق پدرومادرهافرزندان
دیدگاه خود را ثبت نمایید