به گزارش سرویس مجله خانواده ساعدنیوز، شما زمان زیادی را در محیط کار سپری می کنید بنابراین این امر غیرممکن نیست که رابطه نزدیک شما با همکارتان به ازدواج ختم شود. یک مطالعه در بریتانیا گزارش کرد که 74% کارمندان اداره که بین سنین 25 تا 34 سال بودند اظهار کردند درگیر رابطه عاطفی با همکارشان شده اند. تحقیقات مشاوره ازدواج نشان می دهد ما به افرادی که شبیه ما هستند گرایش داریم و هر چه این شباهت بیشتر باشد احتمال جذب شدن به سمت او بیشتر است. ازدواج با همکار و کسی که در یک محیط با ما کار می کند می تواند چالش هایی را به دنبال داشته باشد اما اگر آگاهانه با آن روبرو شد چندان بد نیست.
محل کار می تواند فرصت مناسبی برای آشنایی و یا یک ازدواج موفق باشد. از طرفی می توانید شناخت بهتری هم از طرف مقابل پیدا کنید و نقطه اشتراک همدیگر را متوجه شوید. اما این را بدانید که تبدیل کردن محل کار به محیطی برای علاقه و آشنایی می تواند مشکلاتی هم ایجاد کند. با توجه به اهمیت این مسئله درمقاله امروز به موضوع چگونگی همکار برای ازدواج پرداخته شده است.
افزایش اعتماد به نفس: ازدواج با همکار و همراه بودن آنها در محیط شغلی سبب می شود فرد احساس تنهایی نکند و در مواقع نیاز بتواند از همسرش کمک بگیرد و به او تکیه کند . همین امر سبب افزایش اعتماد به نفس و بهتر شدن روحیه می شود وافزایش اعتماد به نفس و داشتن روحیه بالا، باعث افزایش انرژی و در نتیجه عملکرد بهتر افراد می گردد.
شناخت بهتر و ازدواج آگاهانه: اگر در محیط کاری با یکدیگر آشنا شوید و خواستگارتان همکارتان باشد ، آشنایی بیشتری با یکدیگر دارید زیرا ماهها و یا حتی سالها در کنار هم بوده اند و با هم آشنا شده اید و همین آشنایی باعث شناخت بهتر و کاملتر می شود و ازدواج به سمت ازدواجی آگاهانه حرکت می کند و زندگی مشترک شما موفق تر از دیگران خواهد شد.
درک متقابل یکدیگر: اگر زن و مرد همکار باشند ، با مشکلات شغلی یکدیگر آشنا هستند و بهتر از دیگران می توانند فرد مقابل را درک کنند . مثلا ازدواج دو پزشک با یکدیگر به علت آشنایی آنها با موقعیت شغلی هم و درک مسئولیت ، محدودیت ها و مشکلات کاری باعث می شود در تحمل این سختی ها هم را یاری رسانند و زندگی بهتری داشته باشنداما ازدواج یک پزشک با فردی کارمند که درک درستی از شغل یکدیگر ندارند باعث می شود آنها مشکلات شغلی هم مانند شیفت های شبانه، ساعات کاری زیاد، خستگی فراوان، حساسیت های روحی و ... را درک نکنند و همین موضوع سبب ایجاد تنش هایی در زندگی زناشویی شان شود.

سردی و یکنواختی روابط:هنگامی که زن و مرد با یکدیگر همکار باشند به علت عدم دوری از یکدیگر و حضور شبانه روزی در کنار هم ، روابطشان سرد و یکنواخت می شود . دوری و در کنار هم نبودن در ساعتی از شبانه روز موجب دلتنگی و در نتیجه عشق و علاقه بیشتر می شود.
ورود مشکلات کاری به خانه: بسیاری از زوجین که با یکدیگر همکار هستند نمی توانند میان کار و زندگی فاصله ایجاد کنند به همین دلیل مسائل کاری خود را وارد خانه می کنند و دعواهای زناشویی شان را وارد محیط کار می کنند .
عدم تحقیقات به علت شناخت نسبی: اگر خواستگار شما همکارتان باشد به این دلیل که فکر می کنید او را کامل می شناسید از تحقیقات محلی خودداری کرده و به اموری چون صحبتهای جدی و منطقی و تحقیق اهمیت نمی دهید اما باید به تحقیقات محلی اهمیت زیادی دهید زیرا یکی از اصول شناخت کاملتر فرد محسوب می شود و برخی از خصلت های فردی تنها در خانواده و محله بروز می یابند .
به خطر افتادن آینده شغلی: ازدواج با همکار به خصوص اگر رئیس شما باشد ، محدودیت ها و معذوریت های فراوانی برای شما به همراه می آورد. مثلا ممکن است با پاسخ منفی به او آینده شغلی تان تا حدودی به خطر افتد و مجبور شوید به او پاسخ مثبت دهید که در این صورت نیز منجر به تشکیل زندگی ناموفق می شود .پاسخ منفی به همکاران معمولی نیز خالی از مشکل نبوده و بر روابط کاری طرفین و نحوه برخورد آنها با یکدیگر تاثیر می گذارد.
ایجاد حساسیت بین روابط با همکاران دیگر: ازدواج با همکار سبب می شود زوجین بر روی روابط همسر خود حساس شوند، روابطی که تا پیش از ازدواج اصلاً برایشان مهم نبوده و به آنها توجه نمی کردند.مثلا خانم دیگر نمی تواند به راحتی با همکار آقای خود گفتگو کند و یا بالعکس .
در حال حاضر بیشتر ساعت های عمر افراد در محیط کار سپری می شود و طبیعی است که ساعت های طولانی در ارتباط بودن با هم باعث ایجاد علاقه و عشق شدید شود...معمولا محل کار محیطی است که بیشتر افراد بهترین رفتارها را از خود نشان می دهند و ظاهری آراسته و مرتب دارند! به همین دلیل باید دقت بیشتری در این زمینه داشت چون ممکن است رفتار همکارتان در بیرون از محیط کار کاملا برعکس آنچه در محل کار است، باشد. آدم ها در محیط کار لایه های ظاهری شخصیتشان را نشان می دهند، نه تمام لایه ها را. بنابراین باید دید همکار آقا یا خانمی که با او در ارتباط هستید و او را به عنوان همکاری با خصوصیات خوب میشناسید، در زندگی مشترک هم چنین خواهد بود؟
معمولا مراودات مستمر در یک محیط نوعی وابستگی ایجاد می کند. پس بهتر است از احساسی که به همکارتان دارید، مطمئن شوید؛ آیا واقعا این حس، به معنای عشق واقعی است یا اینکه به بودن او در کنارتان عادت کرده و به او وابسته شده اید و فکر می کنید عاشقش هستید؟ علاوه بر این، در برخی اداره ها و شرکت ها ازدواج همکاران ممنوع است و این قانون بیشتر در محیط های کاری کشورهای اروپایی دیده می شود زیرا مدیران معتقدند با این کار، کارایی فرد کاهش پیدا می کند. پس همه شرایط و جوانب را خوب بسنجید.
ازدواج با همکار را نه می توان توصیه کرد، نه رد. در این نوع ازدواج هم باید تمام جوانب بررسی شود و صرفا به شناختی که از همکارتان در محیط کار دست پیدا کرده اید، بسنده نکنید چراکه ممکن است در محیط کار رفتاری مغایر با آنچه در خانه دارد، داشته باشد. پس واقع بینانه با این مساله برخورد کنید و مراقب رفتارتان هم باشید زیرا با برداشتن قدمی اشتباه، همکاران خیلی زود به این علاقه پی می برند و ممکن است این مساله در محیط دهان به دهان بچرخد و اگر در نهایت برای ازدواج به توافق نرسید، جو ایجاد شده برایتان مشکل ساز می شود.
معمولا وقتی اطرافیان متوجه می شوند دو همکار قصد دارند با هم ازدواج کنند، مدام از فواید این نوع وصلت می گویند: «این طوری مدت زمان بیشتری کنار هم هستید حتی مسیر رفت و برگشت»، «راحت می تونید برنامه هاتون رو با هم هماهنگ کنید» یا «بالاخره تو محیط کار کسی هست که هواتو داشته باشه» و... شاید این مسایل از نظر دیگران جزو مزیت های ازدواج با همکار باشد و زوج همکار شرایط روانی و فکری یکدیگر را بهتر درک کنند اما اینها فقط ظاهر قضیه است. ازدواج با همکار هم مانند سایر ازدواج ها بی عیب نیست.
واقعیت دیگری که نمی توان آن را انکار کرد، مسایل مربوط به درآمد است که برای خیلی از زوج ها مشکل آفرین است. گاهی زن و شوهرهایی هم که محل کارشان یکی نیست، درباره میزان درآمد و نحوه خرج کردن آن از یکدیگر می پرسند و طرف مقابل را در مورد اینکه چرا پولش را خرج زندگی نمی کند، بازخواست می کنند، حالا اگر همسرتان همکار هم باشد و از چند و چون حقوق یکدیگر باخبر باشید، اوضاع سخت تر می شود. معمولا بیشتر مردان اصرار دارند خانم های شاغل درآمدشان را صرف زندگی کنند درحالی که هر فردی حق دارد در کنار تامین مایحتاج زندگی، بخشی از درآمدش را پس انداز کند.
ازدواج با همکار میتواند تغییرات یا محدودیت هایی را در زندگی مشترک برای طرفین ایجاد کند و باعث بروز برخی ملاحظات شود که شاید تا پیش از ازدواج اصلا برای هیچ یک از طرفین مهم نبوده و حتی به آن توجه نمی کرده اند؛ مثلا وقتی خانم یا آقایی می بیند همسرش ارتباط صمیمی با همکارش دارد و با او گرم صحبت یا خنده است، ناراحت می شود حال آنکه همین فرد قبل از ازدواج درباره نحوه ارتباط با همکاران آقا یا خانم خود حساسیتی نداشته است.
از سوی دیگر، گاهی ساعت های طولانی در کنار هم بودن باعث سردی و یکنواختی روابط می شود و نباید این مساله را نادیده گرفت. تفاهم نداشتن بر سر یک مساله و گاهی بحث کردن در مورد آن، در زندگی هر زوجی اتفاق می افتد و نمی توان آن را انکار کرد. در چنین شرایطی ممکن است زوج همکار اختلاف نظر و قهر و دعواهای خود را به محل کار بکشند و این یعنی باخبر شدن تمام همکاران از مسایل زندگی خصوصی آنها. با وجود این، نباید فراموش کرد زن و شوهرهای همکاری هم هستند که این گونه رفتار نمی کنند بنابراین قبل از ازدواج مرز مشخصی بین زندگی و کارتان تعیین کنید.
یکی از دلایلی که گاهی باعث می شود کار یک زوج همکار به دفتر مشاوره روان پزشکان بکشد، ارتقای شغلی یکی از طرفین در محیط کار است؛ موضوعی که در فیلم «همسر» (ساخته مهدی فخیم زاده) به خوبی نمایش داده شد؛ زن و شوهری که در شرکتی کار می کنند و رییس شرکت به جرم اختلاس دستگیر می شود. مرد هم که معاونت شرکت را به عهده دارد، مطمئن است وی را به ریاست شرکت انتخاب خواهند کرد ولی هیات امنا همسر او را برمی گزیند.
مرد که تحمل ریاست همسرش را ندارد، مشکلاتی در محل کار و در نتیجه خانواده به وجود می آورد. علاوه بر این، اخراج یا تعدیل یکی از طرفین هم می تواند مشکل ساز باشد. مثلا ممکن است زنی که به دلیل تعدیل نیرو از شرکت بیرون آمده، عزمش را جزم کند که شوهرش هم از محیط کار بیرون بیاید. چون معتقد است محیط کار را به خوبی می شناسد و می داند چه کسانی در اطراف همسرش هستند و اینکه همسرش با زنان یا مردان شرکت ارتباط صمیمی ای دارد او را ناراحت می کند. قبل از هر اقدامی تمام جوانب را در نظر بگیرید و در خصوص این مسایل با طرف مقابلتان صحبت کنید.
آدم های کنجکاو همه جا هستند. وجود این افراد فقط محدود به آشنایان و اطرافیان نمی شود و ممکن است در محیط کار هم همکار کنجکاوی داشته باشید که بخواهد سر از زندگی تان دربیاورد. کنجکاوی هایی از این دست که «شوهرت به تنهایی مخارج خانه را تامین می کند یا اینکه تو هم مجبوری او را همراهی کنی»، «چرا اجازه می دهی همکاران خانم یا آقا همسرت را به اسم کوچک صدا کنند» و... پس مراقب رفتار و گفتارتان در محیط کار باشید و حساسیت های بی جا نشان ندهید زیرا از هر نظر زیر ذره بین نگاه دیگر همکاران هستید.
بدیهی است که همه آشنایی هایی که در محیط کار شکل می گیرد و به ازدواج ختم می شود پایان خوشی نداشته باشد و ممکن است به جدایی ختم شود. چنانچه شما و همسرتان تصمیم به جدایی گرفتید خود را برای این امر آماده کنید. در نظر داشته باشید که این فقط شما و همسرتان نیستید که با این مسئله درگیرید بلکه کل محل کارتان و آینده محیط کاریتان نیز متاثر از انتخاب شما برای جدایی است.
جدایی تلخ و دردناک است اما شما باید در مواجهه با آن گشاده برخورد کنید. به همکارانتان بگویید که تصمیم به جدایی دارید اما همچنان به عنوان یک همکار خوب در کنار هم به کار خود ادامه خواهید داد. از شریک زندگیتان هم بخواهید که مانند شما رفتار کند. چنانچه به این نتیجه رسیدید که کار کردن در یک محیط کاری برای هر دویتان ناخوشایند و دشوار است بهتر است انتقالی بگیرید یا شغلتان را تغییر دهید.